دریای خزر پس از بحران ۲۰۲۶: سناریوی بازآرایی ژئوپلیتیک انرژی و احیای «ترانسخزر»
ایران، روسیه و کریدور شمال-جنوب
چرا «جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران» شکست خورد
زنان؛ زیرساخت انتقال میراث فرهنگی ناملموس در منطقه اکو
ژئوپلتیک سود؛ ترکیه، برنده بیرونی جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران
ضرورت انتخاب رویکرد تحلیلی مناسب برای داوری دربارهٔ یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا
جنگ علیه ایران، مناسبات آسیای مرکزی و کشورهای عرب حاشیۀ خلیج فارس را وارد مرحلۀ نوینی کرده است که میبایست در سطحی فراتر از دیپلماسی دوجانبه فهمیده شود. این منطقه، اکنون با یک بازآرایی ژئواکونومیک روبهرو است. کشورهای عربی خلیج فارس در تلاش برای تقویت (و یا حفظ) نقش خود بهعنوان سرمایهگذار، هاب/قطب لجستیکی و «شریک ثبات» هستند (تحت شرایطی که امنیت این کشورها نیز به اندازۀ ایران شکننده شده است). کشورهای آسیای مرکزی نیز با تکیه بر راهبرد تنوعبخشی میکوشند از تلۀ نااطمینانی بگریزند؛ اما نه با حذف ایران (که نه محتمل و نه ممکن است)، بلکه با افزودن گزینههای مکمل به سبد ژئواکونومیک خود.
اعتراضاتی که از دوم ژانویه 2022 میلادی (12 دی 1400) در شهرهای مختلف قزاقستان آغاز شد، از نظر «میزان خشونت و سطح درگیریها» قابل مقایسه با «شورش آلماتی» در دسامبر 1986 است که در اعتراض به برکناری «دینمحمد کونایف»، دبیر اول حزب کمونیست قزاقستان شوروی، روی داد و موجب شد نخستین اعتراض و شورش دوره رهبری میخائیل گورباچف شکل بگیرد.
تا پیش از این تقریباً تمام تسلیحات مورد نیاز تاجیکستان و قرقیزستان توسط روسیه تأمین میشد. مسکو در ارائه تسلیحات به این کشورها منطق موازنه را به طور کامل رعایت میکرد و به نظر میرسد حتی در استفاده از این تسلیحات نیز اعمال نفوذ داشت. درعینحال حضور نیروهای نظامی روسیه در پایگاه هوایی کانت در قرقیزستان و نیز پایگاه 201 در تاجیکستان مانع از خروج تنشها از سطح مشخص و محدود میشد. بااینحال تجربه جنگ قرهباغ و ورود تسلیحات ترکیه و رژیم صهیونیستی به عرصه مبارزات میدانی موازنههای حوزه خارج نزدیک را تغییر داد. در حال حاضر نیز به نظر میرسد روندهای مشابه در اوکراین نیز در جریان است. در این چارچوب اتخاذ رویکرد مشابه از سوی ترکیه و حتی رژیم صهیونیستی در فرایند تنشهای بین قرقیزستان و تاجیکستان میتواند به طور محسوسی بر موازنه منطقهای تأثیرگذار باشد.
تظاهرات مسالمت آمیز و حتی به دور از رسانه مردم قزاقستان در دوم ژانویه، با تغییر هویتی نسبتا شدید، در ۵ ژانویه تبدیل به یکی از بزرگترین و خشن ترین رویدادهای آسیای مرکزی شد، به گونهای که شهرهای اصلی این کشور صحنه رویارویی مسلحانه شده و بنابر آمارهای غیر رسمی، بیش از صدها نفر کشته شده و بنابر آمار رسمی دولت قزاقستان نزدیک به ۴۰۰۰ نفر دستگیر شده اند.
ناآراميهاي روزهاي اخير در قزاقستان نمونه مشابه ديگري از ناآراميها در برخي كشورهاي خاورميانه عربي و برخي جمهوريهاي سابق شوروي است كه ساختار قدرت كم و بيش مشابهي در آنها برقرار است.
ماندانا تیشه یار در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: آستانه سردترین پایتخت جهان است. زمستان ها دمای منفی چهل درجه و بیشتر هم مردمان را از زندگی روزمره باز نمی دارد. با اینهمه، درختان را اغلب تاب ایستادن در آن هوای بس ناجوانمردانه سرد نیست. و در شهری که کمتر می توان درختی برافراشته و سرسبز یافت، مردم اغلب بی آنکه بتوانند سلامت را پاسخ گفت، سرها در گریبان ، از کنارت می گذرند.
قزاقستان به عنوان بزرگترین کشور آسیای مرکزی و نهمین کشور پهناور جهان پس از استقلال از اتحاد جماهیر شوروی با تهدیدهای عمدهای روبرو بوده است. بیش از ۸۰ درصد عناصر خاکی جهان به میزان اقتصادی در این کشور وجود دارند و این کشور دارای ذخایر معدنی بسیار غنی می باشد. در طی سالهای اخیر این کشور با تهدید ارضی از سوی چین و روسیه روبرو بوده است،امری که مقامات دفاعی و کشوری قزاقستان را در تنگنای استراتژیک قرار داده است.
کارشناس حوزه بینالملل انرژی گفت: از دهه 1980 میلادی قزاقستان بعنوان یک کشورصادرکننده نفت و گاز و اورانیوم خام و غنیسازی شده قابل اعتماد به روسیه، چین و اروپا شناخته شد. درنتیجه بدلیل ذخائر غنی نفت، گاز، ذغال سنگ و اورانیوم بعنوان تامینکننده امنیت انرژی مورد نیاز کشورهای مختلف در شرق و غرب شناخته شد.
بیثباتی ناشی از طغیان تودههای مردمی در بسیاری از کشورهای بسته همچون جمهوریهای آسیای مرکزی یک بحران بالقوه محسوب میشود. اقتدارگرایی شدید در کنار سرکوب دائمی جریانهای سیاسی و اجتماعی غیرهمسو، پتانسیل عظیمی از جوشش اجتماعی را در این کشورها به بار میآورد. از این منظر، ظهور چنین بیثباتیهایی در آسیای مرکزی اگرچه بهندرت مشاهده میشود، اما همیشه مورد انتظار است. بااینحال پرسش اصلی زمانی رخ میدهد که دولتهای اقتدارگرا در اوج قدرت و سلطه خود قرار داشته و محرکههای ایجاد چنین امواجی از بیثباتی از خارج و مبتنی بر منافع خارجی باشد. در خصوص قزاقستان در حال حاضر بهسختی میتوان وجود دستهای خارجی در تحولات را اثبات کرد و رفتار بازیگران خارجی، بهویژه کشورهای غربی نیز نمیتواند مؤید این امر باشد. با اینحال در ادبیات مقامات قزاق گزارههایی برای طرح این مساله وجود دارد. در کنار این موضوع، تحرکات سیاسی و امنیتی داخلی نیز محرکهای محتمل در این ناآرامیها محسوب میشود.