آسیای مرکزی در نظم نوین سالهای اخیر، از یک پیرامون ژئوپلیتیکی به میدان بههم پیوستهای از رقابت قدرتها، بازآرایی کریدورها، بحران آب/انرژی و تهدیدهای فرامرزی بدل شده است. در این میان، قرقیزستان با وجود محدودیتهای اقتصادی و نهادی، نقشی بیش از پیش یافته و به گرهگاهی امنیتی میان روسیه، چین، غرب و سازوکارهای منطقهای تبدیل شده است. این نوشتار برآن است که امنیت قرقیزستان باید در چارچوب دگرگونی ساختاری امنیت منطقهای و منطق وابستگی متقابل درک شود؛ جایی که آب، انرژی، ترانزیت و مسائل افغانستان بهصورت همزمان تأثیرگذار است. در این میان، قرقیزستان نه یک قدرت مسلط، بلکه بازیگری میانی است که میتواند با بیطرفی فعال، میانجیگری و تنظیم هوشمندانه وابستگیها، به ثبا ت منطقهای یاری رساند.
تحرکات ضدچینی در آسیای مرکزی و مرزهای افغانستان و تاجیکستان روند فزایندهای یافته است که میتواند همراستای با سیاستهای کلان آمریکا در ضدچینگرایی ترامپ باشد. انتشار سند امنیت ملی جدید آمریکا نیز نشان میدهد چین در کانون کلیدی توجه آمریکا قرار دارد. این میتواند نقطۀ آغازی از یک دومینوی بزرگتر در نظر گرفته شود که نهتنها بر تاجیکستان، بلکه بر کل آسیای مرکزی تأثیرگذار باشد.
شب «یلدا»، با این نام در سرزمینهای آسیای مرکزی شناخته شده نیست. در افغانستان، آئینهای شب «چله»، در بیشترین همانندی با یلدای ایران بوده و در تاجیکستان و ازبکستان که پیوندها و درهمتنیدگیهای بیشتری با ایرانِ تمدنی و فرهنگی دارند، «چله» بسیار گرامی است. در ترکمنستان نیز که نزدیکترین سرزمین آسیای مرکزی به جغرافیای امروز ایران است، نشانههای این شب و جایگاه آن، در پیشینۀ فرهنگی و ادبی آن آشکارا قابل دیدن است. اما در سرزمینهای قزاق و قرقیز که چه از نظر جغرافیایی و چه در پیوندهای فرهنگی-ادبی و مراودات تاریخی، کمی دورتر از سایر کشورهای آسیای مرکزی جای گرفتهاند، این شب، نه یلدا و حتی چله، بلکه بیشتر با نام «ناردوغان» یا «نارتوغان» شناحته میشود.
ادغام جمهوری آذربایجان در آسیای مرکزی فرایندی است که علیرغم وجود محرکهها و انگیزههای گوناگون، با چالشها و برداشتهای متعددی روبروست. این فرصتها و چالشها متأثر از روندهای درونمنطقهای، میانمنطقهای و بینالمللی بوده و در چند سطح قابل بررسی است.
متمم بیست و هفتم، بازتعریف راهبردی ساختار دفاعی پاکستان است: تمرکز قدرت نظامی، یکپارچهسازی فرماندهی تمام نیروها زیر نظر فرماندهی کل ارتش، کنترل هستهای بیشتر و.... این ساختار جدید میتواند به پاکستان اجازه دهد امنیت داخلی را بیشتر تامین کند، با تهدیدهای مرزی قاطعانهتر برخورد کند و «تعهدهای امنیتی» با شرکای بینالمللی را موثّرتر پیش ببرد. اما به همان میزان که این متمم از نظر نظامی برای پاکستان فرصت است، از نظر سیاسی تهدید محسوب میشود.
جغرافیا افغانستان را به دروازهبان آب تبدیل کرده است. نوعی اهرم فشار که طالبان آن را بهتر از هر دولت پیشین درک کرده است.
شواهد حاکی از آن است که در صورت تصویب نهایی متمم ۲۷ قانون اساسی پاکستان، تأثیرات منطقهای آن عمدتا بر دو همسایه اصلی این کشور، یعنی افغانستان و هند متمرکز باشد.
نباید کشورهای آسیای میانه را ناظران منفعل این رقابت دید.