آسیای مرکزی در نظم نوین سالهای اخیر، از یک پیرامون ژئوپلیتیکی به میدان بههم پیوستهای از رقابت قدرتها، بازآرایی کریدورها، بحران آب/انرژی و تهدیدهای فرامرزی بدل شده است. در این میان، قرقیزستان با وجود محدودیتهای اقتصادی و نهادی، نقشی بیش از پیش یافته و به گرهگاهی امنیتی میان روسیه، چین، غرب و سازوکارهای منطقهای تبدیل شده است. این نوشتار برآن است که امنیت قرقیزستان باید در چارچوب دگرگونی ساختاری امنیت منطقهای و منطق وابستگی متقابل درک شود؛ جایی که آب، انرژی، ترانزیت و مسائل افغانستان بهصورت همزمان تأثیرگذار است. در این میان، قرقیزستان نه یک قدرت مسلط، بلکه بازیگری میانی است که میتواند با بیطرفی فعال، میانجیگری و تنظیم هوشمندانه وابستگیها، به ثبا ت منطقهای یاری رساند.
دولت فعلی آمریکا با لغو تصمیم دولت ترامپ، برنامه ۴۵۰ میلیون دلاری پشتیبانی از ناوگان جنگده F۱۶ پاکستان را تصویب و وزارت امور خارجه این کشور نیز، پاکستان را شریکی مهم در مبارزه با تروریسم ذکر و تاکید نموده انتظار داریم پاکستان علیه همه گروههای تروریستی اقدام کند.
به نظر میرسد طی حداقل 5 سال مذاکرات و گفتوگوهای سیاسی پرشمار و نزدیکی بین کشورهای آسیای مرکزی و حوزه کشورهای عربی خلیج فارس شکل بگیرد. با این حال بخش مهمی از نگاه طرفین به حوزه اقتصادی است. آسیای مرکزی امیدوار است بتواند در میانمدت حجم قابل توجهی از سرمایهگذاری را از حوزه عربی خلیج فارس جذب کرده و کشورهای عربی نیز به نظر میرسد نگاهی به تسلط بر برخی حوزههای راهبردی کشورهای آسیای مرکزی نظیر انرژی دارند.
تاکنون بحران اوکراین در روابط رسمی روسیه و تاجیکستان موضوع حاشیهای باقی مانده است. روابط بین مسکو و دوشنبه به طور سنتی تحت سلطه یک برنامه مشترک منطقهای متشکل از نگرانیهای مرزی افغانستان، روابط تیره تاجیکستان با قرقیزستان، عضویت تاجیکستان در سازمان همکاری شانگهای، و چشمانداز ادغام تاجیکستان در اتحادیه اقتصادی اوراسیا بود.
در حال حاضر با توجه به افول مدلهای مرسوم جهانی شدن، نظام بینالملل دستخوش دگرگونیهای پیچیدهای شده است و در کنار آن با توجه به تنشهای ژئوپلیتیکی مرتبط با جنگ روسیه و اوکراین و همچنین احتمالا بیثباتی در صورت وقوع درگیری نظامی در تایوان و به دنبال آن سرد شدن روابط بین چین و ایالات متحده، قزاقستان علاقهمند به یافتن متحدان قوی (هم از نظر اقتصادی و هم از نظر نظامی-سیاسی) و نسبتا بیطرف در درگیریهای اخیر است که سفرهای توکایف به ترکیه، ایران ، قطر و عربستان در ماههای گذشته در همین راستا تعریف میشود کما اینکه چشمانداز سیاست خارجی قزاقستان تا سال 2030 نیز بر تمرکز بر همکاریهای منطقهای تأکید کرده است.
بحرانهای به وجود آمده در کشورهای مختلف آسیای مرکزی همه حلقههای یک زنجیر هستند که هدف آنها تضمین جنگ در اوکراین است. هدف سیاست آمریکا در آسیای مرکزی ایجاد جبهه دوم تنش به منظور وادار کردن مسکو به پراکنده کردن نیروهای خود برای حفظ نظم است. این گونه وقایع تمام نشده اند. عملیات ویژه در اوکراین ادامه دارد. بنابراین ایالات متحده به احتمال زیاد مراکز بی ثباتی بیشتری را در آسیای مرکزی ایجاد خواهد کرد. قرقیزستان محتمل ترین هدف چنین حملاتی است.
اگرچه اقتصاد افغانستان پس از به صدر نشستن طالبان کوچک شده است، اما این فقط یک روی سکه است؛ روی دیگر سکه استخراج بیشتر زغال سنگ و دو برابر شدن صادرات آن به پاکستان است. طالبان همچنین در کنترل تجارت و حفظ درآمدها در این حوزه موفق بوده است؛ آنچنانکه درآمدهای گمرکی بهرغم کاهش تجارت به اندازه دولت اشرف غنیاحمدزی است. آمارها نشان میدهد میزان صادرات نیز از ۲/ ۱میلیارد دلار به رقم ۸/ ۱میلیارد دلار رسیده است. برای اولینبار در طول ۲۰سال گذشته سند بودجه ملی بدون کمک خارجی تنظیم شد.
کتب منتشر شده توسط موسسه مطالعات ایران و اوراسیا "ایراس" حالا در سایت فیدیبو در دسترس هستند.
در حال حاضر، هیچ راه حل سریعی برای مشکل تنوع بخشیدن به صادرات نفت قزاقستان وجود ندارد. توسعه مسیرهای جدید به زمان زیادی نیاز دارد. در عین حال، اکنون باید تصمیم گرفت که نفت قزاقستان به کجا صادر شود. عامل لجستیک همواره در حال توسعه است ولی شاید حتی قیمتهای بالای موجود هیدروکربنها نیز نتواند سودآوری چنین صادراتی را تضمین کند. بنابراین اینکه آیا مسئولان می توانند پنجرههای نفتی موجود را به پنجره جدیدی تبدیل کنند، یک سوال بزرگ است.