دیپلماسی اقلیمی اروپا در آسیای مرکزی: امنیت انرژی یا استعمار سبز؟
گامبهگام در مسیر تغییر
کریدور ترانزیتی ایران–پاکستان در میانه تنشها و محاصره دریایی ایران
ساختار رقابت: سیاست قدرت در دوران پساغربی
گزارش نشست
مروری بر مهمترین محورهای سخنرانی رئیس جمهور روسیه در اجلاس اقتصادی سنپترزبورگ (SPIEF 2026)
کشورهای آسیای مرکزی، با وجود آنکه اقتصادهای آنها تا چند دهه گذشته متکی به انرژی فسیلی (نفت و گاز) بودهاند، اکنون فرصت تبدیلشدن به قطب انرژی پاک منطقه را دارند.
داستایفسکی در تاریخ رمان مورد عجیبیست. استایلیستها زیاد دوستش ندارند چون چندان در بندِ ساختمان قصه نیست. فلاسفه و روانشناسان اما سخت به او عشق میورزند. بعضی قصهنویسها با احتیاط و اما و اگر تأییدش میکنند. از آن طرف یکی از بزرگترین نظریهپردازان رمان، یعنی میخائیل باختین، کتابی مفصل دربارهاش نوشته و نظریهای مهم و تأثیرگذار را در باب هنر رمان از دل آثار او استخراج کرده است.
هرچند که دولت رئیسی حتی در صورت عادی سازی روابط با غرب، باز هم به دنبال تقویت روابط با قدرت های شرقی مثل روسیه خواهد بود، اما مشخصا اگر برجام به نتیجهای نرسد، حتما سطح همکاری ها با روسیه بسیار بیشتر خواهد شد.
با توجه به اظهارات اخیر مقامات ایران و آذربایجان به نظر می رسد که فعلا تنش ها بین ایران و آذربایجان رو به فروکش کردن است اما اختلافات قدیمی احتمالا همچنان باقی میماند.
در چند هفته اخیر و به دلیل توقف جریان گاز، قیمت این انرژی در کشورهای اروپای غربی تا ۲۳ درصد رشد داشته است.
چنین به نظر میرسد که روسیه در زمینه به رسمیت شناخته شدن طالبان سردمدار است؛ در صحنه میدانی، این روسیه است که ضمانتهای امنیتی سفت و سختی در آسیای مرکزی ارائه کرده و رزمایشهای نظامی برگزار میکند.
یک سال پیش، اندک زمانی بعد از شروع حمله نظامی ارتش جمهوری آذربایجان به سمت مواضع ارمنیها در قراباغ که در عرض چند هفته به شکست قاطع نیروهای ارمنی و تصرف مجدد آن بخش از قلمرو باکو و همچنین بخشی از منطقه خودمختار قراباغ منجر گشت که بیست و شش سال پیش به دست نیروهای ارمنی افتاده بود، واکنشهایی در قبال این تحول و دگرگونی بروز کرد که گوناگون و متفاوت بود.
مشکل خانههای خالی مختص کشور ما نیست و در بسیاری از کشورها این مشکل به دلایل مختلف یا «بیشساخت» (overbuilt) اتفاق افتاده است.
پرداختن به سؤالهای لعنتی و نویسندگان لعنتی کار من است. همیشه نویسندگان سخت و نفرینشده مرا بهطرف خود کشاندهاند. کسانی که در زندگی، اندیشه و نوشتههاشان، طغیانگر و مشکلآفرینند، خواب اجتماع را آشفته میسازند و روزمرگی و تکرار را نخنما میکنند. آنها که خیالپرداز و آرمانگرا هستند و با تناقضگویی و طعنه، به قول فلوبر از"مرزهای حد مجاز" فراتر میروند. در میان آنها اعجوبهای مانند مارکی دوساد، شخصیت اصلی مقالهای بود که در دوران کودکی ادبیام، در مرز دههی هفتاد نوشتم. اما داستایفسکی برایم پیش از همه قرار داشت. همه چیز با او شروع شد؛ با او و با سؤالهای لعنتی او.