تجدید آرایش ژئوپلیتیکی و تنوع تجاری: پاسخ استراتژیک هند به سیاستهای تعرفهای ایالات متحده
محدودیتهای هزینهای در توازن هستهای راهبردی آمریکا–روسیه پس از نیواستارت
سایه بیزانس بر فرهنگ روسیه
قفقاز جنوبی در یک لحظه تاریخی قرار دارد
آیا واقعا تهدیدی از سوی چین و روسیه در گرینلند وجود دارد؟
ترکیه بازیگر تعیین کننده در نظم نوظهور
تلاش هند برای تنوعبخشی اقتصادی با ادعای استقلال استراتژیک در امور نظامی نیز همراه است.
جمهوری خلق چین با اعلام استراتژی "جریان دو گانه" double circulation و گنجاندن آن در برنامه توسعه کشور برای دوره تا سال 2025، بار دیگر مطالب جدیدی را برای تجزیه و تحلیل در اختیار کارشناسان بین المللی قرار داده است.
چین به شکل فزایندهای به عنوان موتور رشد جهانی و بازیابی پس از همهگیری (ویروس کرونا) جایگاه خود را مستحکم میسازد. البته این موفقیت نمی تواند بی دلیل باشد.
ترکیه در سال های اخیر به دنبال گسترش حوزه نفوذ خود در منطقه پیرامونی و گاهی مناطق دور دست بوده و سودای ایجاد عثمانی جدید و یا ارتش متحد کشورهای ترک تبار را در سر می پروراند. این سیاست ترکیه که گاهی به رویکرد تهاجمی اش در قبال همسایگان منجر شده، همراه بوده با سیاست توسعه سریع تسلیحاتی و افزایش توان دفاعی، مبتنی بر دانش و تولیدات داخلی.
آیا باید روابط فعلی روسیه و ایران را به عنوان یک مشارکت استراتژیک یا بهتر بگوییم یک اتحاد تاکتیکی بین کشورهایی با آرمانها و جاهطلبیهای متفاوت سیاست خارجی تعریف کنیم؟ برای پاسخ به این سوال باید روشن کنیم که در واقع در روابط بین الملل مدرن مشارکت استراتژیک به چه معناست.
از حدود 2 سال گذشته و به ویژه پس از حواشی مربوط به دیدار امامعلی رحمان، رئیسجمهور تاجیکستان با سورانبای جینبیکاف، رئیسجمهور سابق قرقیزستان در منطقه آقسای در جولای 2019 که با درگیریهای ساکنین محلی پیرامون نصب پرچم دو کشور و بر جای گذاردن یک کشته و چند زخمی همراه شد، این شهر تاجیکِ محصور در جغرافیای قرقیزستان به عنوان نقطه کانونی بخشی از مناقشات مرزی مطرح شد.
اهمیت نقش ایران در جلب حمایت پوتین و روسیه از بشار اسد آنهم در اوج بحران و جنگ داخلی سوریه از این جهت اهمیت دارد که ایران توانست به القای این ذهنیت در مسکو کمک نماید که هدف اصلی از بحران سازی در سوریه، صرفا حکومت سوریه و کشور سوریه نیست، بلکه ایران و سپس روسیه به عنوان کشورهای مستقل خارج از حیطه نفوذ آمریکا و غرب از اهداف اصلی این بحران هستند. موفقیت ایران در جلب حمایت روسیه از سوریه بلکه همکاری مشترک ایران و روسیه در سوریه یکی از بزرگترین دستاوردها و موفقیهای دستگاه دیپلماسی ایران در طول سالهای پس از انقلاب بوده است.
تصمیم آمریکا به خروج از افغانستان تصمیمی سیاسی بود که به نظر میرسد لزوماً همنظری کامل بخشهای نظامی و امنیتی اداره آمریکا را به همراه نداشت، اما همانگونه که توافق دوحه بین آمریکا و طالبان از نظر هر دو قابل بازگشت نیست، بازگشت از این تصمیم نیز توسط آمریکا قابل تصور نمیباشد.
خروج قریبالوقوع نیروهای امریکایی از افغانستان و همچنین احتمال قدرت گرفتن گروه طالبان، تمام کشورهای منطقه و فرامنطقه را به این امر واداشته است تا روابط خود را با گروه طالبان بیش از گذشته نزدیکتر سازند.