تاریخ : شنبه, ۹ مهر , ۱۴۰۱ 6 ربيع أول 1444 Saturday, 1 October , 2022
از تهدید متقابل تا ترس در شرق اروپا

مرحله جدید روابط روسیه و ناتو

  • ۲۹ آذر ۱۴۰۰ - ۱۷:۲۳
مرحله جدید روابط روسیه و ناتو
سرنوشت ژئوپلتیک دریای سیاه سرنوشتی متناقض است؛ پس از فروپاشی بلوک کمونیست، تحولات بزرگ و تلاش برای بازگرداندن توازن قدرت در منطقه شروع شده است. این دریای سنگری راهبردی برای روسیه و منطقه‌ ای استراتژیک برای ناتو است و جدا از درگیری‌ های اخیر منطقه قره ‌باغ و احتمال تشدید درگیری‌ ها در شرق اوکراین یا اطراف کریمه و دریای آزوف، برای بسیاری از کشورهای ساحلی به ‌ویژه روسیه، ترکیه و رومانی اهمیت فوق‌ العاده‌ای کسب کرده است.

علی بمان اقبالی زارچ

روسیه روز جمعه ۲۶ آذر ماه ۱۴۰۰ از پیشنهادهایی برای محدود کردن نفوذ نظامی آمریکا و ناتو در همسایگی خود پرده برداری کرد که طی آن می خواهد در مورد اقداماتی که برای جلوگیری از تشدید تنش ضروری می داند با ایالات متحده آمریکا مذاکره کند. این اسناد در بحبوحه تشدید تنش‌های روسیه و غرب در اطراف اوکراین منتشر می‌شود و در حالیست که آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها مسکو را به طراحی حمله نظامی علیه این کشور متهم می‌کنند.

منطقه پیرامونی دریای سیاه تنوعی از کشورها با فرهنگ، دین، ملل و اقوام مختلف است. در غرب و جنوب، کشورهای رومانی، بلغارستان و ترکیه عضو ناتو هستند. در شمال، با مرز نامشخص اوکراین و روسیه، ضریب قابل‌ توجهی از بی‌ ثباتی و ناامنی وجود دارد. بحران‌ های تاریخی زیادی در منطقه تجربه‌ شده که  خیلی هم منجمد نیستند و همیشه می‌ توانند دوباره در منطقه وسیع‌ تری از دریای سیاه فوران کنند: از جمله در ترانسیستریا، اوستیا، آبخازیا، قره ‌باغ و دونباس. پیمان ناتو در صدد تقویت جناح شرقی خود است؛ درحالی ‌که روسیه این منطقه را سنگری راهبردی برای خود تلقی می‌ نماید. در این شرایط که خطر رویارویی روسیه و ناتو را هشدار می‌دهد، کشورهای شرق اروپا در حاشیه دریای سیاه نسبت‎ به تحولات اخیر در قفقاز جنوبی، نگرانی ‌های چندوجهی امنیتی و تأمین انرژی در کنار تهدیدهای بالقوه روسیه و حتی ترکیه را دارند. اگرچه این کشورها خواهان پایان جنگ و درگیری‌ ها هستند، بااین ‌حال، با توجه به ظرفیت‌های محدود سیاسی، اقتصادی و دفاعی توان تأثیرگذاری اندکی در روند تحولات خشن منطقه قره‌باغ دارند.

سرنوشت ژئوپلتیک دریای سیاه سرنوشتی متناقض است؛ پس از فروپاشی بلوک کمونیست، تحولات بزرگ و تلاش برای بازگرداندن توازن قدرت در منطقه شروع شده است. این دریای سنگری راهبردی برای روسیه و منطقه‌ ای استراتژیک برای ناتو است و جدا از درگیری‌ های اخیر منطقه قره ‌باغ و احتمال تشدید درگیری‌ ها در شرق اوکراین یا اطراف کریمه و دریای آزوف، برای بسیاری از کشورهای ساحلی به ‌ویژه روسیه، ترکیه و رومانی اهمیت فوق‌ العاده‌ای کسب کرده است. البته فعلاً اولویت اصلی روسیه چشم‌انداز رشد بیشتر و امکان تقویت تجهیزات و توان دریایی است. حضور نظامی و فعالیت‌های ناتو و به‌ ویژه ایالات‌ متحده در دریای سیاه، هردو می‌ تواند منجربه نظامی‎ شدن بیشتر منطقه و افزایش خطرات رویارویی مستقیم روسیه با ناتو شود. با الحاق مجدد شبه‌ جزیره کریمه به روسیه، کشورهای رومانی و بلغارستان نیاز بیشتری به همکاری در چارچوب ساختارهای سیاسی-نظامی ‌پیمان آتلانتیک شمای (ناتو) احساس می‌ کنند. دبیرکل ناتو، ینس استولتنبرگ، دریای سیاه را «منطقه‌ ای استراتژیک» اعلام کرده و می‌ گوید حضور ناتو این منطقه  تقویت می‌ شود. اندکی بعد وزیر دفاع روسیه، سرگئی شویگو، در واکنش به اظهارت دبیر کل ناتو، با اشاره به حضور روزافزون ناوگان ناتو در دریای سیاه گفت: «ناوگان ‌ها و کشتی‌ های کشورهای غیرساحلی در منطقه حضور دارند و ما حرکات آن ‌ها را دنبال می ‌کنیم. آن‌ ها اینجا چه‌کار می‌ کنند؟ طبیعتاً ما همه کارها را می ‌کنیم تا از هر تهدیدی علیه کشورمان جلوگیری کنیم.

واقعیت این است که سیر تحولات در اواخر قرن بیستم در اروپا و برتری اقتصاد بازار و دمکراسی غربی بر اقتصاد متمرکز و سیستم بسته اردوگاه کمونیسم، موازنه را به نفع رهبران غرب قاره تغییر داده و اکنون که دو  دهه از هزاره سوم میلادی می‌گذرد اتحادیه اروپا در عین شکنندگی به واقعیتی ملموس، قدرت برتر اقتصادی به ویژه در مبادلات خارجی تبدیل شده که بخش عظیمی از مرکز و جنوب شرق قاره سبز را نیز در بر می‌گیرد. 

در مرحله جدید تمرکز اصلی مسکو بر دو سند تحت عنوان معاهده آمریکا و روسیه در مورد ضمانت‌های امنیتی و توافقنامه اقداماتی برای تضمین امنیت فدراسیون روسیه و کشورهای عضو ناتو، به‌ویژه شامل ممنوعیت هرگونه گسترش بیشتر ائتلاف شمالی و ایجاد پایگاه های نظامی آمریکا در کشورهای حوزه شوروی سابق می باشد. معاون وزیر خارجه روسیه سرگئی ریابکوف در این رابطه گفت؛ ضروری است که تضمین های امنیتی برای روسیه بر روی کاغذ تنظیم شود و از قدرت قانونی و اجرایی  برخوردار باشد. به گفته این مقام روسی، با توجه به عدم اعتماد کامل متقابل و سیاست تهاجمی ناتو در مجاورت روسیه، این پیشنهادات ابزاری برای احیای همکاری روسیه و غرب یا از سرگیری مجدد روابط از سوی مسکو است. 

محورهای اصلی پیشنهادات جدید مسکو عبارتند از:

الف: مسکو به ایالات متحده اجازه نمی‌دهد در هیچ کشور غیر ناتو که بخشی از اتحاد جماهیر شوروی بود پایگاه‌های نظامی بسازد و همچنین اجازه  استفاده از زیرساخت‌های خود برای هرگونه فعالیت نظامی یا توسعه همکاری‌های نظامی دوجانبه نمی‌دهد.

ب: همه کشورهای عضو ناتو می‌خواهد متعهد شوند که این پیمان هرگز به ویژه در اوکراین گسترش نخواهد یافت و آنها در خاک اوکراین و سایر کشورهای اروپای شرقی، قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی هیچ گونه فعالیت نظامی نخواهند داشت. .

ج: ایالات متحده از استقرار سلاح‌های هسته‌ای در خارج از مرزهای خود صرف نظر کند و زیرساخت‌های نظامی موجود برای استقرار این سلاح‌ها را از بین ببرد.

د: تمرینات نظامی با بیش از یک تیپ در یک منطقه مرزی توافق شده انجام نشود و به طور منظم در مورد تمرینات نظامی تبادل اطلاعات کنید. همچنین طرفین یکدیگر را متخاصم نخواهند دانست و توافق می کنند که تمام اختلافات را به صورت مسالمت آمیز حل کنند و از توسل به زور خودداری کنند.

به طور کلی اوضاع در منطقه بویژه در بالکان غربی و اکراین دورنمای امیدوارکننده رو به پیشرفت ندارد و به تعبیری شرایط به سمت خطر پیش می رود که نمادهای آن انبوه مهاجرین در مرزها؛ بحران سیاسی در بوسنی، خشونت پراکنده بین کوزوو و صربستان، بی‌ثباتی سیاسی در مونته‌نگرو و مقدونیه شمالی می‌باشد. و طبق اسنادی که بین  ۲۷ کشور اتحادیه اروپا توزیع شده،  حمایت عمومی‌برای یکپارچگی اتحادیه اروپا در حال عقب‌نشینی و مسئله ملی‌گرایی و هویت سیاسی در حال افزایش است. بنابرین بر افزایش تلاش‌ها و شتاب دادن به فرایند عضویت کشورهای صربستان، کوزوو، بوسنی و هرزگوین، مونته‌نگرو، آلبانی و مقدونیه شمالی در اتحادیه اروپا تاکید شده است. 

به هر حال این ایده که روسیه می‌تواند و یا حتی می خواهد  به اوکراین حمله کند ، اگرچه نمی‌توان آن را کاملاً منتفی دانست، اما بسیار بعید بوده و  در واقع، حتی در این وضعیت فرضی، مداخله مستقیم نیروهای ناتو به نفع کی یف نخواهد بود. اما به هیچ وجه به این معنی نیست که نباید در درازمدت نگران تغییرات و جهش های عمده ژئوپلیتیکی باشیم که در حال حاضر شاهد آن هستیم؛ جهش هایی که معماری روابط بین الملل در سراسر جهان از جمله معادله امنیتی در اروپا و حتی بقای مدل لیبرال دموکراسی را زیر سوال می‌برد و اکثر بازیگران سیاسی و تحلیل گران معتقدند که گویی وضعیت موجود از پایان جنگ سرد همچنان معتبر است.  واقعیت این است که آمریکاییها در دو دهه اخیر و با تقویت نقش روسیه و پوتین سعی در برجسته سازی اغراق آمیز تهدید رویکرد تزارگونه وی در امور امنیتی و دفاعی کشورهای شرق اروپا داشته اند که دو هدف اصلی این رویکرد افزایش فروش تسلیحات و ایجاد پایگاه نظامی در منطقه برای  محصور سازی روسیه می‌باشد. 

در یک جمع بندی کلی می‌توان اذعان کرد که :

الف: کشورهای شرقی به ویژه رومانی، لهستان، اکراین و جمهوری‌های بالتیک به تبلیغات مبالغه آمیز واشنگتن به شدت نگران رفتار و رویکردهای روسیه هستند؛ موضوعی که به رقابت نرم و سرد در دریای سیاه تبدیل شده است.

ب: رهبران تعدای از کشورهای منطقه مرکز و شرق اروپا به ویژه لهستان و مجارستان با بهره گیری از اوضاع پیچیده بین المللی و شیوع کرونا بیش از هر زمان دیگر در مسیر اقدارگرایی و پوپولیسم حرکت کرده اند.

ج: بروکسل به ویژه با دخالت برلین؛ رم و بوداپست بدلایل مختلف از جمله نیاز و وابستگی به انرژی روسیه نتوانسته است در واکنش به رفتارهای نامتوازن مسکو، اقدام تاثیرگذاری انجام دهد.

نویسنده

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=3634
  • نویسنده : علی بمان اقبالی زارچ
  • منبع : دیپلماسی ایرانی

برچسب ها

برچسب ها