قرائت لوکیانف از تثبیت موازنه پس از جنگ ایران و گرهخوردگی آن با مسئله اوکراین
بررسی علل انعقاد دو پیمان تاریخی در کتاب از گلستان تا ترکمانچای
در یک ماه جنگ، میراث فرهنگی ایران آسیبهای گستردهای را متحمل شد
بازتعریف جایگاه افغانستان در دکترین امنیت ملی پاکستان و پیامدها برای ایران
شبکهای از منافع متقابل: ایران و احیای راهآهن جلفا–نخجوان در قفقاز جنوبی
سفر مسعود پزشکیان به پاکستان؛ فرصتها و محدودیتهای نقشآفرینی منطقهای اسلامآباد
یادداشت تحلیلی بر پایه برنامه «بازبینی بینالمللی» ۱۹ ژوئن ۲۰۲۶، با حضور فئودور لوکیانف
جنگ در اوکراین همزمان تمرکز روسیه بر قفقاز جنوبی را کاهش و در عین حال وابستگی روسیه به آذربایجان و ترکیه را برای روابط اقتصادی و ترانزیتی افزایش داده است. و نتیجه آن تقویت روابط بین باکو، آنکارا و اورشلیم پس از جنگ دوم قره باغ است که ایران را به شدت نگران تغییرات ژئوپلیتیکی، توازن قوا و تغییر مرزهای بین المللی در منطقه کرده است.
هند از احیای تحولات در کریدور تجاری شمال-جنوب در بحبوحه ظهور کریدور میانی استقبال میکند.
در حال حاضر، طبق برخی آمارها، حدود 20 درصد از روسها با اقدامات روسیه در اوکراین موافق نیستند، در حالی که این رقم در ماه مارس 2022، 14 درصد بود.
این روزها ذهنم مادام درگیر این پرسش است که آیا ایران توانسته از خلأ بهوجودآمده در بازار پهناورترین کشور جهان آن هم در این شرایط تاریخی، بهره ببرد؟ در این یادداشت، سعی دارم آمارهای رسمی دولت روسیه را با تجارب خود از فعالیت تجاری ایرانیان با روسیه درآمیخته و به پاسخی روشن برای پرسش بالا برسم.
رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه هنگام بازگشت از سفر به جمهوریآذربایجان در پاسخ به سؤالی درباره آنچه باکو و آنکارا با عنوان جعلی «کریدور زنگزور» از آن نام میبرند، گفت: «درباره زنگزور مشکلی با ارمنستان وجود ندارد. مشکل زنگزور ناشی از ایران است، یعنی دو کشوری که اکثریت جمعیت آنها مسلمان هستند. مواضع مشکلزای ایران درباره کریدور (جعلی) زنگزور هم ترکیه و هم (جمهوری) آذربایجان را ناراحت کرده است، البته باید ایرانیها هم ناراحتی احساس کنند. در اینجا اخذ عوارض برای هر واگن بسیار زیاد است و باید ترکیه و (جمهوری) آذربایجان و ایران با همدیگر هماهنگ شوند و در آن صورت خطوط پکن- لندن گشوده خواهد شد.»
اقتدار پوتین به دلیل عملکرد ضعیفش در جنگ اوکراین تضعیف شد؛ اما او نه لوئیجی فکتا، نخستوزیر ایتالیا است که در مقابل قدرتیافتن موسولینی ناتوان باشد و نه پادشاه ویکتور امانوئل سوم است که به رهبر فاشیست اجازه تصرف کشور را بدهد.