دریای خزر پس از بحران ۲۰۲۶: سناریوی بازآرایی ژئوپلیتیک انرژی و احیای «ترانسخزر»
ایران، روسیه و کریدور شمال-جنوب
چرا «جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران» شکست خورد
زنان؛ زیرساخت انتقال میراث فرهنگی ناملموس در منطقه اکو
ژئوپلتیک سود؛ ترکیه، برنده بیرونی جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران
ضرورت انتخاب رویکرد تحلیلی مناسب برای داوری دربارهٔ یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا
جنگ علیه ایران، مناسبات آسیای مرکزی و کشورهای عرب حاشیۀ خلیج فارس را وارد مرحلۀ نوینی کرده است که میبایست در سطحی فراتر از دیپلماسی دوجانبه فهمیده شود. این منطقه، اکنون با یک بازآرایی ژئواکونومیک روبهرو است. کشورهای عربی خلیج فارس در تلاش برای تقویت (و یا حفظ) نقش خود بهعنوان سرمایهگذار، هاب/قطب لجستیکی و «شریک ثبات» هستند (تحت شرایطی که امنیت این کشورها نیز به اندازۀ ایران شکننده شده است). کشورهای آسیای مرکزی نیز با تکیه بر راهبرد تنوعبخشی میکوشند از تلۀ نااطمینانی بگریزند؛ اما نه با حذف ایران (که نه محتمل و نه ممکن است)، بلکه با افزودن گزینههای مکمل به سبد ژئواکونومیک خود.
در ژانویه ۲۰۲۴، جمهوری آذربایجان میزبان ۶.۱۰ میلیون کاربر شبکههای اجتماعی بود که معادل ۵۸.۴ درصد از کل جمعیت کشور است.
یکی از مزایای راهآهن میان چین، قرقیزستان و ازبکستان تسهیل دسترسیِ کشورهای محصور در خشکی به دریا است چنانکه هم اکنون مسیر ریلی انتقال کالا از ایران به قرقیزستان (از مسیر ترکمنستان و ازبکستان) بهصورت بالفعل در حال نقل و انتقال کالا از بندرعباس به شهر اوش است. قرقیزستان همچنین امیدوار است از مسیر ایران بتواند به ترکیه نیز دسترسی پیدا کند.
گردشگری خارجی هند می تواند تا سال 2040، به 90 میلیون مسافر برسد و به طور بالقوه چین را به عنوان بزرگترین منبع گردشگران بین المللی پشت سر بگذارد.
در میان اسناد مورد بررسی تنها با کشور ترکمنستان موافقتنامۀ جامع و چندوجهی همکاریهای بلندمدت اقتصادی، بازرگانی، علمی، فنی و فرهنگی وجود دارد.
آمریکا اگر قرار باشد یک بازیگر در قفقاز شود، این بازیگری را از طریق ترکیه و برخی از کشورهای اروپایی دنبال خواهد کرد
ترکیه برای اتصال از طریق نخجوان، زنگزور، آذربایجان، دریای خزر، آسیای مرکزی و استان سینکیانگ در شمال چین دنبال دالان زنگزور است
شکلگیری اتحادیۀ دفاعی و یا مشارکت راهبردی دفاعی در آسیای مرکزی یک واکنش رفتاری برای برقراری ثبات و امنیت در این منطقه است. از این منظر، صرفنظر از آنکه چه شکل و قالبی بگیرد، در چارچوب منافع استراتژیک جمهوری اسلامی ایران قرار میگیرد. از سوی دیگر، ضعف در تجمیع منابع و محدودیتهای فنّاورانه کشورهای آسیای مرکزی، حتی در صورت شکلگیری این اتحادیه، آنها را به سمت چندجانبهگرایی متمرکز سوق میدهد. بدین ترتیب همکاریهای دفاعی و نظامی این اتحادیه و یا مشارکت راهبردی حتی پس از شکلگیری نیز در چارچوبهای چندجانبهگرایی با بازیگران مختلف تداوم مییابد و این نقطۀ تلاقی منافع قدرتهای بزرگ و منطقه در شکلگیری این اتحادیه است.