آسیای مرکزی در نظم نوین سالهای اخیر، از یک پیرامون ژئوپلیتیکی به میدان بههم پیوستهای از رقابت قدرتها، بازآرایی کریدورها، بحران آب/انرژی و تهدیدهای فرامرزی بدل شده است. در این میان، قرقیزستان با وجود محدودیتهای اقتصادی و نهادی، نقشی بیش از پیش یافته و به گرهگاهی امنیتی میان روسیه، چین، غرب و سازوکارهای منطقهای تبدیل شده است. این نوشتار برآن است که امنیت قرقیزستان باید در چارچوب دگرگونی ساختاری امنیت منطقهای و منطق وابستگی متقابل درک شود؛ جایی که آب، انرژی، ترانزیت و مسائل افغانستان بهصورت همزمان تأثیرگذار است. در این میان، قرقیزستان نه یک قدرت مسلط، بلکه بازیگری میانی است که میتواند با بیطرفی فعال، میانجیگری و تنظیم هوشمندانه وابستگیها، به ثبا ت منطقهای یاری رساند.
ازبکستان با تصویب دکترین دفاعی و نظامی جدید از سال 2018 ترندهای منظم و پایداری را در صنایع دفاعی خود لحاظ کرده است که با گذشت حدود 4 سال از تصویب این دکترین و وقوع تحولات کلیدی و مهمی همچون به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان (که در همسایگی این کشور روی داد) و جنگ اوکراین که میلیتاریزه شدن (نظامیشدن) مناسبات سیاسی و امنیتی در سطح نظام بینالملل را در بر داشت، روی داده است. صرفنظر از این تحولات به نظر میرسد ازبکستان روند پایداری از توسعه نظامی و دفاعی را متناسب با سیاست خارجی و روند توسعه اقتصادی پیشبینی شده، در پیش گرفته است.
رهبران سنتی طالبان به شمول ملا هبتالله آخوندزاده با فهم تاریخی که از تحولات افغانستان و آگاهی که از احکام اسلامی دارند، بدون شک حفظ و بقای دولت اسلامی را نسبت به هر امر دیگری مرجح میپندارند. فرضیه آنان بر این است که اگر «سقف» این دولت اسلامی را بر «ستون» شریعت و عرف بنا بگذارند، پایداری آن با حمایت توده مردمِ معتقد بیشتر استحکام پیدا میکند. از این منظر، نه تنها طرح سئوالی همچون ارجحیت اجرای شریعت یا بقای دولت در حکمرانی طالبان موضوعیت ندارد بلکه حتی اجرای کامل و دقیق شریعت لازمه بقا و استمرار این حکمرانی است. در مقابلِ رهبران سنتی طالبان، عدهای از سیاستگران و حامیان عملگرای طالبان، نسبت به جامعه افغانستان و شرایط زمانی، نگاه ترکیبی دارند و معتقدند که نگاه بسیط به حکومت دینی و محدودسازی مکلفیتهای دولت اسلامی تنها به «اجرای شریعت» با مقتضیات دنیای امروزی منافات دارد و نمیتواند انتظارات مردم را در داخل افغانستان و نیز انتظارات جامعه جهانی را تامین کند.
به گزارش صداوسیما، شبکه تلویزیونی راشا تودی در گزارشی اعلام کرد، کریدور شمال -جنوب میتواند تحریمهای غرب ضد ایران و روسیه را بی اثر کند.
کشورهای چین، روسیه، ایران و ترکیه و همچنین رژیم صهیونیستی در زمینه تولید و عرضه پهپاد با کشورهای آسیای مرکزی همکاری میکنند. در واقع، این منطقه در این زمینه با کشورهایی همکاری می کند که دارای اهداف و سیاست های متفاوتی در آسیای مرکزی بوده و همچنین به پیمان های مختلفی تعلق دارند که دکترین متناسب نظامی خود را دنبال می کنند. بنابراین سیاست پهپادی آنها می تواند در بلند مدت بر رویکردهای نظامی و امنیتی کشورهای منطقه تاثیر قابل توجهی داشته باشد.
در حوزه سیاسی، ایالات متحده به طور فعال به همه شرکای خود فشار آورد و آنها را وادار کرد که در مورد بحران موضع روشنی بگیرند و با تامین تسلیحات به اوکراین کمک نظامی کنند.
سیاست روسیه برای تقویت روابط با کشورهای آسیایی در سال گذشته تغییر کرد که به عنوان "چرخش به شرق" شناخته شد. به دلیل روابط سرد روسیه با غرب و اتحادیه اروپا، آسیا و اوراسیا به اولویت سیاست خارجی مسکو برای همکاری استراتژیک عمیق تر تبدیل شده است.
ایجاد روابط با ایران در حوزه حمل و نقل، یک مسئله کشوری نیست، بلکه یک مسئله منطقهای است. چرا که مسیر بین قاره ای "شمال - جنوب" از ایران میگذرد که بازارهای هند، آسیای جنوب شرقی و اوراسیای بزرگ را به هم متصل می کند. ما اکنون شاهد فعال شدن این روند هستیم. با توجه به چنین پویاییهایی، همکاری ایران و ازبکستان بدون شک باید توسعه یابد.
در حال حاضر، عدم موفقیت روسیه در اوکراین، کشورهای آسیای مرکزی را وادار کرده است که زمان و انرژی بیشتری را برای توسعه مسیرهای تجاری غیرروسی اختصاص دهند. البته پایههای ارتباط بهتر با کشورهای خارج از مرزهای اتحاد جماهیر شوروی سابق از قبل گذاشته شده بود و اکنون این شبکه های جدید که آسیای مرکزی را به شرق، غرب و جنوب متصل می کند، به سرعت در حال گسترش هستند.