“سپر آشیل“ و چشمانداز تنش زدایی در روابط ترکیه و یونان؛ تقویت بازدارندگی یا تعمیق شکاف؟
دلارزدایی در بریکس؛ گامهای کوچک برای تغییر یک نظم بزرگ
شخصیت؛ آثار و مبانی اندیشگی الکساندر دوگین: از متافیزیک سیاسی تا استراتژیهای نئواوراسیاگرا
بازآفرینی «کارتاز»: قمار هرمز و ظهور «مونتروی خلیج فارس»
بریکس ۲۰۲۶؛ ملاحظات چین و پیامدهای آن برای ایران
هند و معماری نوین بریکس ۲۰۲۶؛ دیپلماسی چندهمسو، توسعه پایدار و فرصتهای راهبردی ایران
آیا غولهای انرژی غربی حاضر میشوند دوباره به میدان پرریسک روسیه قدم بگذارند؟
آمادگیهای چین تقریباً مشابه استراتژی دولت بایدن در مورد این کشور است که تحت عنوان "سرمایهگذاری، همراستایی و رقابت" مطرح شده است.
یک کتاب، یک نویسنده: گفتوگوی احمد غلامی با مهدی سنایی درباره «نومحافظهکاری عصر پوتین»
تهران-ایرنا- معاون موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) با اشاره به اینکه در گذشته ممکن بود نگرانیهایی وجود داشته باشد که سیاستهای روسیه الزاما مطابق با منافع ایران نباشد و روسیه در مذاکرات هستهای مسیر دیگری را دنبال کند، گفت:اکنون که توافق هستهای (برجام) امضا شده و تنها مسئله باقیمانده، احیای نحوه اجرای آن است، به نظر میرسد که روسیه نمیتواند نقش منفی جدی در پیشبرد مذاکرات ایفا کند.
کریدور گاز جنوب (SGC) یکی از بلندپروازانهترین و از نظر استراتژیک، مهمترین پروژههای انرژی در جهان است که برای انتقال گاز طبیعی از منطقه دریای خزر به اروپا طراحی شده است. کریدور گاز جنوب شامل خطوط لوله های قفقاز جنوبی، ترانس آناتولی و ترانس آدریاتیک است.
لازم است که مسکو، پکن و تهران توجه بیشتری به پیامدهای منفی روند مدرنیزهسازی تسلیحات نیروهای مسلح قزاقستان و سایر جمهوریهای سابق آسیای مرکزی با تجهیزات ترکیهای داشته باشند؛ چرا که با این روند، این کشورها بهطور خودکار در آیندهای نزدیک به نمایندگان ناتو تبدیل خواهند شد.
کاهش حجم صادرات گاز از طریق اوکراین باعث شد که مسیرهای جایگزین، از جمله خطوط لوله عبوری از ترکیه (همچون پروژه تُرکاستریم)، بیش از پیش مورد توجه قرار گیرند.
ترکیه و آذربایجان در رویکردی واقعگرایانه سازوکار 2+1 را توسعه داده و با تکمیل ضعفهای ساختاری و کارکردی سازمان کشورهای ترک به مرور عملگرایی بیشتر و اثرگذارتری را در قبال آسیای مرکزی به معرض نمایش میگذارند. این فرایند اگرچه از سوی آسیای مرکزی کاملاً عملگرایانه پیش میرود، اما به مرور زمان میتواند برخی تغییرات سیاسی را در گرایشهای ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی این کشورها ایجاد کند. در تقلیلگرایانهترین رویکردِ ممکن، بسط این ایدههای سیاسی و متعاقب آنها ژئوپلیتیکی میتواند مزیتهای نسبی ایران را کمرنگ کرده و یا هزینۀ بالفعلسازی آنها را افزایش دهد. در چنین شرایطی جمهوری اسلامی ایران ناگزیر از رویکرد موازنهای مشابه است.