آسیای مرکزی در نظم نوین سالهای اخیر، از یک پیرامون ژئوپلیتیکی به میدان بههم پیوستهای از رقابت قدرتها، بازآرایی کریدورها، بحران آب/انرژی و تهدیدهای فرامرزی بدل شده است. در این میان، قرقیزستان با وجود محدودیتهای اقتصادی و نهادی، نقشی بیش از پیش یافته و به گرهگاهی امنیتی میان روسیه، چین، غرب و سازوکارهای منطقهای تبدیل شده است. این نوشتار برآن است که امنیت قرقیزستان باید در چارچوب دگرگونی ساختاری امنیت منطقهای و منطق وابستگی متقابل درک شود؛ جایی که آب، انرژی، ترانزیت و مسائل افغانستان بهصورت همزمان تأثیرگذار است. در این میان، قرقیزستان نه یک قدرت مسلط، بلکه بازیگری میانی است که میتواند با بیطرفی فعال، میانجیگری و تنظیم هوشمندانه وابستگیها، به ثبا ت منطقهای یاری رساند.
پورتال اقتصادی قزاقستان خاطرنشان می کند که اگر در ابتدای سال، تورم در سطح 8.5٪ بود، در نوامبر این رقم به 19.6٪ رسید. بانک ملی جمهوری انتظار دارد که در ماه دسامبر تورم سالانه در محدوده 20-21٪ باشد. تنگه قزاقستان از ابتدای سال جاری تا کنون 8 درصد در برابر دلار کاهش یافته است. این منبع گفت: یکی از دلایل افزایش قیمت ها تحریم های متعدد علیه روسیه بود. شیبوتوف توضیح داد: «تحریم ها به ما نیز ضربه زدند، زیرا ما یک بازار واحد برای شرکت های فراملی هستیم».
کشورهای آسیای مرکزی از ثروت و منابع طبیعی متنوع و عظیمی برخوردارند. قزاقستان بزرگترین ذخایر اورانیوم جهان و همچنین سایر مواد معدنی (طلا، نقره) را در اختیار داشته و دارای حدود 10 میلیارد بشکه ذخایر نفت و دو تریلیون فوت مکعب گاز طبیعی است. ترکمنستان ششمین ذخایر گاز طبیعی جهان را دارد و تاجیکستان دارای بیشترین ذخایر آنتیموان است که در صنعت هواپیماسازی (همچنین در صنایع نظامی مثل ساخت گلوله) استفاده می شود.
افغانستان در دوران گذار قرار دارد. نظم سابق در این کشور فروپاشیده و علیرغم تسلط طالبان به عنوان قدرت برتر و عدم وجود منبع تهدید داخلی که بقای آنها را با مخاطره مواجه سازد، هیچ نظمی تاکنون مستقر نشده است
یک نظم جدید جهانی در سه دهه گذشته در برابر ما ظاهر شده است و امروز خطوط، جهتهای اصلی توسعه، بازیگران اصلی و منافع جمعی آنها را میبینیم. ویژگیهای منفی نظم جهانی کنونی به طور کامل و چشمگیر آشکار شده است: جنگها، تخریب محیطزیست، فقر و تضعیف دموکراسی. جایگزینهای مثبتی که منتقدان نظم جهانی کنونی برآن اصرار میورزند همچنان در حال شکلگیری هستند. هدف من ترسیم کلی فرآیند پیچیدهای است که آن را "شکاف بزرگ" مینامم. برخی از به اصطلاح «دیگران» (کشورهای خارج از جامعه غربی) حاکمیت غرب را زیر سؤال بردهاند و از رقابت به تقابل و از رویارویی به درگیری رسیدهاند. در اصل این به معنای نابودی نظم بینالمللی قاعده محور (rules-based order) است.
جنگ شوروی- افغانستان بیش از یک میلیون کشته و نزدیک به پنج میلیون مهاجر و آواره بر جای گذاشت.
فرانسه به وضوح نشان داده که در تلاش است تا به یک بازیگر ذینفوذ و تأثیرگذار در آسیای مرکزی تبدیل شود. کشورهای آسیای مرکزی نیز با توجه به نقش ارتقاء یافته فرانسه در اتحادیه اروپا پس از خروج انگلستان، بازخوردهای مثبتی به این رویکرد نشان دادهاند. با این حال به نظر میرسد محرکه اصلی فرانسه در این رویکرد به طور عمده متأثر از روسیه، تحولات افغانستان و تمرکز بر حوزههای اقتصادی نظیر ترانزیت و انرژی باشد.
با توجه به ورود جنگ اوکراین به فاز زمستانی خود و ادامه تهدیدهای گاهبهگاه مسکو علیه همسایگانش، نباید انتظار یک تغییر اساسی را از سوی قزاقستان و دیگر کشورهای آسیای مرکزی، به سمت غرب داشته باشیم. با این اوصاف، دیپلماسی چندجانبه معروف قزاقستان به این کشور کمک کرده است که در دریای مواج کنونی ناشی از جنگ به حرکت خود ادامه دهد. در واقع، سه قدرت جهانی، بهعلاوه اتحادیه اروپا، روابط صمیمانه و محکمی با آستانه دارند، اما مقامهای قزاقستان باید این روابط را با ظرافت و آیندهنگری متعادل کنند.