دریای خزر پس از بحران ۲۰۲۶: سناریوی بازآرایی ژئوپلیتیک انرژی و احیای «ترانسخزر»
ایران، روسیه و کریدور شمال-جنوب
چرا «جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران» شکست خورد
زنان؛ زیرساخت انتقال میراث فرهنگی ناملموس در منطقه اکو
ژئوپلتیک سود؛ ترکیه، برنده بیرونی جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران
ضرورت انتخاب رویکرد تحلیلی مناسب برای داوری دربارهٔ یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا
جنگ علیه ایران، مناسبات آسیای مرکزی و کشورهای عرب حاشیۀ خلیج فارس را وارد مرحلۀ نوینی کرده است که میبایست در سطحی فراتر از دیپلماسی دوجانبه فهمیده شود. این منطقه، اکنون با یک بازآرایی ژئواکونومیک روبهرو است. کشورهای عربی خلیج فارس در تلاش برای تقویت (و یا حفظ) نقش خود بهعنوان سرمایهگذار، هاب/قطب لجستیکی و «شریک ثبات» هستند (تحت شرایطی که امنیت این کشورها نیز به اندازۀ ایران شکننده شده است). کشورهای آسیای مرکزی نیز با تکیه بر راهبرد تنوعبخشی میکوشند از تلۀ نااطمینانی بگریزند؛ اما نه با حذف ایران (که نه محتمل و نه ممکن است)، بلکه با افزودن گزینههای مکمل به سبد ژئواکونومیک خود.
محتملترین نتیجه تحولات روزهای اخیر در قزاقستان، کند شدن جریان ترک گرایی (و نهادسازیهای پیرامون آن) و رویکردهای احتیاطآمیزتر دولتهای منطقه در موازنه گرایی در برابر روسیه است. هرچند، سیاستهای آتی و عملگرایی جریان ترکی (با محوریت ترکیه و همراهی جریان غربگرا) نیز در کموکیف این احتیاطها بیتأثیر نخواهد بود.
یک کارشناس حوزه بین الملل انرژی گفت: موقعیت جغرافیای سیاسی و انرژی ایران بین آسیای مرکزی، دریای خزر و خلیج فارس به قدری اهمیت دارد که نه شرق میتواند چشم پوشی کند و نه غرب.
دولتهای گذشته افغانستان تمام نیروی خود را برای بسیج قدرتهای قومی و زبانی به منظور بقای قدرت و نظام سیاسی خود صرف کردند. حتی آنانی که علاوه بر ابزارهای سنتی داخل، به حمایت قدرتهای بیرونی چشم دوخته بودند، سرانجام در بن بست سیاسی از درون فروپاشیدند. طالبان نیز در طول سی سال مبارزه نظامی خود تاکنون، هیچ طرح سیاسی را که از تجربیات سیاسی افغانستان نشأت گرفته باشد، بیرون نداده است. در روزهای نخست تصرف کابل، طالبان تشکیل دولت فراگیر را به عنوان یگانه محور پذیرش جمعی و همبستگی ملی به مردم افغانستان و جهان وعده داد که تاکنون عملی نشده است. بدون ارائه یک طرح سیاسی فنی، تحقق حکومت فراگیر در یک بن بست سیاسی قرار خواهد گرفت.
تحولات داخلی در قزاقستان که پس از این اعتراضات به وقوع پیوست، به میزان زیادی ترند تغییرات در دینامیسم رفتاری بازیگران خارجی را نیز شکل میدهد. در نتیجه این تحولات، سهم قاسم ژومارت توکایف از قدرت ارتقاء قابل توجهی یافت و به موازات آن، سهم نورسلطان نظربایف کاهش چشمگیری یافت.
مشارکت سیاسی زنان در پاکستان به طور مستقیم به آموزش و تحصیلات آکادمیک همچنین سطح اجتماعی و فرهنگ خانوادگی آنان بستگی دارد. از این رو هرگونه فعالیت جمعی زنان در پاکستان در درجه اول بازخورد تعارضات فکری و روانی منطقهای که در آن زندگی میکنند میباشد، بطوری که در نواحی قبیلهای فدرال میزان مشارکت در کمترین حد خود بوده و در نواحی شرقی و مرکزی بیشترین حضور سیاسی زنان مشاهده میشود. قواعد بازی سیاسی در پاکستان در صورت پررنگ شدن حضور زنان در عرصههای سیاسی و قانون گذاری میتواند تغییرات اساسی را در سطح عمومی جامعه ایجاد کند و ضمن مدرن کردن الگوهای ارتباط و تعامل زنان، آنان را برای احقاق حقوق خود جسورتر کند که البته این موضوع تا حد زیادی در مغایرت با دیدگاههای کلی احزاب افراطگرا قرار دارد.
در حال حاضر سهگانه جباروف، تاشیف و مامیتوف در رأس هرم قدرت در قرقیزستان قرار دارند. ریاست جمهوری، ریاست پارلمان و ریاست کمیته دولتی امنیت ملی در دست نیروهای سابق حزب آتاژورت قرار دارد که به ملیگرایی افراطی شناخته میشوند. حتی دادستان کل این کشور نیز از چهرههای نزدیک به این افراد شناخته میشود و قدرت بهطور کامل در دست یک جریان خاص قرار دارد. این امر میتواند در کوتاهمدت زمینهساز ثبات در قرقیزستان شود اما در میانمدت باید در انتظار طغیان نیروهای سیاسی و اجتماعی در این کشور بود.
توافق ۲۵ ساله ایران و چین که در اوایل سال ۱۴۰۰ هیاهوی رسانهای بسیاری به خود اختصاص داده بود اکنون به گفته وزیر امور خارجه به مرحله رسیده و آغاز شد؛ توافقی که متن مفاد آن همچنان محرمانه باقی مانده. تنها نسخهای که از این سند جامع وجود دارد مربوط به نسخه اصلاحیه آن در خرداد ۱۳۹۹ بوده و مشخص نیست که تا امروز آیا تغییراتی داشته یا نه. با این حال از همین متن در دسترس رسانهها هم میتوان به نکات زیادی در مورد مسیر قرارداد ایران و چین دست یافت و ما در دیجیاتو به مسائل حوزه فناوری که در همین نسخه موجود اما غیر رسمی وجود داشت، نگاهی دوباره داریم.
در حالی سفر پرزیدنت رئیسی به بزرگترین همسایه کشورمان صورت میپذیرد که عرصه بین المللی شاهد تشدید رقابت در مثلث واشنگتن، مسکو و پکن و به تعبیری اوج گیری جنگ سرد جدید با محوریت موضوعاتی چون اکراین، تحولات بالکان غربی و خاورمیانه و افغانستان میباشد. واقعیت این است که تعاملات تهران و مسکو در همه ادوار تاریخی از ویژگیها و حساسیت های خاصی برخوردار بوده است و بنوعی طرفین نیازمند نوعی ارتباط احتیاط آمیز توامان با تامین منافع ملی بوده اند.