تاریخ : دوشنبه, ۱۳ مهر , ۱۴۰۵ 23 ربيع ثاني 1448 Monday, 5 October , 2026

خلاصه سخنرانی ولادیمیر پوتین در نشست والدای ۲۰۲۶

  • ۱۳ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۲
خلاصه سخنرانی ولادیمیر پوتین در نشست والدای ۲۰۲۶
سخنرانی پوتین در والدای ۲۰۲۶ را می‌توان ترکیبی از هشدار و امید، نقد و چشم‌انداز دانست.

#اختصاصی

نویسنده: بابک بوذری. دکتری مطالعات روسیه دانشگاه تهران

در جلسه عمومی بیست‌وسومین نشست سالانه باشگاه گفتگوی بین‌المللی والدای، ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، با موضوع «مسئولیت در قبال آینده: محدودیت‌های ممکن یا امکانات نامحدود؟» سخنرانی کرد. فئودور لوکیانوف، مدیر تحقیقات بنیاد توسعه و پشتیبانی باشگاه والدای، مجری این جلسه بود. او در آغاز گفت گزارش سالانه امسال با عنوان «وحشت نکنید» ارائه شده و پیام اصلی آن این است که در شرایط پرتنش کنونی، باید از هیاهو، جنجال و بدترین سناریوها پرهیز کرد. او سه مفهوم «تغییر»، «مسئولیت» و «آرامش» را کلیدهای نشست امسال خواند. سپس ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، به سالن آمد و سخنرانی خود را در فضایی آغاز کرد که به گفته خودش، اگرچه نیاز به آرامش دارد، اما مسائل فوری و خطرناک را نمی‌توان نادیده گرفت. پوتین سخنان خود را با اشاره به سنت باشگاه والدای آغاز کرد: گردهمایی برای بحث درباره مهم‌ترین مسائل جهان و تلاش برای نه‌تنها تشخیص وضعیت کنونی، بلکه ترسیم خطوط کلی نظم جهانی در حال ظهوراست. او گفت ثروت فکری و تجربه ارتباط مستقیم این باشگاه زمانی مورد تقاضا خواهد بود که شرق و غرب، شمال و جنوب، دیر یا زود بر سر اصول تشکیل نظم جهانی جدیدی به توافق برسند که بتواند پیشرفت و توسعه بشریت را در دهه‌های آینده تضمین کند. اما به گفته او، امروز با چالش‌های فوری‌تر و مبرم‌تری روبه‌رو هستیم. اگرچه مجری گفته همه باید آرام شوند، مسائل مبرم از بین نرفته‌اند

جهانی در نقطه تغییرات بنیادین

پوتین سخنانش را با این ایده آغاز کرد که جهان به نقطه‌ای چرخشی و تعیین‌کننده رسیده است. از نگاه او، سیاست تنها پوسته بیرونی تغییرات عمیق‌تری است که در همه حوزه‌ها جریان دارد: فناوری، ساختار اجتماعی، اقلیم، پزشکی، امور نظامی، اخلاق زیستی، انرژی، جمعیت، دیجیتالی‌شدن و هوش مصنوعی. این تغییرات هم‌زمان رخ می‌دهند و تأثیرشان بر جوامع و دولت‌ها یکدست و آسان‌فهم نیست. بشر، به باور او، تغییرات بزرگ را احساس می‌کند، اما هنوز مقیاس واقعی چالش را درک نکرده است. خطرها و فرصت‌ها در هم تنیده‌اند و نمی‌توان آنها را از یکدیگر جدا دید.

رئیس‌جمهور روسیه تأکید کرد که سخن فقط بر سر جابه‌جایی قدرت میان دولت‌ها یا توزیع مجدد نفوذ اقتصادی و فناوری نیست؛ هرچند اینها نیز اهمیت دارند. مهم‌تر آن است که تغییرات به ماهیت زیست‌شناختی، اخلاقی و معنوی انسان، به شیوه وجود و مبانی جهان‌بینی او مربوط می‌شود. فناوری می‌تواند عمر را طولانی‌تر و زندگی را بهتر کند، اما همان فناوری توان نابودی همه‌جانبه را نیز بالا می‌برد؛ چه در جنگ، چه در تخریب محیط زیست و چه در از دست رفتن کنترل بر فرآیندهای فناورانه. چنین فضایی، به گفته او، عصبانیت، تنش داخلی و بی‌اعتمادی به فردا را افزایش می‌دهد. یکی از پیامدها، تب سیاسی در بسیاری از کشورهاست؛ به‌ویژه اینکه نظام‌های حزبی کلاسیک دیگر ساختار اجتماعی به‌سرعت‌درحال‌تغییر را بازتاب نمی‌دهند.

ثبات داخلی، صادرات بی‌ثباتی و آینده درگیری‌ها

در ادامه، پوتین به رابطه میان ثبات داخلی و سیاست خارجی پرداخت. به باور او، برای هر دولتی، صرف‌نظر از ساختار و سنت‌های فرهنگی-تاریخی، ثبات داخلی مهم‌ترین مسئله است. دولت‌ها برای حفظ این ثبات ممکن است دست به اقداماتی بزنند که بر کشورهای همسایه، منطقه و حتی کل جهان اثر بگذارد. تعبیر او این بود که برخی دولت‌ها بی‌ثباتی را «صادر» می‌کنند. این وضع، تنش بین‌المللی را تشدید می‌کند و فضای جهانی را ناامن‌تر می‌سازد.

او پیش‌بینی کرد که در سال‌های آینده، ادامه درگیری‌های بین‌المللی بسیار محتمل است. دلیلش تنها سیاست نیست؛ تغییرات بنیادین و فرصت‌های تازه، جاه‌طلبی‌ها و آمادگی برای ریسک‌کردن به‌خاطر بردهای بزرگ را تقویت می‌کند. با این حال، پوتین ابراز امیدواری کرد که در این ارزیابی اشتباه کند. او در چشم‌انداز راهبردی، حرکت جهان به سمت نظم چندقطبی پایدارتر، دموکراتیک‌تر و آزادتر را اجتناب‌ناپذیر دانست؛ نظمی که با کنار رفتن سلطه غرب شکل می‌گیرد. اما این مسیر پرخطر است و برای دولت‌ها، جوامع و انسان‌ها خطرهای گوناگون به همراه دارد. وظیفه اصلی تصمیم‌گیرندگان، کاهش همین خطرها در همه سطوح است.

پوتین در همین بخش، پرسشی بنیادین مطرح کرد: آیا در برابر تغییرات کنترل‌نشده، باید احتیاط و دوراندیشی پیشه کرد یا با رویکردی فعال به استقبال سناریوهای نامطلوب رفت و شرایط را به نفع خود تغییر داد؟ پاسخ او این بود که هیچ نسخه واحدی وجود ندارد. گاه احتیاط نجات‌بخش است و گاه اقدام فعال. اما در شرایط «پلی‌کریسیس» یعنی بحران همه‌جانبه و همه‌گیر، تصمیم‌گیرندگان به‌سختی می‌توانند از آشفتگی مدیریت روزمره فاصله بگیرند و به آینده نگاه کنند. این وضع، به گفته او، بسیار خطرناک است؛ زیرا وظایف امروز اهداف راهبردی را به حاشیه می‌رانند.

بحران نهادها و پرسش اصلاح سازمان ملل

پوتین در بخش بعدی سخنانش به نهادهای بین‌المللی رسید. از نگاه او، سازوکارهای هماهنگی منافع و اقدامات دولت‌ها که در دوره‌های پیشین ساخته شده‌اند، دیگر کارآمد نیستند. نه به این دلیل که ذاتاً بد بودند، بلکه شرایط تغییر کرده است. واقعیت جدید به‌تدریج ابزارهای تازه می‌سازد، اما این فرآیند طولانی و پرپیچ‌وخم است. او برخی سازمان‌های بین‌المللی را متهم کرد که به جای کاهش خطر، گاه آن را تولید یا تحریک می‌کنند و در خدمت منافع یک کشور یا گروهی از کشورها قرار می‌گیرند.

رئیس‌جمهور روسیه به نقد سازمان ملل نیز پرداخت. او گفت این سازمان بر اساس منشور خود باید نقش سازوکار مرکزی هماهنگ‌کننده در امور جهانی را ایفا کند، اما همه نقدها به آن عادلانه نیست. با این حال، برخی ایرادها وارد است. بخشی از این ایرادها به این واقعیت برمی‌گردد که سازمان ملل، با اینکه نماینده‌ترین نهاد جهانی است، در عمل کمتر از آنچه طراحی شده بود، به‌صورت جمعی و دموکراتیک اداره می‌شود. گروه محدودی از کشورهای غربی، با اینکه اقلیت آشکار جهانی‌اند، نفوذ نامتناسبی دارند و می‌کوشند وظایف مدیریتی را تصاحب کنند. چون نفوذ واقعی این دولت‌ها به نفع اکثریت جهانی خودمختارتر و بااعتمادبه‌نفس‌تر کاهش می‌یابد، عدم تعادل‌های ساختاری سازمان ملل آشکارتر می‌شود.

پوتین از اصلاح عادلانه سازمان ملل حمایت کرد؛ اصلاحی که در آن کشورهای آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین و خاورمیانه نقش بسیار مهم‌تری داشته باشند. اما او تأکید کرد که چنین اصلاحی بدون اجماع داخلی، که دستیابی به آن دشوار است، ممکن نیست. به گفته او، تحول سازمان ملل فقط گسترش شورای امنیت نیست؛ محتوا، اولویت‌ها و جهت‌گیری‌های کاری سازمان نیز باید تغییر کند. تغییرات جهانی پرسش‌های تازه‌ای ایجاد کرده‌اند که پیش‌تر وجود نداشتند. او همچنین به ساختارهای جدیدی مانند بریکس اشاره کرد و گفت آنها چشم‌انداز بزرگی دارند، اما نباید انتظار داشت به‌سرعت نظم چندقطبی را بسازند. این راهی طولانی و پرناشناخته است، اما به نتیجه خواهد رسید.

هوش مصنوعی، حاکمیت دیجیتال و مرزهای اخلاق

یکی از مهم‌ترین بخش‌های سخنرانی پوتین به هوش مصنوعی اختصاص داشت. او آن را روشن‌ترین نمونه پرسش‌های تازه عصر حاضر خواند. به باور او، همه باید بیاموزند با هوش مصنوعی زندگی و کار کنند. پرسش این است که توسعه سریع آن بر سطح فکری بشریت و میراث معنوی و فرهنگی آن چه تأثیری خواهد گذاشت. او به مفهوم «دیجیتالی‌سازی محتاطانه» اشاره کرد؛ یعنی پرهیز از ورود کنترل‌نشده چنین فناوری‌هایی به حوزه‌هایی که همواره برای رشد اخلاقی انسان مهم و حساس بوده‌اند. پوتین هشدار داد که گسترش هوش مصنوعی می‌تواند به «توتالیتاریسم دیجیتال» و بی‌شخصیت‌سازی انسان‌ها منجر شود؛ این بار از طریق الگوریتم‌هایی که کسی تنظیم کرده است. چنین وضعی، به گفته او، همان‌قدر بن‌بست، تاریک و ضدبشری خواهد بود که نمونه‌های شناخته‌شده جوامع توتالیتر گذشته. او پرسش مهم دیگری نیز مطرح کرد: دولت‌هایی که به‌طور فزاینده بر پایه دیجیتال اداره می‌شوند، چگونه می‌توانند حاکمیت خود را در این حوزه تضمین کنند؟ چگونه می‌توانند امنیت و اصالت خود را حفظ کنند، بدون اینکه از پیشرفت جهانی جدا شوند و در توسعه فناوری عقب بمانند؟

در ادامه، به حوزه‌ای رسید که علم و فناوری در آن تغییرات بنیادین ایجاد کرده‌اند: توانایی انسان برای مداخله عمیق در آنچه پیش‌تر در اختیار خالق تلقی می‌شد؛ تغییرات ژنتیکی، تأثیر بر شکل‌گیری شخصیت، برنامه‌ریزی رفتار و حتی شیوه تفکر. پوتین خواستار همکاری کشورها و جوامع برای یافتن راه‌حل‌های قابل قبول در این مسائل بسیار حساس و وجودی شد. به باور او، انجام این کار در چارچوب سازمان‌های بین‌المللی منطقی است، اما بسیاری از این نهادها تحت نفوذ بیش‌ازحد کشورهای غربی‌اند که به پیشرفت همگانی علاقه ندارند و در پی حفظ قدرت خود هستند. نهادهای مؤثر پس از جنگ جهانی دوم، وضعیت ربع دوم قرن بیست‌ویکم را بازتاب نمی‌دهند.

نظم درهم‌ریخته و مسئولیت قدرت‌های بزرگ

پوتین سپس به این پرسش رسید که آیا جهان محکوم به هرج‌ومرج است. پاسخ او منفی بود. او یادآور شد که جهانی که با هنجارهای دقیق و نهادهای تنظیم‌کننده اداره می‌شود، پدیده‌ای نسبتاً جدید و مربوط به قرن گذشته است. همه قرن‌های پیشین بدون چنین ساختاری گذشتند. خودبینی، حسادت و طمع همیشه در سیاست جهانی وجود داشته و اکنون نیز دارد. با این حال، قدرت‌های مسئول همواره به‌نحوی رقابت می‌کردند، اما با هم نیز کار می‌کردند و می‌کوشیدند ثبات را حفظ کنند.

اکنون، در شرایط بحران نهادها و افول حقوق بین‌الملل، مسئولیت عظیمی بر دوش قدرت‌های بزرگ قرار می‌گیرد؛ مسئولیتی هم‌اندازه با توانایی‌های عظیم آنها. این دولت‌ها می‌توانند روندهای جهانی را یک‌باره به سمت پیش‌بینی‌پذیری و امنیت بیشتر یا به سمت تعمیق، تشدید و فروپاشی همه مشکلات سوق دهند. پوتین هشدار داد که نبود قواعد عمومی و شناخته‌شده، نبود درک اصل امنیت برابر و تقسیم‌ناپذیر، یا لغو این اصل، غالباً به رفتار خودخواهانه و تلاش برای کسب مزیت یک‌طرفه می‌انجامد. به گفته او، همه تابوهای قابل تصور و غیرقابل تصور نقض می‌شوند. او در همین بخش بر اهمیت اخلاق و حقوق عرفی در روابط بین‌الملل تأکید کرد. به باور او، محدودیت‌های اخلاقی و آداب مهم‌اند، زیرا احترام به آنها امکان گفت‌وگو را ایجاد می‌کند. در مقابل، عدم اجرای سیستماتیک تعهدات، فریب، تبدیل ارتباط به مسخره، تبدیل گفت‌وگوی محتوایی به تبلیغات و وارونه‌کردن واقعیت‌ها برای سود لحظه‌ای، اساس همزیستی بین‌المللی را نابود می‌کند. اصل «زور هست، عقل لازم نیست» گاه برای برخی بازیگران بین‌المللی راهنما به نظر می‌رسد، اما تاریخ نشان داده این راه هرگز به خیر منتهی نمی‌شود.

اوکراین از نگاه کرملین

پوتین بخش مهمی از سخنان خود را به جنگ اوکراین اختصاص داد. او گفت در سالن افرادی با دیدگاه‌های بسیار متفاوت درباره این درگیری و علل آن حضور دارند و می‌خواهد دو کلمه درباره آن بگوید. به روایت او، بخشی از جامعه کارشناسی این پرسش را مطرح می‌کند که روسیه از صلح سخن می‌گوید، اما خود جنگ را آغاز کرده است. پوتین این روایت را رد کرد و گفت این روسیه نبود که خواهان جنگ بود و آن را آغاز کرد، بلکه با روسیه جنگ را آغاز کردند. او گفت نباید سال‌ها ناسیونالیسم تهاجمی و روس‌هراسی در اوکراین تشویق می‌شد تا این کشور به ابزاری برای مبارزه با روسیه تبدیل شود. نباید ناتو توسعه نظامی سرزمین‌های تاریخی روسیه را به نفع خود آغاز می‌کرد. نباید رادیکال‌ها در کی‌یف به کودتای دولتی تحریک می‌شدند و سپس رژیم حاصل با سلاح‌های تهاجمی تقویت می‌شد. نباید برای ساکنان دونباس و کریمه اردوگاه‌های کار و سرکوب برنامه‌ریزی می‌شد. نباید غیرنظامیان را فقط به این دلیل که از نظر ملیت و روح روسی بودند، با تانک، موشک و هواپیما هدف قرار می‌دادند و زنده‌زنده می‌سوزاندند.

او ابراز اطمینان کرد روسیه آگاهانه در وضعیتی قرار داده شد که در پاسخ به این تجاوز آشکار، ناچار شد با سلاح از خود دفاع کند. به گفته او، روسیه را آگاهانه به این مرز کشاندند و نباید روس‌هراسی، سرکوب و کشتار روس‌ها و نابودی روسیه به ایدئولوژی دولتی تبدیل می‌شد و هدف شکست راهبردی روسیه تعیین می‌گردید. پوتین در پایان این بخش گفت اگر همه می‌خواهند زندگی کنند، باید دوستانه و با هم زندگی کرد و راه‌حل یافت. ساخت اعتماد فرآیندی پیچیده و شکننده است؛ ایجاد آن دشوار و نابودی آن آسان است. به باور او، دیر یا زود وضعیت بین‌المللی به نوعی توازن پایدار خواهد رسید. اما این فرآیند به سازش متقابل، حرکت به سمت یکدیگر و ارزیابی هوشیارانه اوضاع، از جمله از سوی غرب، نیاز دارد. قدرت هژمون پیشین ناگزیر باید واقعیت‌های جهان چندقطبی را بپذیرد و بیاموزد با کشورهای اکثریت جهانی بر پایه احترام به منافع بنیادین آنها همکاری کند.

فروپاشی شوروی و هشدارهای نادیده

پوتین در ادامه به تاریخ روسیه و فروپاشی شوروی پرداخت. او گفت روسیه مسیر دشواری را طی کرده و ۳۵ سال پیش فروپاشی ساختار دولتی را تجربه کرد که برای ده‌ها میلیون نفر فاجعه بود. کسانی که یک‌شبه «در خارج از کشور» بیدار شدند و سرنوشتشان و سرنوشت فرزندانشان تغییر کرد. به گفته او، این تحول در روسیه، کشورهای همسایه و امور جهانی تأثیر بنیادین گذاشت. او رهبران اواخر دوره شوروی را به ساده‌لوحی، خوش‌بینی بی‌جا و اعتماد کورکورانه به غرب متهم کرد. اعتماد به «توافق‌های جنتلمنی» و این تصور که کافی است حرف را باور کرد و توافق کرد، به گفته او، با اتحاد شوروی شوخی بدی کرد.

پوتین فروپاشی شوروی را نتیجه ترکیبی از عدم تعادل‌های داخلی انباشته و خطاهای نسل‌های مختلف رهبری دانست. کوته‌بینی، کلیشه‌های ایدئولوژیک تنگ، عدم حرفه‌ای‌گری و جاروکردن مشکلات آشکار زیر فرش، گام‌به‌گام وضعیت شوروی را تضعیف کرد و در نهایت به فروپاشی آن انجامید. او تأکید کرد آنچه امروز در جهان می‌گذرد، تا حد زیادی میوه ناتوانی یا بی‌میلی سیاستمداران پایان قرن بیستم در شرق و غرب برای رویکردی جدی به دوران تغییرات عظیم است. این جابه‌جایی مسئولیت به رهبران گذشته نیست، بلکه واقعیت است.

او در همین بخش از اگون بار، سیاستمدار آلمانی، یاد کرد. به گفته پوتین، بار در سال‌های ۱۹۹۰ هشدار داده بود که اگر گام‌های تعیین‌کننده برای غلبه بر تقسیم اروپا برداشته نشود، تحول می‌تواند بسیار نامطلوب شود و شوروی را به انزوای بین‌المللی محکوم کند. بار پیشنهاد ایجاد شورای امنیت با مشارکت آمریکا و شوروی و اختیارات گسترده کرده بود. اما پس از فروپاشی شوروی، در غرب همان نیروهایی پیروز شدند که بار درباره‌شان هشدار داده بود؛ نیروهایی که تمایلی به همکاری همه‌اروپایی نداشتند. به روایت پوتین، آنها با وجود تلاش‌های چندساله روسیه جدید برای پیوستن به تمدن به‌اصطلاح غربی، در عمل همه‌کار کردند تا روسیه را منزوی و خود فدراسیون روسیه را نیز تجزیه کنند. او گفت هنوز نیز در محافل گوناگون می‌گویند «باید امپراتوری را تجزیه کرد». همه اینها به وضعیت بسیار خطرناک کنونی در اروپا و جهان انجامید.

تشدید، هسته‌ای و کالینینگراد

پوتین در بخش پایانی سخنرانی ، به خطر تشدید تنش پرداخت. او گفت واژه «تشدید» در تحلیل درگیری‌ها زیاد به کار می‌رود. بی‌میلی به دیپلماسی واقعی، بالا بردن دامنه تنش، عبور از خطوط قرمز و امید به ترساندن رقیب، اوضاع را خطرناک‌تر می‌کند. به گفته او، تشدید همیشه یک‌طرفه نیست و پاسخ‌ها زنجیره‌وار افزایش می‌یابد. او به اصل «تفنگ چخوف» اشاره کرد: اگر تفنگی در ابتدای نمایش روی دیوار آویزان باشد، در پایان شلیک خواهد شد. به باور او، هرچه هدف «شکست راهبردی» حریف علنی‌تر باشد، احتمال ورود نبرد به مرحله‌ای وحشتناک‌تر بیشتر می‌شود.

درباره کالینینگراد و رزمایش‌های ناتو، پوتین گفت روسیه کسی را نمی‌ترساند. بیانیه وزارت خارجه و نامه‌های ارسالی، پاسخ به تلاش برای ترساندن روسیه است. او گفت سیاستمداران غربی خود از آماده‌سازی جنگ با روسیه در سال‌های ۲۰۲۹ یا ۲۰۳۰ سخن می‌گویند و در دریای بالتیک رزمایش می‌کنند. به هشدار او، اگر کار به حمله مستقیم به فدراسیون روسیه برسد، مسئله استفاده از همه سلاح‌های موجود در اختیار کشور فوراً در دستور کار قرار می‌گیرد. او تأکید کرد که اگر روسیه با دشمنی دو برابر بزرگ‌تر روبه‌رو شود، باید از مزیت‌های رقابتی خود در ابزارهای دفاعی استفاده کند. فرانسه و بریتانیا قدرت هسته‌ای هستند و روسیه این را می‌داند، اما به گفته او هیچ‌کس دیگری سلاح‌هایی را که روسیه امروز دارد، ندارد. پوتین تصریح کرد که در نامه وزارت خارجه صریحاً به سلاح هسته‌ای اشاره نشده، بلکه از «استفاده از تمام نیروها و ابزارهای کشور» سخن رفته است. در پاسخ به این نکته که دبیرکل ناتو این هشدار را جدی نمی‌داند، او گفت اگر تهدیدهای آنها علیه روسیه جدی گرفته نشود، روسیه نیز آنها را جدی نمی‌گیرد.

مسائل جهانی، اوراسیا و منشور چندقطبی

پوتین در بخشی دیگر از سخنانش هشدار داد که در فضای درگیری، حل واقعی مسائل جهانی قربانی شده است. اقلیم، محیط زیست، فقر و نابرابری که تا چندی پیش درباره‌شان سخن گفته می‌شد، امروز به حاشیه رانده شده‌اند، اما شدتشان کاهش نیافته است. به باور او، دلیلی برای امیدواری نیست که جامعه بین‌المللی در آینده نزدیک به‌طور جدی به این دستور کار بپردازد. بنابراین اگر حل جهانی ممکن نیست، باید در سطح منطقه‌ای به آنها پرداخت. او اوراسیا را «خانه بزرگ» روسیه خواند و گفت ترتیبات این منطقه بر کل عرصه بین‌المللی اثر می‌گذارد. در شرایط بی‌ثباتی جهانی، ایده «شراکت بزرگ اوراسیایی» اهمیت ویژه‌ای می‌یابد. به گفته او، اوراسیا می‌تواند نمونه اولیه ارتباط بین‌المللی در شرایط ناهمگونی فرهنگ‌ها، رویکردها و منافع باشد؛ جایی که تفاوت‌ها نه مانع، بلکه مزیت شوند. او از تدوین «منشور اوراسیایی چندقطبی‌گرایی و تنوع در قرن بیست‌ویکم» با همکاری بلاروس و دیگر کشورها خبر داد و گفت کار عملی بر این سند در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل آغاز شده است.

جمع‌بندی: مسئولیت در قبال آینده

پوتین سخنان خود را با تأکید بر مسئولیت مشترک همه و کل جامعه جهانی در قبال فردا پایان داد. او گفت این سخن اغراق یا استعاره نیست، بلکه وظیفه‌ای کاملاً کاربردی است که باید بدون تعویق به آن پرداخت. او ابراز امیدواری کرد نسل‌های آینده از کتاب‌های تاریخ بیاموزند که ربع دوم قرن بیست‌ویکم نقطه چرخشی بود؛ زمانی که بشریت، با درک مقیاس تغییرات و چالش‌های وجودی، نیرو یافت که دشمنی‌ها، جاه‌طلبی‌ها و خودخواهی را کنار بگذارد و برای حل مشکلات مشترک متحد شود؛ انقلاب فناورانه را از مجموعه‌ای از تهدیدها به طیف گسترده‌ای از فرصت‌ها تبدیل کند؛ حل مشکلات نابرابری اجتماعی و تخریب محیط زیست را نه در حرف بلکه در عمل آغاز کند؛ بی‌ثمر بودن تقابل نظامی و دیکتاتوری و ضرورت راه‌حل قابل قبول برای همه در مسائل و مشکلات را درک کند؛ و سرانجام ساخت نظم جهانی پایدار جدید را آغاز کند. پوتین گفت اطمینان دارد که همین‌گونه خواهد شد، زیرا اگر همه اینها رخ ندهد، خطر آن است که کسی نماند که این کتاب‌ها را بخواند و خود کتاب‌ها نیز پدید نیایند. او با دعوت به باور به بهترین‌ها و مهم‌تر از آن انجام همه‌کار برای تحقق آن، سخنان خود را به پایان برد و از حاضران تشکر کرد.

نتیجه گیری:

در مجموع، سخنرانی پوتین در والدای ۲۰۲۶ را می‌توان ترکیبی از هشدار و امید، نقد و چشم‌انداز دانست. هشدار درباره خطرهای فزاینده جهانی، تشدید تنش، جنگ‌های خودمختار و توتالیتاریسم دیجیتال؛ نقد نظم غرب‌محور و نهادهای بین‌المللی ناکارآمد؛ دفاع از اقدامات روسیه در اوکراین؛ و در نهایت، ترسیم چشم‌اندازی از نظم چندقطبی آینده که به گفته او اجتناب‌ناپذیر است، اما می‌تواند بسیار پرتنش، غیرقابل‌پیش‌بینی و خطرناک باشد. پرسش اصلی او این بود: آیا بشر می‌تواند پیش از رسیدن به نقطه بی‌بازگشت، مسئولیت مشترک خود را بپذیرد؟ پاسخ او، با وجود همه تلخی‌ها، امید بود؛ اما امیدی مشروط به اقدام، نه انتظار.

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=14811
  • نویسنده : بابک بوذری. دکتری مطالعات روسیه دانشگاه تهران
  • منبع : موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
  • 10 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰

دیدگاهها بسته است.

برچسب ها
آسیای مرکزی،روسیه،اوکراین آفریقا،روسیه آمریکا،روسیه،تحریم ارمنستان،باکو،ترکیه،ایران افغانستان،طالبان،قدرت اوراسیا،ایران،تجارت اوکراین،آمریکا،روسیه اوکراین،روسیه،آمریکا،جنگ اوکراین،روسیه،جنگ ایران،آذربایجان ترکیه،زلزله ترکیه،زلزله،امنیت رشت،روسیه،ایران،آستارا روسیه،اعراب،اوکراین روسیه،اوکراین،آمریکا روسیه،ایبورسک روسیه،ایران روسیه،ایران،اتحاد روسیه،ایران،تجارت روسیه،تاجیکستان روسیه،خاورمیانه روسیه،خاورمیانه،آفریقا روسیه،دریای سرخ روسیه،سند،سیاست روسیه،سیاست خارجی غلات،روسیه،اوکراین قزاقستان،ازبکستان قزاقستان،انتخابات قطار، ریل نفت،روسیه،آذربایجان هند،چین،بالون چین،آمریکا چین،آمریکا،بالن چین،اوکراین،جنگ،ر.سیه چین،ایران چین،ایران،اوکراین،روسیه چین،ایران،رئیسی چین،ایران،عربستان چین،ترکیه،روسیه،آسیای مرکزی چین،روسیه چین،روسیه،اوکراین چین،روسیه،ایران چین،هند چین،هژمونی،غرب چین،پاکستان،هند،هسته ای