تاریخ : پنج شنبه, ۷ مهر , ۱۴۰۱ 4 ربيع أول 1444 Thursday, 29 September , 2022

پاکستان و بومرنگ طالبان !

  • ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۱ - ۹:۴۱
پاکستان و بومرنگ طالبان !
«آنچه اکنون در چهارچوب روابط پاکستان و افغانستان شاهد هستیم، بیش از همه شبیه به نوعی "بومرنگ" است. گروه تحریک طالبان پاکستان به ویژه پس از آنکه شاهد بودند طالبانِ افغانستان در نهایت توانستند قدرتی نظیر آمریکا را وادار به خروج از خاک کشورشان کنند، این سوال را از خود می پرسند که چرا ما نتوانیم دولت پاکستان را از قدرت برکنار کرده و خودمان قدرت را در پاکستان به دست بگیریم؟!»

همزمان با حملات هوایی ارتش پاکستان به ولایات شرقی افغانستان نظیر پکتیا، خوست و کُنر، با این ادعا که این مناطق به محل تجمع تروریست هایِ مخالف با دولت پاکستان تبدیل شده اند، و کشته و مجروح‌شدن شماری از غیرنظامیان افغانستانی(آمارها از کشته شدن حدودا ۵۰ افغان خبر می دهند)، بسیاری از ناظران و تحلیلگران این ایده را مطرح می کنند که طالبانِ افغانستان پس از قدرت‌گیری در این کشور، در حال فاصله گرفتن از پاکستان هستند که سال ها از آن ها به شیوه های مختلف حمایت کرده است. در واقع، پاکستان که در زمان قدرت گیریِ مجدد طالبان در افغانستان با اعتراضات گسترده ای مبنی بر اینکه در به قدرت رساندنِ گروه مذکور نقش قابل توجهی داشته است مواجه بود، اکنون با تبعات اقدام خود رو به رو شده است. در نقطه مقابل، “ذبیح الله المجاهد” سخنگوی طالبان در موضع گیری ضمن رد ادعاهای دولت پاکستان در مورد حضور تروریست های ضدپاکستان در خاک افغانستان، به طور خاص به اسلام‌آباد هشدار داده که اگر این رویه ها ادامه پیدا کنند، این کشور باید منتظر تبعات اقدامِ خود نیز باشد.

اندکی پس از این تحول، منطقه شیعه‌نشین کابل نیز شاهد بمبگذاری های تروریستی بود. مساله ای که بسیاری را با این سوال رو به رو کرده که آیا عصر بحران و اوج‌گیری تنش ها در روابط پاکستان و طالبانِ افغانستان آغاز شده است؟ و تبعات و پیامدهای این مساله برای پاکستان و افغانستان و حتی کشورهای منطقه چه خواهد بود؟ 

“محسن روحی صفت”، کنسول سابق جمهوری اسلامی ایران در پیشاور و کارشناس مسائل پاکستان، به بررسی پرسش های مذکور پرداخته است. مشروح گفتگو با محسن روحی صفت را در ادامه بخوانید. 

اوج گیری تنش های اخیر میان پاکستان و طالبان افغانستان کاملا قابل پیش بینی بود

پاکستان اخیرا برخی ولایات شرقی افغانستان را به دلیل آنچه تحرکات تروریست های ضدپاکستانی عنوان کرده، هدف حملات هوایی قرار داده است. مساله ای که موجب شده تا برخی ناظران و تحلیلگران به این نکته اشاره کنند که اساسا طالبانِ افغانستان که در زمانی به شدت از حمایت های پاکستان برخوردار بود، اکنون به نیرویی علیه این کشور تبدیل شود. نظر شما در این رابطه چیست؟ 

پاکستان از زمانی که به عنوان یک کشور حیات پیدا کرد، در بحث روابط خارجی خود از دو مشکل اساسی رنج برده است. اول، این کشور در روابطش با هند، مشکلات و بحران های جدی را با محوریت مساله کشمیر داشته است. بحرانی که تاکنون نیز ادامه پیدا کرده و حل نشده است. دوم، پاکستان در مساله مرزهای خود با افغانستان نیز مشکلات اساسی را با این کشور داشته است. اختلافی که تا حد زیادی میراثِ به جا مانده از حضور بریتانیا در پاکستان و افغانستان است.

این اختلاف نیز همچون مورد اول حل نشده است. باید توجه داشت که مشکلات مرزی افغانستان و پاکستان با یکدیگر، عملا نوعی بی اعتمادی تاریخی را میان دو طرف ایجاد کرده است. مساله ای که البته ارتباط چندانی هم با حکومت های مختلف چه در افغانستان و چه پاکستان ندارد. به عنوان مثال، در زمان‌های حکومت ظاهر شاه، داوود، رژیم جمهوری، رژیم کمونیستی ‌افغانستان، دولت اشرف غنی(و به کل دولت های افغانستان پس از حمله آمریکا به این کشور) و حتی هم اکنون در دوره حضور طالبان در صحنه قدرت سیاسی افغانستان، شاهد اختلافات جدی این کشور با پاکستان در مورد مسائل مرزی بوده ایم. پاکستانی ها برای اینکه خود را از این فضای اختلاف با افغان ها دور کنند، همواره سعی داشته اند تا حکومتی در کابل سر کار بیاید که با آن روابط نزدیکی داشته باشد و به نوعی دست نشانده آن ها باشد. دولتی که متمرکز و قدرتمند نباشد تا نتواند موضعی قاطع را در برابر پاکستان اتخاذ کند و در عین حال، یکچنین دولتی، روابط دوستانه و حتی وابستگی به اسلام آباد داشته باشد. با این حال، اشتباه پاکستان در این زمینه این بوده که اساسا روحیات مردم افغانستان را به خوبی نمی شناسد. مردم افغانستان اشخاصی هستند که در طول تاریخ علی رغم اینکه کمک هایی را از شوروی گرفتند، درنهایت علیه خود آن ها جنگیدند. مساله ای که در مورد آمریکایی ها نیز کاملا صدق می کند. اکنون نیز پاکستان در حال تجربه شرایط مشابهی است. به طور کلی طالبان و مردم افغانستان نشان داده اند که به هیچ عنوان وفادار به قدرت های خارجی نیستند. از این منظر، مردم افغانستان اساسا روحیه ای مغرور دارند و هز زمان که یک قدرت خارجی علیه آن ها اقدامی انجام دهد، آن ها نیز واکنش خاص خود را نشان خواهند داد. مساله ای که اکنون به وضوح در چهارچوب درگیری های اخیر میان پاکستان و افغانستان نیز قابل مشاهده است. 

آیا به نظر شما این روند و تحولات، قابل پیش بینی نبود؟ 

به نظر من این وضعیت کاملا قابل پیش بینی بود. از زمانی که پاکستان شروع به حمایت و تشکیل طالبان در مرزهای خود کرد، هم ما(ایران) و هم افرادی نظیر “احمد رشید”(یک روزنامه نگار مشهور پاکستانی) به طرفِ پاکستانی هشدار می دادیم که اگر اسلام آباد، طالبان را تقویت کند، روزی فرا خواهد رسید که این گروه علیه خودِ پاکستان اقدام خواهند کرد. با این حال، پاکستانی ها عادت به پیگیری پیروزی مقطعی و ضررهای راهبردی دارند. این به نوعی نقطه ضعف سیاست پاکستانی ها بوده است. از این منظر، آن ها در دوره ای این پرستیژ را برای خود قائل بودند که طالبان را که حامی آن بوده اند، در افغانستان به قدرت رسانده اند. با این حال، نسبت به این پرسش که آیا این گروه به صورت تمام وکمال به آن ها وفادار خواهد ماند، چندان فکر نکرده اند. زمانی که طالبان در افغانستان به پیروزی رسیدند و بار دیگر قدرت را در این کشور قبضه کردند، نوعی روحیه غرور‌آمیز در گروه های مشابه طالبان در مکان های دیگر شکل گرفت. یکی از این گروه ها، “تحریک طالبانِ پاکستان” بود. این گروه به طور خاص پس از آنکه دولت پاکستان تحت فشارهای آمریکا جهت مبارزه با آن ها مجبور شد تا بر خلاف مفاد قانون اساسی پاکستان به مناطق قبایلی مجاورِ مرز افغانستان حمله کند، به شدت تقویت شد و عملا به نیرویی مسلح و سازمان یافته علیه دولت مرکزی پاکستان تبدیل شد(تاکنون در چندین نوبت، ارتش پاکستان به مناطق قبایلی این کشور در مجاورت مرزهای مشترک آن با افغانستان با هدف مبارزه با تحریک طالبان پاکستان حمله کرده است). مساله ای که خود بی ثباتی و ناامنی را در خاک پاکستان تشدید کرده است. با پیروزی طالبان در افغانستان و قبضه قدرت توسط آن در این کشور، طالبانِ افغانستان دست به میانجی‌گری میان تحریک طالبان پاکستان، و دولت مرکزی و ارتش پاکستان زدند و آن ها را به گفتگو و مدارا دعوت نمودند. در نتیجه، یک ماه آتش بس برقرار شد با این حال، بیش از این یک ماه، تداوم نیافت و درگیری ها میان دو طرف ادامه یافت و همین چند مدت قبل شاهد بودیم که شماری از نظامیان پاکستانی در مناطق قبایلی این کشور به دست تحریکِ طالبان پاکستان کشته شدند. دولت پاکستان نیز به تلافی کشته شدن آن ها، ولایات خوست، کُنر و پکتیا در خاک افغانستان را هدف حملات خود قرار داده است و موجب وارد آمدن خسارات جانی و مالی گسترده در مناطق مذکور در افغانستان شده است. در این چهارچوب نکته عجیب این است که پاکستان در شریط کنونی علیه دولتی در افغانستان اقدام کرده که خود در قدرت گیری و روی کار آوردنِ آن به قدرت، نقش قابل توجهی داشته است. 

پیام های حملات اخیر پاکستان به افغانستان را چه می دانید؟ 

اولا این مساله نشان می دهد دولتی که در افغانستان سر کار آمده به شدت ضعیف است و اساسا هیچگونه قدرت بازدارندگی را نداد. از سویی، علی رغم اینکه پاکستان سعی کرد که یک دولتِ دوست و دست نشانده را در افغانستان سر کار آورد، روند بی اعتمادی میان افغانستان و پاکستان عملا تشدید و تعمیق شده است. در گذشته در حکومت های پیشین افغانستان مثلا در زمان حکومت “داوود خان” در افغانستان، شاهد بودیم که مردم افغانستان تظاهرات زیادی را علیه پاکستان به راه می انداختند و حتی هفته ای را به نام “هفته پشتونستان” داشتند که در قالب آن، احساسات زیادی علیه پاکستان غلیان می کرد. اکنون نیز شاهدیم که این احساسات به طریقی دیگر درحال اوج گیری هستند. روندی که به نظر می رسد در آینده نیز با تشدید احساسات علیه پاکستان در افغانستان همراه خواهد بود.

به طور کلی به نظر من آنچه که اکنون در چهارچوب روابط پاکستان و افغانستان شاهد هستیم، بیش از همه شبیه به نوعی “بومرنگ” است. مساله ای که حتی نگرانی عقلا و سیاستمداران و نخبگانِ آینده نگر پاکستانی را نیز به دنبال داشته است. به نظر من گروه تحریک طالبان پاکستان به ویژه پس از آنکه شاهد بودند طالبانِ افغانستان در نهایت توانستند قدرتی نظیر آمریکا را وادار به خروج از خاک کشورشان کنند، این سوال را از خود می پرسند که چرا ما نتوانیم دولت پاکستان را که خود تا حد زیادی به دولت آمریکا وابسته است، از قدرت برکنار کرده و خودمان قدرت را در پاکستان به دست بگیریم؟ رویکردی که بسیار غلط است و در کل به ضرر دولت ها و ملت های منطقه است و حتی می تواند برای کشوری نظیر ایران نیز حامل تبعات باشد. 

آیا حملات تروریستی اخیر در کابل را می توان به نوعی اعلام هشداری دیگر از سوی پاکستان به افغانستان ارزیابی کرد؟ 

این عملیات ها توسط گروه داعش راهبری و انجام شده اند و بیش از همه اهداف “فرقه ای” دارند. این مساله بویژه با توجه به اینکه آن ها مناطق شیعه نشین کابل را هدف قرار داده اند، بیش از پیش خود را نشان می دهد. البته که داعش نیز با برخی کشورها ارتباط دارد با این حال اساسا پاکستان در حمله به مناطق شیعه نشین کابل در برهه کنونی هیچ نفعی ندارد و چندان نمی توان منطقی دانست که پاکستانی ها در پسِ این حملات باشند و یا بخواهند از طریق آن سیگنال خاصی را برسانند. از این رو، این حملات بیش از همه باید در چهارچوب منازعات ودرگیری های درونی طالبان با گروه داعشِ خراسان و همچنین عداوت ذاتی داعش با مذهب تشیع درک و فهم شود.  

نویسنده

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=5061
  • منبع : الف

برچسب ها

برچسب ها