جنگ آلمان و روسیه در منطقه خاکستری؟
همایش بینالمللی «سخن عشق حافظ از شیراز تا سمرقند»
آبی ایرانی بر سپیدی چینی؛ نقش کبالت ایران در تاریخ هنر سفالگری چین
ارزیابی گفتمان رسمی و اندیشکدهای فدراسیون روسیه پیرامون جنگ ایران و پیامدهای آن
پرونده ویکی آلمانی و خلأ حکمرانی هوش مصنوعی اروپا
معمای انرژی هند؛ نفت روسیه، گزینه ایران و فشارهای آمریکا
با توجه به رقابت قدرتهای بزرگ و میانی در آسیای مرکزی و چالشهایی که ایران در داخل و عرصۀ بینالمللی با آنها روبروست، ضرورت دارد راهبرد ج.ا.ایران در آسیای مرکزی یک «راهبرد عملگرایانه» و با ترکیبی از مؤلفههای امنیت، اقتصاد و ژئوپلیتیک باشد.
پاکستان، که از نظر استراتژیک در چهارراه آسیای جنوبی و آسیای مرکزی قرار دارد، از تعامل با کشورهای همسایه سود زیادی میبرد.
آنچه در تابستان 2025 در بستر روابط واشنگتن و عشقآباد رخ داده است، در اساس، نه صرفاً یک نمونه یا استتثناء، بلکه به نظر میرسد نشاندهندۀ چالش دوگانگی و بروز سطحی از روانپریشی در سیاست خارجی ایالات متحده است.
اگر با زاویه رویکرد کلاسیک به قدرت نگاه کنیم، کنترل زیرساختهای کلیدی مانند بگرام هم نمادِ مشروعیت و هم ابزارِ قدرت سخت است.
نگاه آسیای مرکزی نسبت به دالان زنگهزور بسیار محافظهکارانه است. بهنظر میرسد این کشورها درصدد همراهی با جریان کلانتر ژئوپلیتیکی مرتبط با این کریدور با بازیگری آمریکا هستند. این موضع در میانمدت و با پیشبرد طرحهای پیوست و گفتمانی مربوط به زنگهزور میتواند تقویت شده و در بلندمدت به اثرگذاری قابل توجهی برسد. در صورت تحقق این سطوح میتوان شاهد شکلگیری سطحی از بازیهای جدید ژئوپلیتیکی در آسیای مرکزی بود که مستقیماً ایران، روسیه و چین را هدف قرار میدهند.
نیروی کار مهاجر فصلی در قزاقستان عمدتا از کشورهای آسیای مرکزی تأمین میشود، جایی که نزدیکی جغرافیایی، جابجایی را تسهیل میکند.
روابط ایران و پاکستان، همواره تحت تأثیر عوامل تاریخی، تمدنی، سیاسی، فرهنگی و قومی بوده است. قبایل و خاندانهای تاریخی مشترک بهویژه در مناطق مرزی، از مهمترین عناصر تأثیرگذار بر مناسبات دو کشور بودهاند. این خاندانها و قبایل علاوه بر شکلدهی به روابط دوجانبه، به عنوان پل ارتباطی بین دو ملت عمل کردهاند. لیکن، تفاوتهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی گاه باعث ایجاد چالشهایی در این مسیر شده است. برخی از این قبایل به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود، در معرض تأثیرپذیری از تحولات منطقهای و بینالمللی قرار داشتهاند که این امر میتواند هم به عنوان فرصتی برای همکاریهای بیشتر و هم به عنوان عاملی برای تنشهای احتمالی عمل کند. با توجه به نقش نیروهای اجتماعی در همگرایی فرهنگی و سیاسی جوامع، فهم دقیق پویاییهای قبیلهای و کارویژۀ خاندانهای مهم و اثرگذار تاریخی بین پاکستان و ایران که ناشی از تمدن و فرهنگ مشترک است، بیش از پیش ضروری به نظر میرسد. در این مطلب، تلاش شده است به اختصار به برخی خاندانهای کنونی پاکستان که ریشه در تبار ایرانی و اعماق تاریخ مشترک دو کشور دارند و نقش و کارکرد آنها در همگرایی فرهنگی دو جامعه پرداخته شود.
منارههای مسعود و بهرام شاه که به منارههای غزنی شهرت دارند، از معروفترین بناهای تاریخی افغانستان هستند