قرائت لوکیانف از تثبیت موازنه پس از جنگ ایران و گرهخوردگی آن با مسئله اوکراین
بررسی علل انعقاد دو پیمان تاریخی در کتاب از گلستان تا ترکمانچای
در یک ماه جنگ، میراث فرهنگی ایران آسیبهای گستردهای را متحمل شد
بازتعریف جایگاه افغانستان در دکترین امنیت ملی پاکستان و پیامدها برای ایران
شبکهای از منافع متقابل: ایران و احیای راهآهن جلفا–نخجوان در قفقاز جنوبی
سفر مسعود پزشکیان به پاکستان؛ فرصتها و محدودیتهای نقشآفرینی منطقهای اسلامآباد
یادداشت تحلیلی بر پایه برنامه «بازبینی بینالمللی» ۱۹ ژوئن ۲۰۲۶، با حضور فئودور لوکیانف
سازمان ها و ترتیباتی نظیر شانگهای و بریکس، نه تنها علیه نظام بین المللی موجود و برساخته های آن نیستند، بلکه قطعاتی از این پازل به شمار می آیند. اگرچه این قبیل سازمان ها ممکن است در مواردی، رقیبی برای ترتیبات دیگر (مانند گروه هفت) محسوب شوند اما هیچ تعارضی با رژیم های بین المللی رسمی و غیررسمی از قبیل شورای امنیت سازمان ملل یا فاتف نداشته بلکه برعکس، خود را متعهد به تحکیم و تقویت این رژیم ها می دانند.
رئیس منطقه همچنین از توافق صورت گرفته در چارچوب مجمع بینالمللی اقتصادی سن پترزبورگ SPIEF با هیئت ایرانی خبر داد. وی گفت: تصمیم گرفته شد کارگروه مشترکی با طرف ایرانی تشکیل شود تا امکان ایجاد هاب را بررسی کنند.
در این فضایی که تلاش میشد با بحث تحریمها ایران در انزوا قرار بگیرد و از عرصه بازیگری در اقتصاد جهانی حذف شود، عضویت در بریکس ظرفیت و فضای تازهای را ایجاد میکند که دستکم سرعت منزوی شدن ایران کاهش پیدا کند.
در مکانیسم همکاری بریکس، اینکه آیا چین و هند میتوانند بر اختلافات، نابرابریها و اختلافات دوجانبه غلبه کنند و از آنها فراتر روند و موضعی واحد شکل دهند، از نظر بسیاری عامل کلیدی در عملکرد مؤثر بریکس است.
افزایش همگرایی در بریکس به عنوان یکی از پیشران های مهم برای شکل دادن به جهان چند قطبی جدید ارزیابی می شود. یکی از مهمترین برنامه ها و ابزارهای گروه بریکس برای این هدف دلارزدایی است.
اجلاس رهبران BRICS در آینده نزدیک در آفریقای جنوبی برای یک اجلاس تاریخی برگزار می شود تا سازمانی را که یک چهارم اقتصاد جهان را در اختیار دارد به یک نیروی ژئوپلیتیکی تبدیل کند و با اکتساب هویت حقیقی سیاسی و بین المللی بتواند سلطه غرب در امور جهانی را به چالش بکشد.
علی بمان اقبالی زارچ در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: از زمان آغاز حمله روسیه به اوکراین، چندین کشور آسیای مرکزی از مسکو فاصله گرفته اند. این امتناع از همسویی روابط پیچیده و دوسویه این جمهوری های شوروی سابق را با متحد تاریخی خود نشان می دهد و سوال اساسی این است که آیا این آغاز از دست دادن نفوذ روسیه در آسیای مرکزی است؟
پوتین مدتهاست که معتقد است، روسها و اوکراینیها مردمی واحد هستند که تاریخ مشترکشان نشان میدهد که امروز نیز باید سرنوشت سیاسی مشترکی داشته باشند.