نسل جوان هند درحالی که ساختار سیاسی هند همچنان بر بسترهای سلسلهمراتبی و فیلترینگ سختافزاری متکی است، با بهرهگیری از زیرساختهای دیجیتال، روایتهای جایگزین و هویتهای جمعی خود را خارج از دایرۀ نفوذ دولت سازماندهی کرد.
«شی جینپینگ» رئیسجمهوری چین هفته گذشته بهطور ناگهانی دو ژنرال ارشد را در نیروی موشکی جایگزین کرد؛ یک تغییر غیرقابل توضیح که حاکی از سوءظن به اختلاس یا سایر رفتارهای نادرست در بازوی حساس ارتش است. او پیش از این وزیر امور خارجه خود «چین گانگ» را هم برکنار کرده بود. «اندرو ان.دی.یانگ»، کارشناس ارتش چین که پیشتر از مقامهای ارشد دفاعی تایوان بود، میگوید: «بدیهی است که مشکلی در سیستم رخ داده است که احتمالا به نظم و فساد مربوط میشود.»
هند یکی از بازیگرانِ «در حال برآمدن» در سیاست و اقتصاد جهانی است. با وجود این، هدفگذاری تبدیل شدن به «قدرتی بزرگ»، الزاما نیازمند توسعه هرچه بیشتر روابط با جهان خارج و تنوع بخشیدن به گونههای مناسبات خود با سایر بازیگران است. سیاستی که علاوه بر چشمانداز پیشبرد روابط با بخشهای مختلف جهان، در ابتدا، گسترش روابط با حوزههای پیرامونی (جغرافیای نزدیک) و ایجاد بستری مطمئن و پایدار برای همکاریهای اقتصادی، تجاری، فرهنگی و امنیتی را ضروری نشان میدهد. بر این اساس، آسیای مرکزی، منطقهای کلیدی برای هند محسوب شده و همگرایی با آن، یکی از اقتضائات حضور مؤثر دهلی در عرصه سیاست و اقتصاد جهان آینده است.
سعید محمدی کاوند در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: چین در حال تبدیل شدن به یک شریک دیپلماتیک محبوب است. چین به عنوان عضوی از گروه بریکس خود را متعهد به ترویج برابری اقتصادی و منافع متقابل در سراسر جهان در حال توسعه کرده که روابط خود را با چندین کشور آفریقایی و آمریکای لاتین تقویت کرده است.
وضعیت روابط روسیه و هند به هیچ وجه رضایت خاطر را جلب نمیکند. مشکلات تعامل دوجانبه به محدودیتهای نهادی، تأخیرهای بوروکراتیک، فقدان تخیل یا دخالت مخرب توسط کشورهای ثالث محدود نمیشود. نیاز به ارزیابی مجدد عمیق روابط ناشی از درک روندهای کلی در توسعه سیاست جهانی در مرحله کنونی است.
مورد تروریست لیبرال داریا ترپووا، که به طرز وحشیانهای کمیسر نظامی ولادلن تاتارسکی را به قتل رساند و دیگر مردم صلح جو و بی گناه را فلج کرد - کاملاً نشان دهنده است. البته همه لیبرالها تروریست نیستند، اما ایدئولوژی آنها دقیقاً در این راستا است.
دهها کشور مجموعه جنوب، آنهایی که یا بیطرف هستند یا حتی در بحران اکراین از مسکو حمایت میکنند را به «نشست جدید صلح اکراین» دعوت کردند. چنانچه انتظار میرود، زلنسکی و دوستان او از واشنگتن و بروکسل این نشست را مدیریت خواهند کرد، اما روسیه اصلا به آنجا دعوت نشده است.
در این شرایط که در کارویژه یک نهاد اساسی – یا اساسی ترین نهاد - در پاکستان یعنی ارتش تغییراتی ایجاد شده است و باور عمومی نسبت به رسالت نظامیان تغییر کرده است، مهمترین کار برای حل بحران سیاسی در پاکستان درک این نکته است که در جهت ایجاد یک هویت تعریف شده و شفاف برای فضای سیاسی پاکستان و خروج این فضا، از بحران هویتی که در سطور بالا ذکر شد، یک تغییر اساسی لازم است. این تغییر اساسی با جایگزینی حزبی با حزب دیگر رخ نخواهد داد بلکه تغییری لازم است که در آن تعریف روشنی از چرخه قدرت و نحوه جابجایی نخبگان وجود داشته باشد، تا ضمن حفظ پاکستان از آسیبهای احتمالی که همیشه بهانه را برای دخالت ارتش مهیا میکند، راهکارهای سالمی نیز برای طی کردن این چرخه در نظر گرفته شود تا از این منظر، جوانان و اقشار مطالبه گر، باور کنند که در یک سیستم سیاسی سالم، شاهد چرخش قدرت، برابر خواست اکثریت – و نه خواست مثلث یا مربع قدرت – خواهند بود. به گمان نگارنده، حرکت به سوی این روند آغاز شده است و جوانان و اقشار مطالبهگر در پاکستان به دنبال انداختن طرحی نو در سپهر سیاست پاکستان هستند؛ امری که نه آسان است و نه به این زودی میتوان منتظر وقوع آن بود.