دریای خزر پس از بحران ۲۰۲۶: سناریوی بازآرایی ژئوپلیتیک انرژی و احیای «ترانسخزر»
ایران، روسیه و کریدور شمال-جنوب
چرا «جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران» شکست خورد
زنان؛ زیرساخت انتقال میراث فرهنگی ناملموس در منطقه اکو
ژئوپلتیک سود؛ ترکیه، برنده بیرونی جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران
ضرورت انتخاب رویکرد تحلیلی مناسب برای داوری دربارهٔ یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا
جنگ علیه ایران، مناسبات آسیای مرکزی و کشورهای عرب حاشیۀ خلیج فارس را وارد مرحلۀ نوینی کرده است که میبایست در سطحی فراتر از دیپلماسی دوجانبه فهمیده شود. این منطقه، اکنون با یک بازآرایی ژئواکونومیک روبهرو است. کشورهای عربی خلیج فارس در تلاش برای تقویت (و یا حفظ) نقش خود بهعنوان سرمایهگذار، هاب/قطب لجستیکی و «شریک ثبات» هستند (تحت شرایطی که امنیت این کشورها نیز به اندازۀ ایران شکننده شده است). کشورهای آسیای مرکزی نیز با تکیه بر راهبرد تنوعبخشی میکوشند از تلۀ نااطمینانی بگریزند؛ اما نه با حذف ایران (که نه محتمل و نه ممکن است)، بلکه با افزودن گزینههای مکمل به سبد ژئواکونومیک خود.
هنری کیسینجر، دیپلمات کهنهکار آمریکایی و وزیر خارجه این کشور در اوج جنگسرد، هشتسال پیش در سال ۲۰۱۴ نسبت به وقوع جنگ میان اوکراین و روسیه هشدار داده بود. پرسشی که پس از آغاز جنگ اوکراین در میان افکار عمومی بسیار مطرح شده، این است که آیا کیسینجر پیشگو و طالعبین سیاسی است یا براساس یک چارچوب و پارادایم علمی، وقوع این جنگ ویرانگر را پیشبینی کرده بود؟
حتی مرور کوتاهی بر مناطق و روندهای درگیری در کشورهای منطقه نشان میدهد که آنها منشاء داخلی دارند. با وجود این، در هر گفتگو در مورد امنیت و ثبات آسیای مرکزی، "بحث افغانستان" نیز مطرح میشود.
اکنون جهان در آستانه آزمون جدیدی قرار گرفته که بستگی به ادامه استراتژی و سیاست روسیه، واکنش مردم اوکراین، واکنش جهان غرب، عملکرد سازمان ملل، افکار عمومی جهان و... دارد.
«نقطه آغازین برای ناتو باید این باشد که با خروج از افغانستان با جهانی کاملا متحول شده نسبت به زمانی که وارد این کشور شد مواجه شدهاست. ناتو عملیاتش را در افغانستان همزمان با اوج یکجانبهگرایی آمریکا و قله سلطه غرب بر نظام بینالمللی آغاز کرد.
شهروندان و بهویژه ثروتمندان روسیه کانال مطمئن و امتحان پسدادهای برای حفظ پول و داراییهای خود یافتهاند. به گفته صاحبان املاک و مستغلات در استانبول و دبی، پس از شروع مناقشه نظامی میان روسیه و اوکراین و به دنبال آن، اعمال تحریمهای غرب علیه روسیه، خرید و معامله ملک و آپارتمان از سوی روسها در این دو شهر به طرز چشمگیری افزایش یافته است.
به عقیده اغلب کارشناسان پیامدهای جنگ اوکراین برای تمام کشورهای آسیای مرکزی بویژه تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان بسیار شدید خواهد بود. تمام این کشورها در زمینه های اقتصادی و سیاسی با فدراسیون روسیه ارتباطات نزدیک و عمیقی دارند.
آندری کوزیرف، وزیر امور خارجه روسیه بین سالهای ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۶: قدرت مقاومت اوکراین و میزان حمایت غرب از این کشور تعیین میکند که جنگ ولادیمیر پوتین چگونه به پایان میرسد. مذاکرات باید بدون دخالت غرب به خود اوکراین و روسیه سپرده شود. همچنین باید بحث در مورد اینکه اروپا پس از جنگ چگونه خواهد بود آغاز شود. یکی از نویسندگان بزرگ کشور من و در واقع جهان، لئو تولستوی، معتقد بود که کشورهایی که عزم اخلاقی بالاتری دارند، در جنگ پیروز میشوند و این کار را در آرامش انجام میدهند. پایان مناقشه، که از طریق مذاکره حاصل خواهد شد، فرصتی برای روسیه و اوکراین برای انجام اصلاحات مورد نیاز فراهم خواهد کرد.
نشریه انگلیسی اکونومیست در شماره این هفته خود اثر بحران اوکراین بر اقتصاد جهان را مورد پرسش قرار داده است. اکونومیست درباره اثرات بحران اوکراین بر اقتصاد جهان چنین نوشته است: تنش اوکراین سومین ضربه بزرگ به جهانیشدن طی یک دهه است. نخستین ضربه، به جنگهای تجاری ترامپ مربوط بود.