تجدید آرایش ژئوپلیتیکی و تنوع تجاری: پاسخ استراتژیک هند به سیاستهای تعرفهای ایالات متحده
محدودیتهای هزینهای در توازن هستهای راهبردی آمریکا–روسیه پس از نیواستارت
سایه بیزانس بر فرهنگ روسیه
قفقاز جنوبی در یک لحظه تاریخی قرار دارد
آیا واقعا تهدیدی از سوی چین و روسیه در گرینلند وجود دارد؟
ترکیه بازیگر تعیین کننده در نظم نوظهور
بر اساس دادههای نهادهای آمریکایی، ترامپ در نخستین سال بازگشت خود به کاخ سفید نزدیک به ۶۰۰ حملهی نظامی یکجانبه در خاک کشورهای دیگر انجام داده است.
جو بایدن، رئیسجمهور ایالات متحده در سخنرانی خود در کنگره، یکی از صفحات کتاب آیزنهاور را بیرون کشید و تحقق مجموعهای از آرمانها را مستلزم وجود فضای رقابتی مؤثرتر با چین توصیف کرد. همانطور که آیزنهاور کشور را متقاعد به تأمین بودجهی سیستم بزرگراه بین ایالتی با کمک امنیت ملی کرده بود، بایدن نیز یک برنامهی زیرساختی کاملاً مدون را که جهت حفظ موقعیت جهانی ایالات متحده لازم و ضروری است، به تصویر کشید. این رویکرد اگرچه بیخطر نیست، اما ایالات متحده را در عصر جدید رقابت قدرتهای بزرگ به رسمیت شناخته و این کشور را مکلف به برندهشدن در این رقابت میکند.
جو بایدن، رئیس جمهور آمریكا اعلام كرد كه تا 11 سپتامبر نیروهای آمریكایی را از افغانستان خارج خواهد كرد و سرانجام به طولانی ترین جنگ كشور خود در خارج پایان میدهد. این حرکت نشان دهنده تغییر گسترده استراتژی آمریکا در خاورمیانه است، تغییری که بسیاری مدتها است انتظار آن را میکشند، حال پرسش اینجاست که کدام کشور منتظر آن است تا جای آمریکا را در منطقه بگیرد؟
برخی از تحلیلگران نقش روسیه در رشد روابط چین و ایران را فراموش میکنند. روابط روسیه و چین تقریباً در همه زمینهها وارد سطح جدیدی از همکاری شده است. چین بدون شک از نظر اقتصادی بسیار قدرتمندتر است، اما هر دو طرف مشتاق بالا بردن میزان مشارکت خود هستند. برخلاف آسیای مرکزی یا منطقه قطب شمال که احتمال رقابت چین و روسیه در آن بیشتر است، خاورمیانه میتواند منطقهای باشد که پکن و مسکو میتوانند در آن همکاری کنند.
توافق راهبردی ایران و چین سبب شد موجی از طرفداری و مخالفت با این توافقنامه را برانگیزد، هرچند این توافق صرفاً نقشه راه تلقی می شود، و شکل دقیق حقوقی به خود نگرفته است. مفروض ما در این یادداشت آن است که چین به زودی به بزرگ ترین قدرت اقتصادی جهان تبدیل خواهد شد. طرفداری و مخالفت با این توافقنامه گاه رنگ و بوی سیاست داخلی به خود می گیرد، و محافظه کاران را در گروه نخست، و اصلاح طلبان را در گروه دوم قرار می دهد. البته، ضرورتاً نه همه محافظه کاران موافقند، و نه همه اصلاح طلبان مخالف. چین زدگی و چین ستیزی، همانند غرب زدگی و غرب ستیزی، مبنای خاص فکری ندارد. پس، بهتر است مواضع له و علیه این توافق راهبردی را به دو دسته دیگر تقسیم کنیم: تحلیل های کارشناسانه، و مواضع غیرکارشناسانه. متأسفانه، برخی مخالفت ها و موافقت ها نسبت به این توافق، کارشناسانه ارزیابی نمی شوند.
نویسنده: آ. پولیواچ[۱] در پنج سال گذشته، منطقه آسیای میانه شاهد روندهای افزایش تعامل اقتصادی با روسیه بوده است. این روند موجب ایجاد اتحادیه اقتصادی اوراسیا و همچنین گسترش تعامل بین کشورهای آسیای میانه با جمهوری خلق چین در چارچوب ابتکار اقتصادی-خارجی پکن «یک کمربند_ یک جاده» شده است. در این رابطه، این سوال مورد […]