دریای خزر پس از بحران ۲۰۲۶: سناریوی بازآرایی ژئوپلیتیک انرژی و احیای «ترانسخزر»
ایران، روسیه و کریدور شمال-جنوب
چرا «جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران» شکست خورد
زنان؛ زیرساخت انتقال میراث فرهنگی ناملموس در منطقه اکو
ژئوپلتیک سود؛ ترکیه، برنده بیرونی جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران
ضرورت انتخاب رویکرد تحلیلی مناسب برای داوری دربارهٔ یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا
جنگ علیه ایران، مناسبات آسیای مرکزی و کشورهای عرب حاشیۀ خلیج فارس را وارد مرحلۀ نوینی کرده است که میبایست در سطحی فراتر از دیپلماسی دوجانبه فهمیده شود. این منطقه، اکنون با یک بازآرایی ژئواکونومیک روبهرو است. کشورهای عربی خلیج فارس در تلاش برای تقویت (و یا حفظ) نقش خود بهعنوان سرمایهگذار، هاب/قطب لجستیکی و «شریک ثبات» هستند (تحت شرایطی که امنیت این کشورها نیز به اندازۀ ایران شکننده شده است). کشورهای آسیای مرکزی نیز با تکیه بر راهبرد تنوعبخشی میکوشند از تلۀ نااطمینانی بگریزند؛ اما نه با حذف ایران (که نه محتمل و نه ممکن است)، بلکه با افزودن گزینههای مکمل به سبد ژئواکونومیک خود.
آسیای مرکزی به دلایل مختلف و در چارچوب اهداف گوناگون، دارای جایگاهی قابل توجه در سیاست خارجی کره جنوبی است. بویژه، حوزههای انرژی، اقتصاد (سرمایهگذاری و تجارت)، صنعت و رقابت ژئوپلیتیکی، از موضوعهای برجسته مناسبات سئول و کشورهای این منطقه به شمار میروند.
«شی جینپینگ» رئیسجمهوری چین هفته گذشته بهطور ناگهانی دو ژنرال ارشد را در نیروی موشکی جایگزین کرد؛ یک تغییر غیرقابل توضیح که حاکی از سوءظن به اختلاس یا سایر رفتارهای نادرست در بازوی حساس ارتش است. او پیش از این وزیر امور خارجه خود «چین گانگ» را هم برکنار کرده بود. «اندرو ان.دی.یانگ»، کارشناس ارتش چین که پیشتر از مقامهای ارشد دفاعی تایوان بود، میگوید: «بدیهی است که مشکلی در سیستم رخ داده است که احتمالا به نظم و فساد مربوط میشود.»
هند یکی از بازیگرانِ «در حال برآمدن» در سیاست و اقتصاد جهانی است. با وجود این، هدفگذاری تبدیل شدن به «قدرتی بزرگ»، الزاما نیازمند توسعه هرچه بیشتر روابط با جهان خارج و تنوع بخشیدن به گونههای مناسبات خود با سایر بازیگران است. سیاستی که علاوه بر چشمانداز پیشبرد روابط با بخشهای مختلف جهان، در ابتدا، گسترش روابط با حوزههای پیرامونی (جغرافیای نزدیک) و ایجاد بستری مطمئن و پایدار برای همکاریهای اقتصادی، تجاری، فرهنگی و امنیتی را ضروری نشان میدهد. بر این اساس، آسیای مرکزی، منطقهای کلیدی برای هند محسوب شده و همگرایی با آن، یکی از اقتضائات حضور مؤثر دهلی در عرصه سیاست و اقتصاد جهان آینده است.
سعید محمدی کاوند در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: چین در حال تبدیل شدن به یک شریک دیپلماتیک محبوب است. چین به عنوان عضوی از گروه بریکس خود را متعهد به ترویج برابری اقتصادی و منافع متقابل در سراسر جهان در حال توسعه کرده که روابط خود را با چندین کشور آفریقایی و آمریکای لاتین تقویت کرده است.
در این شرایط که در کارویژه یک نهاد اساسی – یا اساسی ترین نهاد - در پاکستان یعنی ارتش تغییراتی ایجاد شده است و باور عمومی نسبت به رسالت نظامیان تغییر کرده است، مهمترین کار برای حل بحران سیاسی در پاکستان درک این نکته است که در جهت ایجاد یک هویت تعریف شده و شفاف برای فضای سیاسی پاکستان و خروج این فضا، از بحران هویتی که در سطور بالا ذکر شد، یک تغییر اساسی لازم است. این تغییر اساسی با جایگزینی حزبی با حزب دیگر رخ نخواهد داد بلکه تغییری لازم است که در آن تعریف روشنی از چرخه قدرت و نحوه جابجایی نخبگان وجود داشته باشد، تا ضمن حفظ پاکستان از آسیبهای احتمالی که همیشه بهانه را برای دخالت ارتش مهیا میکند، راهکارهای سالمی نیز برای طی کردن این چرخه در نظر گرفته شود تا از این منظر، جوانان و اقشار مطالبه گر، باور کنند که در یک سیستم سیاسی سالم، شاهد چرخش قدرت، برابر خواست اکثریت – و نه خواست مثلث یا مربع قدرت – خواهند بود. به گمان نگارنده، حرکت به سوی این روند آغاز شده است و جوانان و اقشار مطالبهگر در پاکستان به دنبال انداختن طرحی نو در سپهر سیاست پاکستان هستند؛ امری که نه آسان است و نه به این زودی میتوان منتظر وقوع آن بود.
داعش هدف خوبی را انتخاب کرده و می داند که استفاده هوشمندانه از احساسات ضد چینی در میان ایغورها، به گسترش ساحه نفوذ داعش در خاک چین نیز منجر می شود. داعش در یک مرحله بعدی این تعامل را می خواهد با سایر گروه های ستیزه جوی اسلامی و مخالف دولت های آسیای مرکزی مانند جنبش اسلامی ازبکستان، انصارالله تاجیکستان و سایر حرکت های مسلح تندرو که در حال حاضر وضع الجیش در افغانستان دارند، ادامه دهد.
طالبان افغانستان فعالیت دفاتر کمیته امداد امام خمینی (ره) در شهرهای کابل، مزار شریف و هرات را متوقف کرده است.
تحلیلگران نظامی چین سناریوهای مربوط به پایگاههای خارجی چین را پس از راهاندازی «ابتکار کمربند و جاده» در سال۲۰۱۳ مورد مطالعه قرار دادند و تمام تحقیقات دفاعی چین نیز خواستار بهبود امکانات لجستیکی خارجی برای انجام وظایف مختلف و محوله نظامی چین و حمایت نیروهای چینی از «دریاهای آزاد چین و اقیانوسها» (صادره در سال۲۰۱۹) شدند. «ارتش آزادیبخش خلق» در تعقیب این اهداف چین از استراتژی «دفاع فعال در نزدیکی سواحل چین» به استراتژی «عملیات مانور در دریاهای آزاد چین و اقیانوسها»، معروف به «یونهای جدونگ زوزن نینگلی » روی آورد. ازاینرو، شی جینپینگ، رئیسجمهور چین به نیروی دریایی این کشور دستور داد تا تمام کاستیهای موجود را برای افزایش قدرت نظامی دریایی چین تا سال۲۰۳۵ -زمانی که مرحله فعلی مدرنسازی نظامی دریایی چین تکمیل میشود- برطرف کند.