بریکس ۲۰۲۶؛ ملاحظات چین و پیامدهای آن برای ایران
هند و معماری نوین بریکس ۲۰۲۶؛ دیپلماسی چندهمسو، توسعه پایدار و فرصتهای راهبردی ایران
میراث ایرانی در قفقاز؛ از زبان و ادبیات تا فرهنگ و تاریخ
نگاه اروپا به اجلاس بریکس در دهلینو؛ میان واگرایی ژئوپلیتیکی و ضرورت گفتوگو با جنوب جهانی
هجدهمین نشست بریکس: اهداف چین و ظرفیتهای پیشروی ایران
چگونه بریکسپلاس باید نظم دیجیتال جدید را شکل دهد
وقوع بحران اخیر قزاقستان، کرملین را بسیار غافلگیر نمود، بحرانی که بهعنوان اعتراضی علیه افزایش شدید قیمت سوخت آغاز شد و در مدت یک هفته با سرعتی برقآسا در سراسر این کشور پهناور گسترش یافت و نهایتاً در پایتخت سابق، شهر آلماتی به خشونت گسترده کشیده شد. تنها چند روز قبل از سال نو، ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، در یک نشست غیررسمی در سنپترزبورگ میزبان رئیسجمهور کنونی قزاقستان، قاسم ژومارت توکایف و سلف و حامی بسیار بانفوذش، نورسلطان نظربایف و چند تن از رهبران پس از فروپاشی شوروی بود. باید توجه داشته باشیم که هیچیک از اتفاقاتی که در آن زمان در حال رخ دادن بود، قابل پیشبینی نبود.
سطح تنش میان مسکو و واشنگتن در مسئله اوکراین بالا گرفته است. برخی معتقدند که ایران باید از این تنش برای ارسال گاز خود به اروپا استفاده کند. آینده تنش میان روسیه و آمریکا در اوکراین و تاثیر آن بر ایران چگونه خواهد بود؟
وضعیت تامین امنیت منطقهای در آسیای مرکزی مبهم به نظر میرسد. از یک سو، تقریبا در تمام حوزههای کلیدی (امنیت نظامی، فعالیتهای ضد تروریستی و غیره) مکانیسمهای همکاری چندجانبه وجود دارند که به خوبی شکل گرفته اند. در عین حال، همکاری بازیگران خارج منطقهای (با پتانسیل قدرت بالا و تجربه عملی در تضمین امنیت خود و امنیت جمعی) با کشورهای آسیای مرکزی سطح امنیت منطقه را به میزان قابل توجهی افزایش میدهد. از سوی دیگر، مشارکت کشورهای آسیای مرکزی در سازمانها و ابتکارهای (برنامههای) مربوطه، در واقع میزان علاقه آنها را به ایجاد مکانیسمهای مخصوص خود برای تامین امنیت منطقهای کاهش داده است. روابط نسبتا پیچیده دوجانبه بین کشورهای مختلف منطقه نیز در این امر نقش داشته است.
ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه چه میخواهد؟ این پرسشی است که واشنگتن به سختی میتواند پاسخ آن را پیدا کند، زیرا ما امریکاییها به ندرت خود را جای دیگران قرار میدهیم. دو مقاله مهم که اخیرا توسط "دیمیتری ترنین" در "فارین افرز" و "چاوسوفسکی" در "فارین پالسی" منتشر شده اند سرنخهایی را ارائه میدهند. هر دو مقاله نشان میدهند که رئیس جمهوری فعلی روسیه از سال ۱۹۹۹ نه به دلیل قمار بی پروا بلکه با دقت نظر و حتی منطقی بودن در قدرت باقی مانده است.
محتملترین نتیجه تحولات روزهای اخیر در قزاقستان، کند شدن جریان ترک گرایی (و نهادسازیهای پیرامون آن) و رویکردهای احتیاطآمیزتر دولتهای منطقه در موازنه گرایی در برابر روسیه است. هرچند، سیاستهای آتی و عملگرایی جریان ترکی (با محوریت ترکیه و همراهی جریان غربگرا) نیز در کموکیف این احتیاطها بیتأثیر نخواهد بود.
دولتهای گذشته افغانستان تمام نیروی خود را برای بسیج قدرتهای قومی و زبانی به منظور بقای قدرت و نظام سیاسی خود صرف کردند. حتی آنانی که علاوه بر ابزارهای سنتی داخل، به حمایت قدرتهای بیرونی چشم دوخته بودند، سرانجام در بن بست سیاسی از درون فروپاشیدند. طالبان نیز در طول سی سال مبارزه نظامی خود تاکنون، هیچ طرح سیاسی را که از تجربیات سیاسی افغانستان نشأت گرفته باشد، بیرون نداده است. در روزهای نخست تصرف کابل، طالبان تشکیل دولت فراگیر را به عنوان یگانه محور پذیرش جمعی و همبستگی ملی به مردم افغانستان و جهان وعده داد که تاکنون عملی نشده است. بدون ارائه یک طرح سیاسی فنی، تحقق حکومت فراگیر در یک بن بست سیاسی قرار خواهد گرفت.
تحولات داخلی در قزاقستان که پس از این اعتراضات به وقوع پیوست، به میزان زیادی ترند تغییرات در دینامیسم رفتاری بازیگران خارجی را نیز شکل میدهد. در نتیجه این تحولات، سهم قاسم ژومارت توکایف از قدرت ارتقاء قابل توجهی یافت و به موازات آن، سهم نورسلطان نظربایف کاهش چشمگیری یافت.
مشارکت سیاسی زنان در پاکستان به طور مستقیم به آموزش و تحصیلات آکادمیک همچنین سطح اجتماعی و فرهنگ خانوادگی آنان بستگی دارد. از این رو هرگونه فعالیت جمعی زنان در پاکستان در درجه اول بازخورد تعارضات فکری و روانی منطقهای که در آن زندگی میکنند میباشد، بطوری که در نواحی قبیلهای فدرال میزان مشارکت در کمترین حد خود بوده و در نواحی شرقی و مرکزی بیشترین حضور سیاسی زنان مشاهده میشود. قواعد بازی سیاسی در پاکستان در صورت پررنگ شدن حضور زنان در عرصههای سیاسی و قانون گذاری میتواند تغییرات اساسی را در سطح عمومی جامعه ایجاد کند و ضمن مدرن کردن الگوهای ارتباط و تعامل زنان، آنان را برای احقاق حقوق خود جسورتر کند که البته این موضوع تا حد زیادی در مغایرت با دیدگاههای کلی احزاب افراطگرا قرار دارد.