دریای خزر پس از بحران ۲۰۲۶: سناریوی بازآرایی ژئوپلیتیک انرژی و احیای «ترانسخزر»
ایران، روسیه و کریدور شمال-جنوب
چرا «جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران» شکست خورد
زنان؛ زیرساخت انتقال میراث فرهنگی ناملموس در منطقه اکو
ژئوپلتیک سود؛ ترکیه، برنده بیرونی جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران
ضرورت انتخاب رویکرد تحلیلی مناسب برای داوری دربارهٔ یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا
جنگ علیه ایران، مناسبات آسیای مرکزی و کشورهای عرب حاشیۀ خلیج فارس را وارد مرحلۀ نوینی کرده است که میبایست در سطحی فراتر از دیپلماسی دوجانبه فهمیده شود. این منطقه، اکنون با یک بازآرایی ژئواکونومیک روبهرو است. کشورهای عربی خلیج فارس در تلاش برای تقویت (و یا حفظ) نقش خود بهعنوان سرمایهگذار، هاب/قطب لجستیکی و «شریک ثبات» هستند (تحت شرایطی که امنیت این کشورها نیز به اندازۀ ایران شکننده شده است). کشورهای آسیای مرکزی نیز با تکیه بر راهبرد تنوعبخشی میکوشند از تلۀ نااطمینانی بگریزند؛ اما نه با حذف ایران (که نه محتمل و نه ممکن است)، بلکه با افزودن گزینههای مکمل به سبد ژئواکونومیک خود.
به نظر میرسد اتحادیه اروپا همچنان ابزاری کارآمد برای ارعاب کشورهای آسیای مرکزی در حوزه تحریمها در اختیار ندارد. نخست آن که اقتصاد کشورهای آسیای مرکزی جزو غیرشفافترین اقتصادهای جهان قرار گرفتهاند و عموما منافع حلقههای الیگارشیک به منافع اقتصادی ملی پیوند خورده است. لذا، شناسایی کانالهای دور زدن تحریمهای روسیه در چنین ساختارهایی اساساً کاری دشوار برای اروپا محسوب میشود. دوم، کشورهای منطقه در چارچوب تصمیمهای دولتی اقدامهای منسجمی را برای رهایی از پیامدهای احتمالی تحریمها اتخاذ کردهاند.
قطر بوضوح در حال تبدیل شدن به یکی از بازیگران نوظهور در آسیای مرکزی است و بسته به ظرفیتها و اولویتهای سیاست خارجی قطر و جایگاه آسیای مرکزی در آن، این بازیگری نوظهور در منطقه میتواند با فرصتها و محدودیتهایی مواجه شود. همچون سایر کشورهای عربی، سرمایه بیش از هر عامل دیگری مزیت نسبی قطر است.
تحلیلگران بر این باورند که اقدامات اردوغان، از جمله اعلام حمایت از پیوستن اوکراین به ناتو، تصادفی نیست و در سالهای اخیر این تصور وجود داشت که روابط ترکیه و روسیه بیش از حد پیش رفته است
چین و روسیه که به دنبال یک نظام جهانی چند قطبی هستند، تلاش میکنند تا قدرت خود را در حوزههای نفوذ تثبیت کنند. در چنین شرایطی، عوامل مرتبط با افغانستان (از جمله مجاورت جغرافیایی، تروریسم و بی ثباتی سیاسی) میتوانند امنیت و منافع منطقهای پکن و مسکو را به مخاطره اندازند. به رغم این که پکن و روسیه به دنبال آن هستند تا به منظور تأمین منافع مشترک با یکدیگر همکاری کنند، اما برخی تحلیلگران، درباره چشم انداز همکاری این دو کشور دچار شک و تردید هستند. هدف اولیه و فوری روسیه و چین، وارد کردن افغانستان به حوزه نفوذ خود نیست؛ بلکه رابطه آنها با طالبان، بیشتر یک رویکرد عملگرایانه و پیشگیرانه است تا بتوان جلوی گسترش عوامل بی ثباتی را از درون افغانستان گرفت.
طی دوران تحریم ایران، کشور هند از فرصت خرید نفت و مشتقات پتروشیمی از ایران و فروش محصولات از جمله برنج به ایران استفاده بهینه کرد. با بروز بحران اوکراین دهلی نو ضمن حفظ روابط خود با همه طرفهای درگیر، بیشترین نفع را از خرید نفت روسیه عاید خود کرد.
برگزاری دو نشست مشترک در سطح سران دولتها در فاصلهای کمتر از یک سال بوضوح نشانگر ارتقاء جایگاه آسیای مرکزی در سیاست خارجی اتحادیه اروپا است. همچنین سفرهای پرشمار و متعدد رهبران و مقامهای عالیرتبه آسیای مرکزی به کشورهای اروپایی نیز نشانگر اجماع در این راهبرد حتی در کشورهای منطقه است. اقتصاد مهمترین مزیت اروپا برای توسعه این مناسبات بوده است. در عین حال در سطوح سیاسی نیز اروپا تلاش کرده تا مزیتهایی را در قالب ارتقاء هویت سیاسی کشورهای منطقه و بویژه برای رهبران جدید در سطح بینالمللی ارائه دهد که تاحدودی نیز موفق بوده است.
ممانعت از عضويت كشورهاي تحت تحريم در سند مقررات پذيرش عضو جديد در سازمان همكاري شانگهاي آمده است