دریای خزر پس از بحران ۲۰۲۶: سناریوی بازآرایی ژئوپلیتیک انرژی و احیای «ترانسخزر»
ایران، روسیه و کریدور شمال-جنوب
چرا «جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران» شکست خورد
زنان؛ زیرساخت انتقال میراث فرهنگی ناملموس در منطقه اکو
ژئوپلتیک سود؛ ترکیه، برنده بیرونی جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران
ضرورت انتخاب رویکرد تحلیلی مناسب برای داوری دربارهٔ یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا
جنگ علیه ایران، مناسبات آسیای مرکزی و کشورهای عرب حاشیۀ خلیج فارس را وارد مرحلۀ نوینی کرده است که میبایست در سطحی فراتر از دیپلماسی دوجانبه فهمیده شود. این منطقه، اکنون با یک بازآرایی ژئواکونومیک روبهرو است. کشورهای عربی خلیج فارس در تلاش برای تقویت (و یا حفظ) نقش خود بهعنوان سرمایهگذار، هاب/قطب لجستیکی و «شریک ثبات» هستند (تحت شرایطی که امنیت این کشورها نیز به اندازۀ ایران شکننده شده است). کشورهای آسیای مرکزی نیز با تکیه بر راهبرد تنوعبخشی میکوشند از تلۀ نااطمینانی بگریزند؛ اما نه با حذف ایران (که نه محتمل و نه ممکن است)، بلکه با افزودن گزینههای مکمل به سبد ژئواکونومیک خود.
توانایی طالبان برای ایجاد یک نظام حاکمیتی امنیتی مبتنی بر حاکمیت قانون، تا حد زیادی منوط به منابع مالی است. این گروه قبل از تسلط بر افغانستان، میتوانست با چند صد میلیون دلار در سال، نیروهای شبه نظامی خود را اداره کند اما اکنون حتی وجود نیرویی به همان اندازه نیز هزینههای بسیار بیشتری را به طالبان تحمیل خواهد کرد به همین دلیل به دنبال راهی برای کاهش هزینه تشکیلات امنیتی خود و جذب منابع مالی خارجی است. در این بین، ایجاد نیروی مسلح منظم سبب افزایش هزینهها خواهد شد چون مستلزم ایجاد یک سلسله مراتب فرماندهی تحت حمایت یک بوروکراسی وزارتخانهای است. انتصاب «سراجالدین حقانی» به عنوان وزیر کشور حکایت از آن دارد که این وزارتخانه قرار است وزن واقعی داشته باشد؛ حقانی فردی نیست که اداره یک وزارتخانه نمایشی، وی را راضی نگه دارد و در پی آن است که وزارت کشور، نیروی مسلح خاص خود از جمله یگان «بدری 313» را در اختیار داشته باشد.
افغانستان در چهار دهه گذشته ابتدا با منطقه جنوب آسیا درگیر پویشهای امنیتی شد و پس از تهاجم ایالات متحده به این کشور در سال ۲۰۰۱ با خاورمیانه، آسیای مرکزی و چین نیز پویشهای امنیتی متقابل برقرار کرد. اما با توجه به تحولات بیست سال گذشته، میتوان افغانستان را عملاً به عنوان عضوی از مجموعه امنیتی منطقهای جنوب آسیا قلمداد کرد. به نظر میرسد با تغییر و تحولاتی که در نظام افغانستان رخ داد، پس از چهل و اندی سال، به یکباره فضای افغانستان از حالت امنیتیساز برای کشورهای پیرامونی خارج شده است.
سؤالی که اینجا مطرح میشود این است که چه کاری میتوان انجام داد تا همگرایی ترک جایگزین همگرایی اوراسیا نشود. باید برای متحدان و شرکا خطوط قرمز تعیین شود. مسکو هیچ مخالفتی با نزدیک شدن فرهنگی اقوام ترک ندارد. اما حوزههایی وجود دارند که نباید اجازه ورود بیگانگان را به آنها داد. آمریکاییها متحدان ناتو را از خرید تسلیحات از کشورهای دیگر منع میکنند. چرا قرقیزستان به خود اجازه خرید بیرقدارها را میدهد؟
توسعه حمل و نقل (گسترش حمل و نقل هوایی و جاده ای و همکاری در تقویت حمل و نقل دریایی از طریق خزر)، همکاری نزدیک تر در حوزه انرژی و انتقال آن به بازارهای بین المللی، همکاری در مسائل افغانستان، همکاری در بخش های اقتصادی و سرمایه گذاری، تسهیل تجارت دوجانبه، گسترش همکاری های فرهنگی و دانشگاهی و هماهنگی در موضوعات سیاسی بین المللی و منطقه ای، جهت ها و محورهای اصلی توسعه مناسبات ترکیه و ترکمنستان را تشکیل می دهد. با وجود این و علی رغم پیشران های فرهنگی، تاریخی، زبانی و نژادی همگرایی ترکی – ترکمنی (به ویژه در مناسبات چندجانبه)، به نظر میرسد نگاه عشق آباد نسبت به تنظیم دور جدید روابط خود با آنکارا، بیشتر کارکردی و فنی است، تا فرهنگی و سیاسی.
خلاصه یک پژوهش جمعی تهیه شده در اندیشکده centre for policy research با عنوان: «مسیر دستیابی هند به قدرت، راهبردی در یک جهان بی ثبات».
تلاش امارات و ترکیه برای عادی سازی روابط خود با یکدیگر پس از گذشت چند سال از تیرگی و سردی روابط سخت توجه ناظران و تحلیلگران امور منطقه را به خود مشغول کرده است.
بندر شانگهای همچنان در صدر لیست بزرگترین بنادر چین و شلوغ ترین بنادر آبی جهان قرار دارد.
روابط ایران و جمهوری آذربایجان در شهریور و مهر سال جاری بنا به دلایل مختلفی سطح بالایی از تنش را تجربه کرد.