گزارش نشست
مروری بر مهمترین محورهای سخنرانی رئیس جمهور روسیه در اجلاس اقتصادی سنپترزبورگ (SPIEF 2026)
تنشهای سیاسی داخلی جدید در ترکیه
«مسیر ترامپ» در ارمنستان شکاف میان واشنگتن، تهران و مسکو را عمیقتر میکند
رقابت کمپینهای انتخاباتی در ارمنستان (۲۰۱۷ تا ۲۰۲۶)
تلاش ارمنستان برای پایان بخشیدن به انحصار روسیه بر زیرساختهای راه آهن
جنگ علیه ایران، مناسبات آسیای مرکزی و کشورهای عرب حاشیۀ خلیج فارس را وارد مرحلۀ نوینی کرده است که میبایست در سطحی فراتر از دیپلماسی دوجانبه فهمیده شود. این منطقه، اکنون با یک بازآرایی ژئواکونومیک روبهرو است. کشورهای عربی خلیج فارس در تلاش برای تقویت (و یا حفظ) نقش خود بهعنوان سرمایهگذار، هاب/قطب لجستیکی و «شریک ثبات» هستند (تحت شرایطی که امنیت این کشورها نیز به اندازۀ ایران شکننده شده است). کشورهای آسیای مرکزی نیز با تکیه بر راهبرد تنوعبخشی میکوشند از تلۀ نااطمینانی بگریزند؛ اما نه با حذف ایران (که نه محتمل و نه ممکن است)، بلکه با افزودن گزینههای مکمل به سبد ژئواکونومیک خود.
اگر با زاویه رویکرد کلاسیک به قدرت نگاه کنیم، کنترل زیرساختهای کلیدی مانند بگرام هم نمادِ مشروعیت و هم ابزارِ قدرت سخت است.
نگاه آسیای مرکزی نسبت به دالان زنگهزور بسیار محافظهکارانه است. بهنظر میرسد این کشورها درصدد همراهی با جریان کلانتر ژئوپلیتیکی مرتبط با این کریدور با بازیگری آمریکا هستند. این موضع در میانمدت و با پیشبرد طرحهای پیوست و گفتمانی مربوط به زنگهزور میتواند تقویت شده و در بلندمدت به اثرگذاری قابل توجهی برسد. در صورت تحقق این سطوح میتوان شاهد شکلگیری سطحی از بازیهای جدید ژئوپلیتیکی در آسیای مرکزی بود که مستقیماً ایران، روسیه و چین را هدف قرار میدهند.
نیروی کار مهاجر فصلی در قزاقستان عمدتا از کشورهای آسیای مرکزی تأمین میشود، جایی که نزدیکی جغرافیایی، جابجایی را تسهیل میکند.
روابط ایران و پاکستان، همواره تحت تأثیر عوامل تاریخی، تمدنی، سیاسی، فرهنگی و قومی بوده است. قبایل و خاندانهای تاریخی مشترک بهویژه در مناطق مرزی، از مهمترین عناصر تأثیرگذار بر مناسبات دو کشور بودهاند. این خاندانها و قبایل علاوه بر شکلدهی به روابط دوجانبه، به عنوان پل ارتباطی بین دو ملت عمل کردهاند. لیکن، تفاوتهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی گاه باعث ایجاد چالشهایی در این مسیر شده است. برخی از این قبایل به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود، در معرض تأثیرپذیری از تحولات منطقهای و بینالمللی قرار داشتهاند که این امر میتواند هم به عنوان فرصتی برای همکاریهای بیشتر و هم به عنوان عاملی برای تنشهای احتمالی عمل کند. با توجه به نقش نیروهای اجتماعی در همگرایی فرهنگی و سیاسی جوامع، فهم دقیق پویاییهای قبیلهای و کارویژۀ خاندانهای مهم و اثرگذار تاریخی بین پاکستان و ایران که ناشی از تمدن و فرهنگ مشترک است، بیش از پیش ضروری به نظر میرسد. در این مطلب، تلاش شده است به اختصار به برخی خاندانهای کنونی پاکستان که ریشه در تبار ایرانی و اعماق تاریخ مشترک دو کشور دارند و نقش و کارکرد آنها در همگرایی فرهنگی دو جامعه پرداخته شود.
منارههای مسعود و بهرام شاه که به منارههای غزنی شهرت دارند، از معروفترین بناهای تاریخی افغانستان هستند
نویسنده معتقد است که عدم اشاره شفاف و مجزا به پروژه خط لوله گاز ایران–پاکستان، که تاکنون معلق مانده، میتواند نشانهای از کمانگیزگی یا عدم انسجام شریک پاکستانی در به ثمر رساندن این پروژه باشد.