یاد و نام رهبر شهید و والامقام انقلاب گرامی باد
«ویژگیهای اجتماعی-اقتصادی کشورهای بریکس»
حمله هستهای به اروپا برای احیای بازدارندگی
دیپلماسی میراث و بازسازی حافظه مشترک در مناسبات ایران و آسیای مرکزی
قرائت لوکیانف از تثبیت موازنه پس از جنگ ایران و گرهخوردگی آن با مسئله اوکراین
بررسی علل انعقاد دو پیمان تاریخی در کتاب از گلستان تا ترکمانچای
در نسبت میان ایران و کشورهای آسیای مرکزی، دیپلماسی میراث را نباید صرفا شیوهای برای حفاظت از آثار و آیینهای گذشته، بلکه میبایست نوعی سیاستورزی فرهنگی برای سازماندادن به حافظه، معنا و ادراک متقابل دانست.
شب «یلدا»، با این نام در سرزمینهای آسیای مرکزی شناخته شده نیست. در افغانستان، آئینهای شب «چله»، در بیشترین همانندی با یلدای ایران بوده و در تاجیکستان و ازبکستان که پیوندها و درهمتنیدگیهای بیشتری با ایرانِ تمدنی و فرهنگی دارند، «چله» بسیار گرامی است. در ترکمنستان نیز که نزدیکترین سرزمین آسیای مرکزی به جغرافیای امروز ایران است، نشانههای این شب و جایگاه آن، در پیشینۀ فرهنگی و ادبی آن آشکارا قابل دیدن است. اما در سرزمینهای قزاق و قرقیز که چه از نظر جغرافیایی و چه در پیوندهای فرهنگی-ادبی و مراودات تاریخی، کمی دورتر از سایر کشورهای آسیای مرکزی جای گرفتهاند، این شب، نه یلدا و حتی چله، بلکه بیشتر با نام «ناردوغان» یا «نارتوغان» شناحته میشود.
ادغام جمهوری آذربایجان در آسیای مرکزی فرایندی است که علیرغم وجود محرکهها و انگیزههای گوناگون، با چالشها و برداشتهای متعددی روبروست. این فرصتها و چالشها متأثر از روندهای درونمنطقهای، میانمنطقهای و بینالمللی بوده و در چند سطح قابل بررسی است.
متمم بیست و هفتم، بازتعریف راهبردی ساختار دفاعی پاکستان است: تمرکز قدرت نظامی، یکپارچهسازی فرماندهی تمام نیروها زیر نظر فرماندهی کل ارتش، کنترل هستهای بیشتر و.... این ساختار جدید میتواند به پاکستان اجازه دهد امنیت داخلی را بیشتر تامین کند، با تهدیدهای مرزی قاطعانهتر برخورد کند و «تعهدهای امنیتی» با شرکای بینالمللی را موثّرتر پیش ببرد. اما به همان میزان که این متمم از نظر نظامی برای پاکستان فرصت است، از نظر سیاسی تهدید محسوب میشود.
جغرافیا افغانستان را به دروازهبان آب تبدیل کرده است. نوعی اهرم فشار که طالبان آن را بهتر از هر دولت پیشین درک کرده است.
شواهد حاکی از آن است که در صورت تصویب نهایی متمم ۲۷ قانون اساسی پاکستان، تأثیرات منطقهای آن عمدتا بر دو همسایه اصلی این کشور، یعنی افغانستان و هند متمرکز باشد.
نباید کشورهای آسیای میانه را ناظران منفعل این رقابت دید.
مواضع متفاوت و بعضاً متناقض آسیای مرکزی شامل فرصتها و تهدیدهایی برای جمهوری اسلامی ایران است. این موضعگیریها، با ظهور در وضعیت ضعیف خود در قبال جنگ 12 روزه و تفاوت معنادار آن در قبال موضع مشابه این کشورها در قبال تجاوز محدود رژیم صهیونیستی به قطر، نشان داد که عملاً ایران اولویت بالایی در موازنهها و منطق هزینه و فایده کشورهای آسیای مرکزی ندارد. لذا، برای پیشگیری از تکرار چنین مواضعی و حتی پیشروی آن در حمایت از رژیم صهیونیستی، جمهوری اسلامی ایران باید تقویت بسترهای اثرگذاری بر مواضع و تصمیمهای آسیای مرکزی را در دستور کار قرار دهد.