دلارزدایی در بریکس؛ گامهای کوچک برای تغییر یک نظم بزرگ
شخصیت؛ آثار و مبانی اندیشگی الکساندر دوگین: از متافیزیک سیاسی تا استراتژیهای نئواوراسیاگرا
بازآفرینی «کارتاز»: قمار هرمز و ظهور «مونتروی خلیج فارس»
بریکس ۲۰۲۶؛ ملاحظات چین و پیامدهای آن برای ایران
هند و معماری نوین بریکس ۲۰۲۶؛ دیپلماسی چندهمسو، توسعه پایدار و فرصتهای راهبردی ایران
میراث ایرانی در قفقاز؛ از زبان و ادبیات تا فرهنگ و تاریخ
با توجه به اظهارات اخیر مقامات ایران و آذربایجان به نظر می رسد که فعلا تنش ها بین ایران و آذربایجان رو به فروکش کردن است اما اختلافات قدیمی احتمالا همچنان باقی میماند.
در چند هفته اخیر و به دلیل توقف جریان گاز، قیمت این انرژی در کشورهای اروپای غربی تا ۲۳ درصد رشد داشته است.
چنین به نظر میرسد که روسیه در زمینه به رسمیت شناخته شدن طالبان سردمدار است؛ در صحنه میدانی، این روسیه است که ضمانتهای امنیتی سفت و سختی در آسیای مرکزی ارائه کرده و رزمایشهای نظامی برگزار میکند.
یک سال پیش، اندک زمانی بعد از شروع حمله نظامی ارتش جمهوری آذربایجان به سمت مواضع ارمنیها در قراباغ که در عرض چند هفته به شکست قاطع نیروهای ارمنی و تصرف مجدد آن بخش از قلمرو باکو و همچنین بخشی از منطقه خودمختار قراباغ منجر گشت که بیست و شش سال پیش به دست نیروهای ارمنی افتاده بود، واکنشهایی در قبال این تحول و دگرگونی بروز کرد که گوناگون و متفاوت بود.
مشکل خانههای خالی مختص کشور ما نیست و در بسیاری از کشورها این مشکل به دلایل مختلف یا «بیشساخت» (overbuilt) اتفاق افتاده است.
پرداختن به سؤالهای لعنتی و نویسندگان لعنتی کار من است. همیشه نویسندگان سخت و نفرینشده مرا بهطرف خود کشاندهاند. کسانی که در زندگی، اندیشه و نوشتههاشان، طغیانگر و مشکلآفرینند، خواب اجتماع را آشفته میسازند و روزمرگی و تکرار را نخنما میکنند. آنها که خیالپرداز و آرمانگرا هستند و با تناقضگویی و طعنه، به قول فلوبر از"مرزهای حد مجاز" فراتر میروند. در میان آنها اعجوبهای مانند مارکی دوساد، شخصیت اصلی مقالهای بود که در دوران کودکی ادبیام، در مرز دههی هفتاد نوشتم. اما داستایفسکی برایم پیش از همه قرار داشت. همه چیز با او شروع شد؛ با او و با سؤالهای لعنتی او.
از نظر ژئوپلیتیک آسیای مرکزی و آسیای جنوب شرق مشترکات زیادی دارند که شاید هر دو طرف هنوز به طور کامل متوجه نشدهاند. هر دو منطقه متشکل از کشورهای کوچک تا متوسط، یا حتی قدرتهای سطح میانی مانند قزاقستان و اندونزی هستند که همسایه قدرتهای بزرگ – مانند روسیه و چین در آسیای مرکزی و چین در آسیای جنوب شرقی - هستند.
به نظر میرسد باوجود آنکه عمده مکاتب امنیتی ورود حجم بالای تسلیحات روسی و بهویژه غیرروسی را به منطقه آسیای مرکزی عاملی در جهت کاهش امنیتِ منطقهای میپندارند، اما روندِ همگرایی منطقهای کشورها و کاهش وابستگی امنیتی و نظامی این کشورها به روسیه، ورود این جریانِ تسلیحات به آسیای مرکزی را اجتنابناپذیر کرده است. چنین روندی طبیعتاً میتواند بر منافع امنیتی جمهوری اسلامی ایران که مبتنی بر ثباتِ منطقهای در آسیای مرکزی متمرکز شده، تأثیرگذار باشد.