قرقیزستان و بازآرایی نوین امنیت منطقهای در آسیای مرکزی
نگاهی به تفاهم نامه منطقه آزاد ارس با راهآهن ایران
فراتر از جنگ اوکراین: لاوروف و تصویر روسیه از یک رویارویی تاریخی با غرب
مسیر هند به سوی حاکمیت انرژی خورشیدی در سال ۲۰۲۶
دهمین شماره نشریه تخصصی «اکونامه»
باله روسی؛ از هنر درباری تا نماد هویت فرهنگی روسیه
آسیای مرکزی در نظم نوین سالهای اخیر، از یک پیرامون ژئوپلیتیکی به میدان بههم پیوستهای از رقابت قدرتها، بازآرایی کریدورها، بحران آب/انرژی و تهدیدهای فرامرزی بدل شده است. در این میان، قرقیزستان با وجود محدودیتهای اقتصادی و نهادی، نقشی بیش از پیش یافته و به گرهگاهی امنیتی میان روسیه، چین، غرب و سازوکارهای منطقهای تبدیل شده است. این نوشتار برآن است که امنیت قرقیزستان باید در چارچوب دگرگونی ساختاری امنیت منطقهای و منطق وابستگی متقابل درک شود؛ جایی که آب، انرژی، ترانزیت و مسائل افغانستان بهصورت همزمان تأثیرگذار است. در این میان، قرقیزستان نه یک قدرت مسلط، بلکه بازیگری میانی است که میتواند با بیطرفی فعال، میانجیگری و تنظیم هوشمندانه وابستگیها، به ثبا ت منطقهای یاری رساند.
کاراگانوف معتقد است روسیه در یک رویارویی سرنوشتساز با غرب قرار دارد و برای دستیابی به پیروزی باید با درک ابعاد بیسابقه این چالش، راهبردی قاطع و منسجم اتخاذ کند؛ در غیر این صورت خطر تشدید درگیری تا سطح یک فاجعه جهانی وجود خواهد داشت.
می توان گفت شانزدهمین نشست سالانه هند و ژاپن، تکامل پیوند این دو کشور را از یک همکاری ساده زیرساختی به یک اتحاد استراتژیک چندبعدی نشان داد.
پیروزی دوباره حزب حاکم «قرارداد مدنی» (با ۴۹.۸۱ درصد آرا) به رهبری نخستوزیر نیکول پاشینیان در انتخابات پارلمانی ۷ ژوئن ارمنستان پیامدهای مثبت و منفی را برای ایران به دنبال خواهد داشت؛ در حالی که پیروزی نیروهای ملیگرا و محافظهکار ارمنی نیز می توانست پیامدهای مثبت و منفی خاص خود را برای ایران به دنبال داشته باشد. در واقع، هیچیک از سناریوهای ممکن در انتخابات ارمنستان بهطور کامل اهداف حداکثری راهبردی ایران در قفقاز جنوبی را تامین نمی کرد. . این واقعیت تا حدی ناشی از ماهیت اهداف و منافع تعریفشده ایران در قفقاز جنوبی است و تا حدی نیز نتیجه شکافهای عمیق، رقابتها و دستورکارهای متعارض در منطقه است که بسیاری از آنها خارج از توان تأثیرگذاری یا کنترل ایران قرار دارند.
چکیده گفتگوی جان میرشایمر و سرگئی کاراگانوف درباره وضعیت جهانی
در نسبت میان ایران و کشورهای آسیای مرکزی، دیپلماسی میراث را نباید صرفا شیوهای برای حفاظت از آثار و آیینهای گذشته، بلکه میبایست نوعی سیاستورزی فرهنگی برای سازماندادن به حافظه، معنا و ادراک متقابل دانست.