قرقیزستان و بازآرایی نوین امنیت منطقهای در آسیای مرکزی
نگاهی به تفاهم نامه منطقه آزاد ارس با راهآهن ایران
فراتر از جنگ اوکراین: لاوروف و تصویر روسیه از یک رویارویی تاریخی با غرب
مسیر هند به سوی حاکمیت انرژی خورشیدی در سال ۲۰۲۶
دهمین شماره نشریه تخصصی «اکونامه»
باله روسی؛ از هنر درباری تا نماد هویت فرهنگی روسیه
آسیای مرکزی در نظم نوین سالهای اخیر، از یک پیرامون ژئوپلیتیکی به میدان بههم پیوستهای از رقابت قدرتها، بازآرایی کریدورها، بحران آب/انرژی و تهدیدهای فرامرزی بدل شده است. در این میان، قرقیزستان با وجود محدودیتهای اقتصادی و نهادی، نقشی بیش از پیش یافته و به گرهگاهی امنیتی میان روسیه، چین، غرب و سازوکارهای منطقهای تبدیل شده است. این نوشتار برآن است که امنیت قرقیزستان باید در چارچوب دگرگونی ساختاری امنیت منطقهای و منطق وابستگی متقابل درک شود؛ جایی که آب، انرژی، ترانزیت و مسائل افغانستان بهصورت همزمان تأثیرگذار است. در این میان، قرقیزستان نه یک قدرت مسلط، بلکه بازیگری میانی است که میتواند با بیطرفی فعال، میانجیگری و تنظیم هوشمندانه وابستگیها، به ثبا ت منطقهای یاری رساند.
جنگ علیه ایران، مناسبات آسیای مرکزی و کشورهای عرب حاشیۀ خلیج فارس را وارد مرحلۀ نوینی کرده است که میبایست در سطحی فراتر از دیپلماسی دوجانبه فهمیده شود. این منطقه، اکنون با یک بازآرایی ژئواکونومیک روبهرو است. کشورهای عربی خلیج فارس در تلاش برای تقویت (و یا حفظ) نقش خود بهعنوان سرمایهگذار، هاب/قطب لجستیکی و «شریک ثبات» هستند (تحت شرایطی که امنیت این کشورها نیز به اندازۀ ایران شکننده شده است). کشورهای آسیای مرکزی نیز با تکیه بر راهبرد تنوعبخشی میکوشند از تلۀ نااطمینانی بگریزند؛ اما نه با حذف ایران (که نه محتمل و نه ممکن است)، بلکه با افزودن گزینههای مکمل به سبد ژئواکونومیک خود.
آنچه امروز در مورد این رابطه چشمگیر است، میزان حرکت آن فراتر از همکاری دفاعی سنتی به حوزههای جدیدتر رقابت فناورانه و ژئوپلیتیک است.
روابط روسیه با کشورهای عربی و بهویژه کشورهای حوزه خلیج فارس نیازمند تنظیمی بسیار دقیق است.
ایران هرگز «روز استقلال» نداشته، زیرا هیچگاه بهطور کامل مستعمره هیچ قدرت اروپایی نشد.
اگرچه در طول سالهای اخیر تحولات بنیادین مهمی نظیر ظهور نسل جدید رهبران، جنگ اوکراین و تحریم روسیه، همگرایی منطقهای و چندجانبهگرایی مضاعف و به قدرت رسیدن طالبان، زیرساختهای تغییر در آسیای مرکزی بود که لزوم انطباق ایران با این شرایط را ایجاب میکرد، در شرایط جدید، جنگ رمضان بهعنوان عاملی کلیدی و مضاف بر تمام این مؤلفهها ظهور کرده است. بازخورد رفتاری کشورهای آسیای مرکزی، برونداد مهمی از چگونگی پیشرفت تحولات در طول یک دهۀ اخیر و سطح وابستگی متقابل و همگرایی این کشورها با ایران است.
وقوع جنگ تمام عیار آمریکا-اسرائیل علیه ایران، معادلات را به طور بنیادین دگرگون کرد. آن چه رخ داد، یک تخریب عینی و ملموس را بر معماری آیمِک تحمیل کرد کهآیمِک را از حوزه اقتصاد به حوزه امنیت پرتاب کرد.
تعامل هند با بریکس اهداف متعددی را دنبال میکند. این تعامل، اعتبار دهلی نو را به عنوان صدای جنوب جهانی تقویت میکند، فضای استراتژیک را در قبال روسیه حفظ مینماید، و تعهد آن را به نظم بینالمللی چندقطبی مستحکم میسازد.
ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه اخیرا و با گذشت بیش از 4 سال از آغاز تهاجم نظامی علیه اوکراین اعلام کرد که معتقد است درگیری روسیه با اوکراین رو به پایان است.