دریای خزر پس از بحران ۲۰۲۶: سناریوی بازآرایی ژئوپلیتیک انرژی و احیای «ترانسخزر»
ایران، روسیه و کریدور شمال-جنوب
چرا «جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران» شکست خورد
زنان؛ زیرساخت انتقال میراث فرهنگی ناملموس در منطقه اکو
ژئوپلتیک سود؛ ترکیه، برنده بیرونی جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران
ضرورت انتخاب رویکرد تحلیلی مناسب برای داوری دربارهٔ یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا
جنگ علیه ایران، مناسبات آسیای مرکزی و کشورهای عرب حاشیۀ خلیج فارس را وارد مرحلۀ نوینی کرده است که میبایست در سطحی فراتر از دیپلماسی دوجانبه فهمیده شود. این منطقه، اکنون با یک بازآرایی ژئواکونومیک روبهرو است. کشورهای عربی خلیج فارس در تلاش برای تقویت (و یا حفظ) نقش خود بهعنوان سرمایهگذار، هاب/قطب لجستیکی و «شریک ثبات» هستند (تحت شرایطی که امنیت این کشورها نیز به اندازۀ ایران شکننده شده است). کشورهای آسیای مرکزی نیز با تکیه بر راهبرد تنوعبخشی میکوشند از تلۀ نااطمینانی بگریزند؛ اما نه با حذف ایران (که نه محتمل و نه ممکن است)، بلکه با افزودن گزینههای مکمل به سبد ژئواکونومیک خود.
چين اجازه بررسي صورتهاي مالي شرکتهايش را به بازرسان آمريکايي نميدهد
جنگ لفظی و تنش گفتاری میان امریکا و چین در آستانه سفر نانسی پلوسی رئیس مجلس نمایندگان امریکا به تایوان و شرق آسیا و احتمال ورود او به خاک تایوان، شدت بیشتری به خود گرفته و وارد فاز جدی تری شده، به طوری که هشدارهای تندی را از سوی پکن در پی داشته است. در همین راستا، شبکه خبری سیانان در گزارشی احتمال انجام سفر را بالا نشان داد و اعلام کرد که این سفر احتمالاً هفته آینده انجام خواهد شد. در چند روز گذشته تماس تلفنی رهبران امریکا و چین با محوریت مناقشه تایوان محتوای هشدارآمیز داشته است. رئیسجمهور چین خطاب به همتای امریکایی ضمن بیان مخالفت با مداخله در امور پکن و قاطعیت در دفاع از حاکمیت این کشور، اخطار داد: «کسی که با آتش بازی کند خواهد سوخت.»
مدتها قبل از اینکه آنکارا به عنوان مرکز دسیسههای جنگ سرد شناخته شود، استانبول به عنوان مرکز فتنه و محل سازماندهی گروههای رادیکال، جنبشهای انقلابی و عناصر تبعیدی مختلفی شناخته میشد که خواهان بازگشت به وطن و تصرف سرزمینهای مادری خود بودند. لذا جای تعجب ندارد که ترکیه میزبان گروههای افغان انتقام جویی باشد که به دنبال طرح یک نقشه برای بازگشت به قدرت هستند. اما باید توجه داشت که ترکیه امروزی متفاوت از ترکیه قدیم بوده و اهداف سیاست خارجی آن تغییر کرده است. ترکیه سودای رهبری کشورهای اسلامی و شریک تجاری قدرتمند را در سر دارد لذا اجازه فعالیت دادن به گروههای اپوزیسیون مختلف افغان در داخل خاک ترکیه، به معنای حمایت از آنها نیست و اگر این وضعیت در تضاد با منافع ملی ترکیه در افغانستان قرار گیرد ممکن است چنین مهماننوازی را در آینده کنار بگذارد.
به نظر میرسد که طالبان علاوه بر این که نیاز به کمک دارد، تمایلی برای جنگ دوباره با آمریکا ندارد؛ این میتواند مبنایی برای تنشزدایی و آشتی بین طالبان و واشنگتن باشد. ایالات متحده میتواند توافقی تنظیم کند که مفاد آن شامل، فراگیری مراقبتهای بهداشتی و غذایی بدون توجه به جنسیت، مذهب یا گرایشات سیاسی افراد؛ حق تحصیل برای زنان، اجرای نسخهای از شریعت با مشورت دیگر کشورهای سنی محافظهکار و قطع ارتباط بین طالبان و القاعده باشد.
اکونومیست در یک مطلب با بررسی سیاستهای نامتعارف اردوغان برای رسیدن به رشد اقتصادی بالا در شرایط تورمی، به این پرسش جواب میدهد که چرا رونق تورمی در یک اقتصاد نمیتواند به یک برد دستهجمعی ختم شود؟ این در حالی است که برخی از سیاستمداران نظیر رئیسجمهور ترکیه، کنترل و مهار تورم را اولویت اصلی یک اقتصاد نمیدانند و از ابزارهای پولی برای ایجاد رشد اقتصادی با تورم بالا بهره میبرند.
از زمان شروع بحران در غرب آسیا در سال 2011، دولت ترکیه به بهانه کنترل و محافظت از مرزها و پناهندگان به دنبال ایجاد منطقهای امن در خاک سوریه بود که در واقع هدف اصلی، تحت قیمومت درآوردن بخشی از خاک سوریه بود، اما مخالفت دولتهای غربی و منطقهای، دولت ترکیه را در تحقق این امر ناکام گذاشت؛ اما به نظر میرسد با تغییر و تحولاتی که اخیراً در معادلات منطقه پیش آمده است؛ رجب طیب اردوغان رئیسجمهوری ترکیه بار دیگر این مسئله را پیش کشیده است که این بار هم دلایل داخلی و خارجی خاص خود را دارد. ضمن توجه به دلایل تاریخی، به برخی دلایل سیاسی منطقهای و بینالمللی و دلایل سیاسی و اقتصادی داخلی اشاره میشود:
شی به ولادیمیر پشت کرد؟ بر اساس گزارش «مرکز مالی و توسعه سبز» در دانشگاه فودان در شانگهای، پکن در نیمه اول سال۲۰۲۲ هیچ معامله جدیدی با نهادهای روسی تحت برنامه «کمربند و جاده» (جاده ابریشم) منعقد نکرده است. «کریستوف ندوپیل وانگ» مدیر این مرکز گفت که تهدید تحریمهای غرب احتمالا چین را از سرمایهگذاری در روسیه منصرف کرده است. چین درحالیکه سرمایهگذاری خود در روسیه را کاهش میدهد، حضور خود را در خاورمیانه عمیقتر میکند. عربستان اکنون به یکی از بزرگترین ذینفعان برنامه «کمربند و جاده» تبدیل شده است.
حکومت طالبان در معرض سه دسته تهدید امنیتی با منشا داخلی مواجه است؛ تهدید برخاسته از نیروهای مسلح مخالف موسوم به جبهههای مقاومت، تهدید ناشی از فرماندهان ناراضی و جدا شده از بدنه طالبان، و سرانجام تهدید حاصل از فعالیت داعش خراسان. در خلال ۱۰ ماه حکومت طالبان بر افغانستان، هر سه دسته تهدید کم و بیش خود را نشان دادهاند. تهدیدهای برخاسته از جبهههای مقاومت بیشتر در دو ولایت پنجشیر و بغلان خود را نشان داده است. فرماندهان جدا شده از طالبان که عمدتاً فرماندهان غیر پشتون هستند، در ماههای اخیر یک منبع تهدید کننده امنیت برای طالبان بوده است. آخرین مورد از این دسته، سرکشی و سپس درگیری «مولوی مهدی» تنها فرمانده هزاره تبار طالبان است. داعش خراسان نیز از روزهای نخست حکومت طالبان تاکنون حملات خونباری را در نقاط مختلف افغانستان علیه طالبان و علیه مردم سبب شده است. این یادداشت به این نکته میپردازد که آیا این سه منبع تهدید میتوانند به چالشهای جدی و حکومتبرانداز تبدیل شوند؟.