در اوایل این هفته که گرد و خاک اولیه تسخیر کابل توسط طالبان تاحدودی فرونشسته بود، چند نفر در خانهای در شهر مزار شریف در شمال افغانستان گرد آمدند. مهمانان با احتیاط و دو نفر دو نفر وارد خانه میشدند تا توجه کسی را جلب نکنند.
چین بزرگ ترین واردکننده نفتی و سرمایه گذار خارجی در ایران محسوب می شود.
افغانستان که یک کشور غنی از معادن است میتواند با یک اداره درست و قطع مسیر فساد در حکومت، شرایط مردم خود را بهبود بخشد.
گاردین: چین، پاکستان و روسیه همگی آمادگی خود را برای تعامل با مقامات طالبان تا حدی اعلام کردهاند. با خروج شتابزده و یکباره آمریکا از افغانستان و بازگشت طالبان به قدرت پس از 20 سال، قدرتهای منطقهای شاهد افزایش چشمگیر نفوذ خود در افغانستان خواهند بود.
حزب کمونیست چین، تقریباً ۹۲ میلیون نفر عضو دارد که ۶٫۶ درصد کل جمعیت چین به حساب میآید. ساختار حزب و حکومت در برخی سطوح درهم آمیخته است. از جمله این حزب با برخورداری از حق انحصاری دو سوم کرسیهای «کنگره ملی خلق» بر مجلس سفلی قانونگذاری تسلط دارد. حزب کمونیست همچنین بر ساختارهای مرکزی، ایالتی و محلی حکومت کنترل دارد.
نفوذ جهانی چین، «بایدن» را به سمت سیاست تازهای سوق داده که هدف اصلی آن حفاظت از مشاغل و صنایع آمریکایی است. مدافعان حمایت دولتی از صنایع معتقدند که سیاستهای جدید این کشور باید پاسخی درخور در برابر نفوذ فزاینده چین، اطمینان از تامین مواد اولیه و توسعه تکنولوژی دهد. منتقدان اما بر این باورند که چنین سیاستهایی ناگزیر بازار آزاد را مخدوش میکند.
در اوایل دهه ۹۰، مقامهای روسی و چینی کار بر روی حل و فصل مناقشات مرزی دیرپا را آغاز کردند. این روند بهشدت کند پیش میرفت. توافق نهایی- که در سال ۲۰۰۸ به دست آمد- منجر به فروکش کردن ادعاهای دیرپا بر سر مرز مشترکی شد که بیش از ۲ هزار و ۶۰۰ مایل (حدود ۴۳۰۰ کیلومتر) مساحت دارد و زمینه را برای توسعه بیشتر و بهبودهای آتی فراهم کرد. سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه در آن زمان گفت: «تمام شرایط برای تبدیل مرزهای چین و روسیه به مرزهایی همواره باثبات، باز، دوستانه و مرزهایی شایسته توسعه و شکوفایی فراهم است.»
مجله نشنال اینترست در تازهترین یادداشت خود نوشت: استراتژیهای رقابتی آمریکا نسبت به چین، باید بر اساس اجتناب از رقابتهای تسلیحاتی پرهزینه شامل تقویت ظرفیت قدرتافکنی پیش برود تا در دام بازی چین نیفتد.