اکنون فرصت راهبردی چین برای کنترل قاطعانه دریای چین جنوبی و شکلدادن فعالانه به بازی است
با نزدیک شدن به انتخابات، فشار روسیه تشدید شده است.
جنگ علیه ایران، مناسبات آسیای مرکزی و کشورهای عرب حاشیۀ خلیج فارس را وارد مرحلۀ نوینی کرده است که میبایست در سطحی فراتر از دیپلماسی دوجانبه فهمیده شود. این منطقه، اکنون با یک بازآرایی ژئواکونومیک روبهرو است. کشورهای عربی خلیج فارس در تلاش برای تقویت (و یا حفظ) نقش خود بهعنوان سرمایهگذار، هاب/قطب لجستیکی و «شریک ثبات» هستند (تحت شرایطی که امنیت این کشورها نیز به اندازۀ ایران شکننده شده است). کشورهای آسیای مرکزی نیز با تکیه بر راهبرد تنوعبخشی میکوشند از تلۀ نااطمینانی بگریزند؛ اما نه با حذف ایران (که نه محتمل و نه ممکن است)، بلکه با افزودن گزینههای مکمل به سبد ژئواکونومیک خود.
یکی از درخشانترین جلوههای هنر هخامنشی، معماری ایرانی باشکوه آن است که اوج آن را در تخت جمشید و پاسارگاد میتوان دید.
آنچه امروز در مورد این رابطه چشمگیر است، میزان حرکت آن فراتر از همکاری دفاعی سنتی به حوزههای جدیدتر رقابت فناورانه و ژئوپلیتیک است.
روابط روسیه با کشورهای عربی و بهویژه کشورهای حوزه خلیج فارس نیازمند تنظیمی بسیار دقیق است.
ایران هرگز «روز استقلال» نداشته، زیرا هیچگاه بهطور کامل مستعمره هیچ قدرت اروپایی نشد.
تصویری که امروز در غرب از خیام بهعنوان شاعری شرابدوست و «دم را غنیمت شمار» وجود دارد، حاصل کار ادوارد فیتزجرالد در سال ۱۸۵۹ است.
اگرچه در طول سالهای اخیر تحولات بنیادین مهمی نظیر ظهور نسل جدید رهبران، جنگ اوکراین و تحریم روسیه، همگرایی منطقهای و چندجانبهگرایی مضاعف و به قدرت رسیدن طالبان، زیرساختهای تغییر در آسیای مرکزی بود که لزوم انطباق ایران با این شرایط را ایجاب میکرد، در شرایط جدید، جنگ رمضان بهعنوان عاملی کلیدی و مضاف بر تمام این مؤلفهها ظهور کرده است. بازخورد رفتاری کشورهای آسیای مرکزی، برونداد مهمی از چگونگی پیشرفت تحولات در طول یک دهۀ اخیر و سطح وابستگی متقابل و همگرایی این کشورها با ایران است.