آسیای مرکزی در نظم نوین سالهای اخیر، از یک پیرامون ژئوپلیتیکی به میدان بههم پیوستهای از رقابت قدرتها، بازآرایی کریدورها، بحران آب/انرژی و تهدیدهای فرامرزی بدل شده است. در این میان، قرقیزستان با وجود محدودیتهای اقتصادی و نهادی، نقشی بیش از پیش یافته و به گرهگاهی امنیتی میان روسیه، چین، غرب و سازوکارهای منطقهای تبدیل شده است. این نوشتار برآن است که امنیت قرقیزستان باید در چارچوب دگرگونی ساختاری امنیت منطقهای و منطق وابستگی متقابل درک شود؛ جایی که آب، انرژی، ترانزیت و مسائل افغانستان بهصورت همزمان تأثیرگذار است. در این میان، قرقیزستان نه یک قدرت مسلط، بلکه بازیگری میانی است که میتواند با بیطرفی فعال، میانجیگری و تنظیم هوشمندانه وابستگیها، به ثبا ت منطقهای یاری رساند.
ایران و آسیای مرکزی ظرفیتهای بالقوۀ زیادی برای بهبود جریان گردشگری دارند. با این حال بنا به دلایل مختلف این صنعت بین دو طرف تاکنون توسعۀ محسوسی نیافته است. در این چارچوب جمهوری اسلامی ایران میبایست به دنبال راههای گستردهتر کردن فعالیتهای گردشگری با کشورهای آسیای مرکزی چه از دید جذب توریست و چه از منظر فرستادن گردشگر باشد تا بتواند از مواهب گوناگون در این حوزه بهرهمند شود.
پیشاور یکی از قدیمی ترین شهرهای جنوب آسیا است که قدمت آن به بیش از 2500 سال قبل باز می گردد. این شهر در دوران باستان به نام "پوشکالاوتی" (Pushkalavati) شناخته می شد و بخشی از تمدن گندهارا بود که یک مرکز فرهنگی و تجاری مهم در منطقه بود.
دادهها نشان از ارتقاء سطح همکاریهای نظامی و دفاعی قزاقستان و ازبکستان با غرب، بهویژه ایالات متحدۀ آمریکا دارد. این ارتقاء فراتر از انتشار دادههای رسمی و همچنین آنچه در سطح رسمی گفته میشود، است. این رویکرد به دلیل محرکههای مختلفی انجام گرفته است. نخست، پس از آغاز جنگ اوکراین با افزایش سطح تهدیدهای روسیه، این کشورها با یک عدم قطعیت در حوزۀ دفاعی و نظامی مواجه شدند. دوم، با اعمال تحریمهای سنگین علیه روسیه و اعمال حساسیتهای شدید حتی بر تعاملهای اقتصادی، طبیعتاً توسعۀ همکاریهای نظامی و دفاعی با روسیه با هزینههای بسیار بیشتری همراه بوده است. غرب تلاش کرده است تا هر سطحی از این همکاریها را اقدامی در حمایت از روسیه و علیه اوکراین تعریف کند و نوعی واگرایی در این زمینه به وجود بیاورد.
ثبات سیاسی آیندۀ پاکستان به توانایی آن در مدیریت این روابط از طریق اقدامهای امنیتی قوی، اصلاحات سیاسی متوازن، دیپلماسی استراتژیک و سیاستهای اقتصادی پایدار بستگی دارد. عبور از این چالشها، نیازمند رویکردی متفاوت است که امنیت ملی را در اولویت قرار میدهد و در عین حال همکاریهای منطقهای را تقویت میکند و اعتبار بینالمللی را حفظ میکند. از این رو، چشمانداز آیندۀ سیاسی پاکستان به شدت تحت تأثیر روابط این کشور با دولت طالبان در افغانستان است.
چین علیرغم مواجهه با چالشها و تهدیدهای مهم، در سه دهه گذشته از مشارکت مستقل و مستقیم در ترتیبات امنیتی آسیای مرکزی خودداری کرده است.
واکنش نسبتاً نرم طالبان به اخراج گسترده اتباع افغانستانی از پاکستان، انتقال بخش عمده این مهاجران به شمال افغانستان و واگذاری زمینهای مسکونی و کشاورزی به آنان، سبب خلق احتمالاتی پیرامون هماهنگی دو کشور در خصوص اخراج مهاجران شده است.
جبهه مقاومت ملی افغانستان اصلیترین گروه مخالف مسلح غیر افراطی است که طالبان با آن روبرو هستند.
طالبان اگرچه در دو دهه اخیر مشغول جنگ با آمریکا و متحدانش در افغانستان بود اما باید دانست که مبارزات طالبان با آمریکا در سنوات مذکور به دلیل اشغال خاک افغانستان توسط آمریکا و متحدانش (نه مبانی ایدئولوژیکی) انجام شد.