#اختصاصی
ترجمه و نگارش: بابک بوذری، دکتری مطالعات روسیه
مؤسسه رند در سپتامبر ۲۰۲۶ مقالهای با عنوان «نقش پایدار روسیه در آمریکای لاتین و پیامدهای آن برای منافع نیمکرهای ایالات متحده» را به قلم الینا تریگر (دانشمند ارشد سیاسی در رند) و سامانتا پرز داویلا (تحلیلگر سیاست کمکی در رند) ، منتشر نمود که به بررسی فعالیتهای روسیه در آمریکای لاتین و کارائیب (LAC) و پیامدهای آن برای منافع ایالات متحده میپردازد. در این مقاله عنوان میشود که، با وجود تهاجم تمامعیار روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ و انزوای بینالمللی گسترده، مسکو فعالیت خود را در این منطقه تشدید کرده است. با اینکه، دستگیری نیکولاس مادورو توسط آمریکا در ژانویه ۲۰۲۶ و فشارهای بعدی بر کوبا ضربهای سنگین به عمیقترین شرکای روسیه وارد کرد، اما سرمایهگذاریهای نظامی، اطلاعاتی و اقتصادی روسیه در منطقه همچنان ادامه دارد. نویسندگان معتقدند اگرچه، هیچیک از فعالیتهای روسیه تهدید مستقیم و شدید امنیتی برای خاک آمریکا ایجاد نمیکند، اما چالشهای نامتقارن پایدار علیه نفوذ آمریکا و ثبات منطقه به وجود میآورد که مهمترین پیامدهای آن از همگرایی فعالیتهای روسیه با چین و ایران ناشی میشود. استراتژی امنیت ملی ۲۰۲۵ آمریکا، حفظ نیمکره غربی «با ثبات»، «خوب ادارهشده» و عاری از «نفوذ خصمانه خارجی» را در اولویت اول سیاست خارجی قرار داده است. فعالیت روسیه، همراه با سایر رقبا، این منافع را تضعیف میکند. در ادامه نکات اصلی مد نظر نویسندگان را بیان نموده و در انتها مطالب اصلی را مورد تحلیل قرار خواهیم داد..
اهداف روسیه در منطقه
منطقه آمریکای لاتین و کارائیب (LAC) از نظر منافع حیاتی مسکو حاشیهای است. در دوران شوروی، مسکو با کوبای کمونیست متحد بود و از بازیگران چپگرا در سراسر منطقه حمایت میکرد. پس از فروپاشی شوروی، حضور روسیه به شدت کاهش یافت، اما از اواسط دهه ۲۰۰۰ میلادی به تدریج بازگشت. پس از تهاجم دوم روسیه به اوکراین، توانایی مسکو برای حفظ حضور فرامرزی محدود شد، اما برخلاف انتظار، فعالیت روسیه در بخشهایی از نیمکره ادامه یافت و در چند حوزه تا ۲۰۲۵ عمیقتر شد. مفهوم سیاست خارجی ۲۰۲۳ روسیه صراحتاً اهمیت آمریکای لاتین و کارائیب (LAC) را بالا برد و برزیل، ونزوئلا، کوبا و نیکاراگوئه را بهعنوان شرکای اولویتدار معرفی کرد.
روسیه چهار هدف همپوشان را دنبال میکند: نخست، جایگاهیابی ایدئولوژیک و اتحادسازی جهانی؛ مسکو خود را مدافع حاکمیت و رهبر «جنوب جهانی» یا «اکثریت جهانی» معرفی میکند و آمریکای لاتین و کارائیب (LAC) را بخشی از «نظم چندقطبی جدید» ضد آمریکایی میداند. دوم، نمایش قدرت و برابری نمادین با آمریکا بر اساس دکترین پریماکوف؛ روسیه میخواهد نشان دهد با وجود انزوای جنگی، یک بازیگر جهانی توانمند است و میتواند نزدیک مرزهای آمریکا فعالیت کند. سوم، تضعیف منافع و نفوذ آمریکا و وارد کردن آسیبهای ملموس. چهارم، تنوع اقتصادی و نهادی؛ حفظ پیوندهای اقتصادی، گسترش بریکس پلاس(+BRICS) و نظامهای پرداخت خارج از دلار. روسیه تمرکز خود را بر سه شریک اقتدارگرای چپگرا یعنی کوبا، نیکاراگوئه و ونزوئلا گذاشته و تا حدی برزیل را نیز جذب کرده است.
حوزههای اصلی فعالیت روسیه
۱. سیاسی، اطلاعاتی و قدرت نرم: روسیه از دیپلماسی سطح بالا، سفرهای مقامات (مانند سفر لاوروف در ۲۰۲۳ به برزیل، ونزوئلا، نیکاراگوئه و کوبا و سفر پاتروشف در ۲۰۲۴)، مجامع چندجانبه مانند بریکس (BRICS)، جامعه کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب (CELAC)، گروه ۲۰ (G20) و پارلمان آمریکای مرکزی، ارتباط با پارلمانها و نظارت بر انتخابات برای مشروعیتبخشی به رژیمهای متحد استفاده میکند. رسانههای دولتی مانند رسانه دولتی روسیه؛ Russia Today (RT) en Español و Sputnik Mundo در منطقه فعالاند و در برخی کشورها از تلویزیون آزاد پخش میشوند. رسانه دولتی روسیه؛ Russia Today (RT) در پلتفرمهایی مانند TikTok از رسانههای غربی مانند BBC Mundo و El País پیشی گرفته است. شبکههای اجتماعی، تأثیرگذاران، توطئهگرایان و رسانههای محلی (مانند TeleSur ونزوئلا و باشگاه خبرنگاران مکزیک) روایتهای کرملین را تقویت میکنند. عملیات پنهان نیز ادامه دارد؛ از جمله شرکتهای «نفوذ برای hire»، شبکه Nova Resistencia که ایدئولوژی دوگین را ترویج میکند و تلاش برای تحریک اعتراضات در شیلی و کلمبیا. دیپلماسی فرهنگی از طریق بنیاد روسکی میر، روسوترودنیچستوو و مراکز زبان روسی در ده کشور آمریکای لاتین و کارائیب (LAC) انجام میشود. بورسیههای آموزشی و جذب نخبگان منطقه نیز ادامه دارد. واکسن اسپوتنیک V در ابتدا موفقیت نرمافزاری بود (۱۳ کشور آن را تأیید کردند)، اما تأخیر در تحویل آن را تضعیف کرد.
۲. نظامی و امنیتی: فروش سلاح روسیه به منطقه از ۲۰۱۹ به شدت کاهش یافته، اما همکاری فنی-نظامی، استقرارهای نمادین، عملیات اطلاعاتی و پنهان همچنان قوی یا حتی گستردهتر شده است. روسیه بر نگهداری و اورهال سیستمهای قدیمی مانند هلیکوپترهای پرو (Mi-17 و Mi-35) و S-300 ونزوئلا تمرکز دارد. نیکاراگوئه در ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ تسلیحات جدید دریافت کرد. استقرارهای نمادین شامل بمبافکنهای Tu-160 (۲۰۰۸، ۲۰۱۳، ۲۰۱۸)، ناوگانهای دریایی و زیردریایی هستهای کازان در هاوانا (ژوئن ۲۰۲۴) و کشتی آموزشی اسمولنی در ونزوئلا (اوت ۲۰۲۴) است. در حوزه اطلاعات، ایستگاههای زمینی سیستم ماهوارهای ناوبری جهانی روسیه (GLONASS) در برزیل (چهار ایستگاه)، نیکاراگوئه (ماناگوا، ۲۰۱۷) و ونزوئلا (۲۰۲۵) فعالیت میکنند؛ پایگاه شنود لوردس در کوبا احتمالاً فعال شده؛ کشتیهای جاسوسی مانند ویکتور لئونوف در آبهای کارائیب و سواحل شرقی آمریکا گشتزنی کردهاند. مکزیک بهعنوان مرکز اصلی اطلاعاتی روسیه در نیمکره غربی شناخته میشود و بیش از دو جین جاسوس روسی در آنجا مستقرند. روسیه همچنین فناوری نظارتی سیستم فعالیتهای عملیاتی-تحقیقاتی روسیه؛ سامانه نظارت و شنود (SORM)، نرمافزار تشخیص چهره NtechLab و سیستمهای شنود را به رژیمهای متحد صادر میکند و از طریق شرکتهای امنیتی و پیمانکاران نظامی خصوصی (واگنر) به حفظ رژیمها کمک میکند.
۳. اقتصادی: تجارت روسیه با آمریکای لاتین و کارائیب (LAC) کمتر از ۲ درصد تجارت جهانی این کشور است، اما بین ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ رشد کرده است. صادرات کود روسیه به برزیل، مکزیک (۵۸۳ میلیون دلار) و آرژانتین (۹۳ میلیون دلار) به اهرم نفوذ تبدیل شده است. نفت روسیه به کوبا (بیش از ۹۰ هزار تن در ۲۰۲۴)، برزیل (۶ برابر افزایش دیزل از ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳)، جامائیکا و بولیوی صادر میشود. روسنفت و روزاروبژنفت در ونزوئلا فعالاند و حق توسعه ۲.۳ میلیارد بشکه نفت را دارند. همکاری هستهای با نیکاراگوئه (توافق ۲۰۲۳)، بولیوی (مرکز تحقیقات هستهای با ۳۰۰ میلیون دلار سرمایهگذاری روسآتوم) و برزیل (راکتورهای کوچک ماژولار) گسترش یافته است. روسیه در استخراج لیتیوم بولیوی (با شرکت چینی CITIC Guoan) و طلای ونزوئلا سرمایهگذاری کرده است. در سطح نهادی، بریکس (BRICS) (۳۷ درصد تولید ناخالص جهانی و ۴۱ درصد جمعیت جهان)، بانک توسعه جدید و ترتیبات پرداخت جایگزین مانند کارت میر، طلا، ارزهای دیجیتال و تسویهحسابهای خالص برای دور زدن انجمن ارتباطات مالی بینبانکی جهانی؛ سوئیفت (SWIFT) استفاده میشوند. مراکز مالی آفشور در پاناما و کارائیب برای پنهانسازی داراییها (۷۰ میلیارد دلار در ۲۰۲۳) و دور زدن تحریمها به کار میروند. جرایم سازمانیافته روسی نیز در قاچاق مواد مخدر (کوکائین اکوادور به روسیه)، اسلحه (ویکتور بوت و نیروهای مسلح انقلابی کلمبیا (FARC)) و طلا نقش دارند.
شرکای کلیدی
کوبا: رابطهای تاریخی و عمیق. توافق همکاری نظامی دوجانبه در اکتبر ۲۰۲۵ تصویب شد. بازدید ناوگان روسی در ژوئن ۲۰۲۴ (ناوگان آدمیرال گورشکوف با موشکهای زیرکن و زیردریایی کازان) نمایش قدرت بود. احتمال فعالسازی مجدد پایگاه اطلاعات سیگنالی؛ شنود ارتباطات (SIGINT) لوردس وجود دارد. روسیه تأمینکننده اصلی سوخت و غذا بوده، بدهیهای شوروی (۹۰ درصد از ۳۲ تا ۳۵ میلیارد دلار) را بخشیده، بازپرداخت ۲.۳ میلیارد دلار را به ۲۰۲۸-۲۰۴۰ موکول کرده، ۲۵ هزار تن گندم فرستاده و متعهد به تأمین سالانه ۱.۶۴ میلیون تن نفت شده است. بانک Novikombank در هاوانا شعبه باز کرده و کارت میر و پرداخت روبلی گسترش یافته. رسانههای روسی در تلویزیون دولتی کوبا پخش میشوند و زبان روسی از ۲۰۲۶-۲۰۲۷ بهعنوان زبان خارجی اول مدارس معرفی شده است. در ۲۰۲۶، فشار آمریکا و تحریم شرکت نفت دولتی کوبا (CUPET) صادرات نفت را محدود کرد؛ روسیه فقط یک نفتکش با ۷۰۰ هزار بشکه فرستاد که یکهشتم نیاز ماهانه کوبا است. با این حال، کوبا همچنان ارزش دیپلماتیک و اطلاعاتی برای مسکو دارد. بین ۱,۰۰۰ تا ۵,۰۰۰ کوبایی در جنگ روسیه علیه اوکراین میجنگند و اوکراین سفارت خود در هاوانا را بست.
ونزوئلا: عمیقترین مشارکت روسیه در منطقه. بیش از ۳۵۰ توافق و معاهده مشارکت استراتژیک ۲۰۲۵. بیش از ۱۰ میلیارد دلار فروش سلاح (جنگنده، سیستم پدافند هوایی، خودروهای زرهی). کارخانه کلاشینکف در ۲۰۲۵ افتتاح شد. واگنر (۴۰۰ پیمانکار) برای حفاظت از رژیم مستقر شد. ایستگاه سیستم ماهوارهای ناوبری جهانی روسیه (GLONASS) و همکاری فضایی. پس از دستگیری مادورو در ژانویه ۲۰۲۶ (عملیات Absolute Resolve)، روسیه نتوانست دفاع عملیاتی کند و سیستمهای S-300 و بوک کار نکردند. آمریکا روسیه را از بخش نفت ونزوئلا حذف کرد، اما روزاروبژنفت همچنان حق توسعه ۲.۳ میلیارد بشکه را حفظ کرده و قراردادها فسخ نشده است. همکاریهای اطلاعاتی، فنی-نظامی و شبکههای شخصی ادامه دارد. TeleSur (۲۰ درصد گزارشهایش مستقیماً از رسانه دولتی روسیه؛ Russia Today (RT)، Sputnik و خبرگزاری روسی تاس (TASS) است) همچنان روایتهای روسی را بازنشر میکند. مراکز زبان روسی (پنج مرکز) و ۲۰۰ بورسیه باقی ماندهاند. روسیه به دنبال خروج نیست، بلکه حفظ نفوذ با ابزارهای کمهزینه و قابل انکار است.
نیکاراگوئه: بادوامترین پلتفرم روسیه در نیمکره غربی. معاهده همکاری نظامی پنجساله در ۲۰۲۵ امضا و در ۲۰۲۶ تصویب شد. ۲۳۰ پرسنل نظامی روسیه برای نیمه دوم ۲۰۲۶ مجاز شدند. بین ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴، بیش از ۳,۰۰۰ پرسنل نظامی روسیه وارد نیکاراگوئه شدند. حدود ۹۰ درصد تسلیحات نیکاراگوئه از روسیه است. پایگاه اطلاعات سیگنالی؛ شنود ارتباطات (SIGINT) موکورون (با سیستم جهتیابی رادیویی در هشت نقطه دیگر)، سیستم فعالیتهای عملیاتی-تحقیقاتی روسیه، نسخه ۳؛ سامانه نظارت و شنود نسل سوم (SORM-3)، ایستگاه سیستم ماهوارهای ناوبری جهانی روسیه (GLONASS) و مرکز آموزش پلیس (۲۰۱۷) در این کشور فعالاند. روسیه از طریق پروژههای معدنی (شرکت معدنی بینالمللی، سهامی عام (COMINTSA) و Capital Mining) و توافقهای اقتصادی نفوذ خود را گسترش داده. نیکاراگوئه الحاق کریمه و مناطق اوکراین به روسیه را به رسمیت شناخته، روابط خود با اوکراین را قطع کرده و پیمان «حفاظت متقابل» با روسیه امضا کرده است. این کشور مهمترین متحد پایدار روسیه در منطقه است.
برزیل: بزرگترین اقتصاد منطقه و رابطهای عملگرایانه. روسیه تأمینکننده اصلی کود (یکچهارم صادرات جهانی) و دیزل (۵۳ درصد واردات برزیل در ۲۰۲۳) است. همکاری هستهای با روسآتوم (غنیسازی اورانیوم و راکتورهای کوچک) در حال گسترش است. برزیل در بریکس (BRICS) و بانک توسعه جدید (به ریاست دیلما روسف) با روسیه همکاری میکند. همکاری نظامی محدود است، اما ایستگاههای سیستم ماهوارهای ناوبری جهانی روسیه (GLONASS) (چهار ایستگاه) و توافق حفاظت از اطلاعات طبقهبندیشده (۲۰۲۶) وجود دارد. جاسوسی روسیه در برزیل افشا شد و عملیات ضدجاسوسی «Operation East» حداقل ۹ عامل را شناسایی کرد. Sputnik Brasil از طریق رادیو FM (۱۳.۵ میلیون شنونده بالقوه) پخش میشود. موضع غیرمتعهد برزیل در جنگ اوکراین (محکومیت تهاجم اما رد تحریمها) به روسیه پوشش دیپلماتیک میدهد.
کمک میکند.
نتیجهگیری تحلیلی بر پایه نکات قابل توجه مقاله
اگر بخواهیم نتیجهگیری مقاله را نه بر اساس جمعبندی رسمی آن، بلکه بر پایه برداشتهای تحلیلی از مهمترین نکات برجسته آن بیان کنیم، باید گفت که روسیه در آمریکای لاتین نه یک تهدید نظامی مستقیم و نه یک بازیگر حاشیهای و رو به افول است؛ بلکه یک قدرت فرسایشی، کمهزینه و چندلایه است که از ضعفهای ساختاری منطقه و شکافهای نظم آمریکایی بهره میبرد. نکات پراکنده مقاله نشان میدهد که مسکو پس از ۲۰۲۲ نه تنها از منطقه خارج نشده، بلکه در حوزههای اطلاعاتی، نظارتی، اقتصادی و تبلیغاتی عمیقتر شده است. این عمق، بیش از آنکه از قدرت اقتصادی یا نظامی روسیه ناشی شود، از توانایی آن در استفاده از ابزارهای نامتقارن، قابل انکار و ترکیبی با بازیگران دیگر بهویژه چین و ایران سرچشمه میگیرد.
نخستین برداشت مهم این است که روسیه در منطقه به دنبال «پیروزی» به معنای سنتی نیست. فروش سلاح کاهش یافته، تجارت در مقیاس کلان محدود مانده و پروژههای انرژی اغلب به نتیجه نرسیدهاند. اما مسکو از همین ابزارهای محدود، برای ایجاد وابستگی، دسترسی، نفوذ اطلاعاتی و اهرم سیاسی استفاده میکند. کود، دیزل، همکاری هستهای، کارت میر، ایستگاههای سیستم ماهوارهای ناوبری جهانی روسیه (GLONASS)، سیستمهای شنود سیستم فعالیتهای عملیاتی-تحقیقاتی روسیه؛ سامانه نظارت و شنود (SORM) و شبکههای جاسوسی، همه در خدمت یک منطق واحد هستند: حضور دائمی و کمهزینه در نزدیکی مرزهای آمریکا، بدون پذیرش تعهدات سنگین. این حضور، حتی اگر به تغییر موازنه قدرت منجر نشود، هزینههای توجه، منابع و اعتبار آمریکا را افزایش میدهد.
دومین نکته قابل توجه، ناکارآمدی تحریمها و فشارهای غربی در حذف کامل روسیه از منطقه است. دستگیری مادورو در ژانویه ۲۰۲۶ و فشار بر کوبا، ضربههای واقعی بودند؛ اما مقاله بهروشنی نشان میدهد که این ضربهها به معنای پایان نفوذ روسیه نیستند. در ونزوئلا، اگرچه آمریکا روسیه را از بخش نفت کنار گذاشت، اما روزاروبژنفت حق توسعه ۲.۳ میلیارد بشکه را حفظ کرد، قراردادها فسخ نشد و شبکههای اطلاعاتی و فنی-نظامی باقی ماندند. در کوبا، ارسال یک نفتکش و وعدههای حمایتی، بیشتر نمادین بود تا عملیاتی، اما ارزش دیپلماتیک و اطلاعاتی این کشور برای مسکو همچنان بالاست. نیکاراگوئه حتی نهتنها آسیب ندید، بلکه به بادوامترین پلتفرم روسیه در نیمکره تبدیل شد. بنابراین، نتیجهگیری مهم این است که آمریکا نباید دستگیری مادورو یا تضعیف کوبا را بهعنوان «پایان نقش روسیه» تفسیر کند؛ بلکه باید آن را نقطه عطفی در تغییر شکل این نقش، از حضور مستقیم به نفوذ شبکهای و پنهان، بداند.
سومین برداشت کلیدی، نقش «همگرایی سهگانه» روسیه، چین و ایران است. مقاله بارها تأکید میکند که اثرات فعالیت روسیه بدون در نظر گرفتن چین و ایران قابل درک نیست. روسیه بهتنهایی توانایی تغییر بنیادین منطقه را ندارد، اما وقتی با چین – با توان اقتصادی و فناورانه عظیم – و ایران – با شبکههای غیرقانونی و نیابتی – ترکیب میشود، به یک «ضریبکننده» تبدیل میشود. این همگرایی در حوزههایی مانند دور زدن تحریمها، دلارزدایی، جمعآوری اطلاعات، عملیات سایبری و اطلاعاتی، و حمایت از رژیمهای اقتدارگرا، اثرات ترکیبی و چندبرابری ایجاد میکند. بر اساس نکات مقاله، آمریکا دیگر نمیتواند روسیه را در منطقه بهصورت جداگانه مهار کند؛ هر اقدام مؤثر باید همزمان چین و ایران را نیز در نظر بگیرد.
چهارمین نکته، تمایز میان شرکای روسیه از نظر ارزش و آسیبپذیری است. ونزوئلا عمیقترین مشارکت را داشت، اما دستگیری مادورو نشان داد که این مشارکت آسیبپذیر است. کوبا از نظر نمادین و اطلاعاتی مهم است، اما از نظر اقتصادی شکننده و وابسته. نیکاراگوئه بادوامترین و کمهزینهترین شریک است، زیرا نه نفت دارد و نه اقتصاد بزرگی، اما موقعیت جغرافیایی و وفاداری سیاسی آن، آن را به پایگاهی ایدهآل برای اطلاعات و نظارت تبدیل کرده است. برزیل اما از جنسی دیگر است: یک دموکراسی بزرگ، غیرمتعهد و عملگرا که روسیه را نه بهعنوان متحد، بلکه بهعنوان شریک اقتصادی و دیپلماتیک میبیند. نتیجهگیری مهم این است که آمریکا باید برای هر یک از این کشورها سیاست متفاوتی اتخاذ کند: در ونزوئلا و کوبا بر جلوگیری از بازسازی نفوذ؛ در نیکاراگوئه بر مهار زیرساختهای اطلاعاتی؛ و در برزیل بر تقویت پیوندهای اقتصادی و فناورانه برای کاهش وابستگی به روسیه و چین.
پنجمین برداشت، اهمیت زیرساختهای «دوکاره» روسیه است. ایستگاههای سیستم ماهوارهای ناوبری جهانی روسیه (GLONASS)، مراکز نظارتی، سیستمهای سیستم فعالیتهای عملیاتی-تحقیقاتی روسیه؛ سامانه نظارت و شنود (SORM)، پایگاههای اطلاعات سیگنالی؛ شنود ارتباطات (SIGINT) و شرکتهای صوری، همه بهظاهر غیرنظامی یا تجاری هستند، اما کارکرد اطلاعاتی و امنیتی دارند. این زیرساختها به روسیه امکان میدهند بدون استقرار نیروی نظامی بزرگ، در نزدیکی آمریکا حضور داشته باشد، ارتباطات را شنود کند، نخبگان را تحت نظر بگیرد و در بحرانها به بازیگران متحد اطلاعات و ابزار سرکوب ارائه دهد. مقاله نشان میدهد که این زیرساختها در نیکاراگوئه، کوبا، ونزوئلا و برزیل گسترده شدهاند و بخشی از یک شبکه جهانی نظارتی هستند. بنابراین، هر راهبرد آمریکا باید بر شناسایی، رصد و محدودسازی این زیرساختها متمرکز شود، نه فقط بر تحریم افراد یا نهادها.
در نهایت، برداشت کلی از مجموعه نکات مقاله این است که روسیه در آمریکای لاتین یک «تهدید وجودی» برای امریکا نیست، اما یک «چالش ساختاری و فرسایشی» است که با گذشت زمان، نفوذ آمریکا را محدود میکند و گزینههای آن را کاهش میدهد. مسکو از ضعفهای منطقه، اختلافات سیاسی، وابستگیهای اقتصادی و شکافهای نظارتی بهره میبرد و با چین و ایران همافزا میشود. آمریکا برای حفظ موقعیت خود، نیازمند راهبردی جامع، صبورانه و چندلایه است که همزمان بر بازدارندگی نظامی، تقویت نهادها، کاهش وابستگیها، مقابله با اطلاعات نادرست و مهار شبکههای غیرقانونی متمرکز باشد. بدون چنین رویکردی، روسیه حتی در ضعف میتواند برای سالها در حیاط خلوت آمریکا باقی بماند و هزینههای راهبردی برای واشینگتن ایجاد کند.
عنوان انگلیسی مقاله:
Russia’s Enduring Role in Latin America and Its Implications for U.S. Hemispheric Interests
نویسندگان مقاله
Elina Treyger, Samantha Perez Davila
فهرست کوته نوشت ها:
۱) AFSOUTH (12th Air Force / Air Forces Southern) = نیروی هوایی دوازدهم؛ نیروهای هوایی جنوبی آمریکا
۲) BRICS (Brazil, Russia, India, China, South Africa) = بریکس؛ برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی
۳) BRICS+ (Expanded BRICS) = بریکس گسترشیافته
۴) CELAC (Community of Latin American and Caribbean States) = جامعه کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب
۵) CIA (Central Intelligence Agency) = سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده
۶) COMINTSA (Compania Minera Internacional, Sociedad Anonima) = شرکت معدنی بینالمللی، سهامی عام؛ شرکت معدنی مرتبط با نیکاراگوئه
۷) CUPET (Cuba’s state oil company) = شرکت نفت دولتی کوبا
۸) DAF (Department of the Air Force) = وزارت نیروی هوایی ایالات متحده
۹) DOW (U.S. Department of War) = وزارت جنگ ایالات متحده
۱۰) EDA (Enhanced Domain Awareness) = آگاهی دامنهای پیشرفته؛ ابتکار ادغام دادههای چنددامنهای
۱۱) EEC (Eurasian Economic Commission) = کمیسیون اقتصادی اوراسیا
۱۲) ELN (Ejército de Liberación Nacional / National Liberation Army) = ارتش آزادیبخش ملی کلمبیا
۱۳) ENIMINAS (Nicaragua’s state-owned mining company) = شرکت معدنی دولتی نیکاراگوئه
۱۴) EU (European Union) = اتحادیه اروپا
۱۵) FARC (Fuerzas Armadas Revolucionarias de Colombia / Revolutionary Armed Forces of Colombia) = نیروهای مسلح انقلابی کلمبیا
۱۶) G20 (Group of 20) = گروه ۲۰
۱۷) GLONASS (Global Navigation Satellite System) = سیستم ماهوارهای ناوبری جهانی روسیه
۱۸) GPS (Global Positioning System) = سیستم موقعیتیاب جهانی
۱۹) GRU (Main Intelligence Directorate) = اداره اطلاعات اصلی روسیه؛ سرویس اطلاعات نظامی روسیه
۲۰) IAAFA (Inter-American Air Forces Academy) = آکادمی نیروهای هوایی بینالمللی قاره آمریکا
۲۱) IMF (International Monetary Fund) = صندوق بینالمللی پول
۲۲) ISR (intelligence, surveillance, and reconnaissance) = اطلاعات، نظارت و شناسایی
۲۳) LAC (Latin America and the Caribbean) = آمریکای لاتین و کارائیب
۲۴) NATO (North Atlantic Treaty Organization) = سازمان پیمان آتلانتیک شمالی؛ ناتو
۲۵) OAS (Organization of American States) = سازمان کشورهای آمریکایی
۲۶) OPEC (Organization of the Petroleum Exporting Countries) = سازمان کشورهای صادرکننده نفت؛ اوپک
۲۷) OPEC+ (OPEC plus non-OPEC oil-producing countries) = اوپک پلاس؛ اوپک بههمراه کشورهای غیرعضو تولیدکننده نفت
۲۸) PDVSA (Petróleos de Venezuela, S.A.) = شرکت نفت ونزوئلا
۲۹) PRC (People’s Republic of China) = جمهوری خلق چین
۳۰) RT (Russia Today) = رسانه دولتی روسیه؛ Russia Today
۳۱) SIGINT (signals intelligence) = اطلاعات سیگنالی؛ شنود ارتباطات
۳۲) SORM (System for Operative Investigative Activities) = سیستم فعالیتهای عملیاتی-تحقیقاتی روسیه؛ سامانه نظارت و شنود
۳۳) SORM-3 (System for Operative Investigative Activities, version 3) = نسخه ۳ سیستم SORM؛ سامانه نظارت و شنود نسل سوم
۳۴) SVR (Foreign Intelligence Service) = سرویس اطلاعات خارجی روسیه
۳۵) SWIFT (Society for Worldwide Interbank Financial Telecommunication) = انجمن ارتباطات مالی بینبانکی جهانی؛ سوئیفت
۳۶) TASS (Russian news agency) = خبرگزاری روسی تاس
۳۷) TV BRICS (BRICS television network) = شبکه تلویزیونی بریکس؛ شبکه مستقر در مسکو
۳۸) UN (United Nations) = سازمان ملل متحد
۳۹) VTV (Venezolana de Televisión) = تلویزیون دولتی ونزوئلا
۴۰) WTO (World Trade Organization) = سازمان تجارت جهانی









