مروری بر مهمترین محورهای سخنرانی رئیس جمهور روسیه در اجلاس اقتصادی سنپترزبورگ (SPIEF 2026)
تنشهای سیاسی داخلی جدید در ترکیه
«مسیر ترامپ» در ارمنستان شکاف میان واشنگتن، تهران و مسکو را عمیقتر میکند
رقابت کمپینهای انتخاباتی در ارمنستان (۲۰۱۷ تا ۲۰۲۶)
تلاش ارمنستان برای پایان بخشیدن به انحصار روسیه بر زیرساختهای راه آهن
انتخابات ارمنستان میتواند میراث ترامپ در قفقاز را تعریف کند
از دیدگاه پوتین، مشکل اصلی در روابط روسیه و آمریکا نه اشخاص، بلکه ساختار سیاست خارجی ایالات متحده و تلاش آن برای حفظ هژمونی جهانی است.
ایالات متحده از افغانستان خارج می شود. بیست سال مداخله خارجی به رهبری آمریکا نه رفاه و نه ثباتی برای کشور به همراه نداشته است. با وجود صدها میلیارد دلار هزینه برای عملیات نظامی به ظاهر بی پایان و با کشته شدن هزاران آمریکایی، دولت بایدن با واقعیت سختی روبرو است: یک سیستم سیاسی از نوع غربی به احتمال زیاد به این زودیها در کابل ریشه نخواهد گرفت.
دکتر محمود شوری تحلیل گر و کارشناس ارشد حوزه روسیه در آستانه ملاقات ولادیمیر پوتین و جوبایدن روسای جمهوری روسیه و آمریکا در ژنو و با اشاره به اهمیت روابط راهبردی تهران-مسکو، گفت که معتقد است طرف روس در این دیدار به دنبال زیان راهبردی ایران نخواهد رفت.
سرگئی کاراگانوف در مصاحبه با روزنامه «بیزینس آنلاین» به بررسی دلایل از سرگیری جنگ سرد بین روسیه و غرب پرداخته است. وی در این گفت و گو، به بررسی دلیل این که چرا همه کشورها به دنبال دشمن خارجی هستند، پرداخته و همچنین این موضوع را که چرا چین از «سیاست لبخند» در رابطه با ایالات متحده خودداری کرده، مورد بررسی قرار داده است.
در روسیه عملاً یک کارزار پارلمانی آغاز شده است. حزب «روسیه متحد» محبوب - یک رأی گیری مقدماتی درون حزبی برگزار کرد، حزب کمونیست فدراسیون روسیه ماه پیش کنگره خود را برگزار کرد، که در آن برخی رقبای گنادی زیوگانوف را از رهبری حزب کنار گذاشت.
«هیچ داستان غم انگیزتری در جهان وجود ندارد» - این عبارت شکسپیر در زمینه سیاست مختص روابط روسیه و آمریکا است، جایی که ایالات متحده امریکا میخواهد روسیه اصلا وجود نداشته باشد و ما میخواهیم آمریکاییها ما را راحت بگذارند. مورد دوم را میتوانم از تجربه خودم در خدمات دیپلماتیک روسیه بگویم: همه رنج میبردند، اما آنها معتقد بودند كه از دست آمریكاییها گریزی نیست - آنها همیشه آموزش میدهند و به ما میگویند كه در جهت منافع خود چه كار كنیم. در خصوص موضوع نخست، آمریکاییها قلباً و با هزینه شخصی خود سخنان تووتچف را پذیرفتهاند: «روسیه با توجه به واقعیت وجودی خود، آینده غرب را انکار میکند». این فقط یک گام پیش از تعریف ما و در عین حال رئیس جمهور ما به عنوان «قاتل» است.
اجلاس آینده ولادیمیر پوتین و جو بایدن به طور سنتی امیدهای زیادی برای بهبود روابط روسیه و آمریکا ایجاد می کند. چنین امیدهایی در بیشتر ربع قرن گذشته با این دیدارها همراه بوده است.
هم برای روسیه امروز و هم هند، تحول دیجیتال یکی از اولویتهای دولت، تجارت و جامعه مدنی است. با وجود همه مشکلات مرتبط با همه گیری، فرصتهای جدیدی برای گسترش همکاری در برابر مسکو و دهلی گشوده شده و چالشهای جدیدیپیش روی آنها قرار گرفته است.
سفر اخیر محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه به دو کشور جمهوری آذربایجان و ارمنستان در روزهای 25 و 26 می 2021 میلادی (4 و 5 خرداد 1399) صرف نظر از شرایط حساس کنونی حاکم بر مناسبات دو کشور به ویژه تنشهای مرزی و اختلاف در تفسیر بند نهم موافقتنامه موافقتنامه آتش بس قرهباغ (کریدور نخجوان به جمهوری آذربایجان یا دالان زنگه زور) از نظر رویکرد متوازن ایران در منطقه قفقاز بسیار شایان توجه بود. این سفر که در ادامه سفر سال گذشته سید عباس عراقچی و محمد جواد ظریف به منطقه قفقاز صورت گرفت را باید «شکسته شدن تابوی سفر هم زمان به جمهوری آذربایجان و ارمنستان» دانست. متاسفانه پس از ناکامی ایران در عرصه میانجیگری در جنگ اول قرهباغ و کنارگذاشتن کشورمان از ترکیب گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا، رویکرد نسبتاً متوازن ایران در منطقه قفقاز کنار گذاشته شد. در نتیجه به تدریج سنتی نانوشته و البته غلط در عرصه سیاست خارجی ایران در منطقه قفقاز شکل گرفت که بین سفر مقامات ارشد کشورمان به ارمنستان و جمهوری آذربایجان باید فاصله زمانی معناداری ایجاد شود تا باعث ایجاد حساسیت و مخالفت احتمالی در این دو کشور نشود. این قاعده نانوشته که تقریباً به مدت سه دهه در سفر رئیس جمهور، وزیر امور خارجه، وزیران و سایر مقامات ارشد کشورمان به منطقه دنبال میشد، در واقعیت امر ملاحظاتی بود که با دست خودمان به سیاست خارجی ایران تحمیل شد و قدرت مانور و تحرک موثر را در بسیاری از مقاطع از کشورمان سلب کرد و حتی بعضاً فضایی را ایجاد کرد که برخی از کارشناسان، مقامات و به ویژه نمایندگان مجلس جمهوری آذربایجان و ارمنستان به انتقاد از سفر مقامات کشورمان به ایروان یا باکو برآیند. در راستای این رویکرد نامتوازن بود که با وجود مناسبات دیپلماتیک ایران با هر سه کشور ارمنستان، جمهوری آذربایجان و گرجستان که روسیه و ترکیه از این ظرفیت دیپلماتیک محروم هستند، هنوز هیچ رئیس جمهوری از ایران در سه دهه گذشته به طور هم زمان از باکو، تفلیس و ایروان دیدار نکرده است و بعد از سفر مرحوم هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور وقت ایران به تفلیس در آوریل ١٩٩٥ میلادی و سفر میخائیل ساکاشویلی، رئیس جمهور وقت گرجستان به تهران در اوت ٢٠٠٤ میلادی، تا کنون دیداری میان روسای جمهور ایران و گرجستان در پایتختهای دو کشور صورت نگرفته است و در دولت حسن روحانی نیز، گرجستان در منطقه قفقاز جنوبی تنها کشوری است که رئیس جمهور ایران در هشت سال گذشته دیدار دو جانبهای با رئیس جمهور این کشور (گئورگی مارگولاشویلی، رئیس جمهور سابق و خانم سالومه زورابیشویلی، رئیس جمهور کنونی) در تهران یا تفلیس نداشته است. در حالی ایران از این ظرفیت بالقوه جغرافیایی و دیپلماتیک خود به صورت موثری بهره برداری نکرده است که کشورهای اروپایی و آمریکایی به دلیل عدم توانایی روسیه (قطع ارتباط با گرجستان) و ترکیه (قطع ارتباط با ارمنستان) در سه دهه گذشته در عرصه مدیریت مناسبات دیپلماتیک، رویکرد متوازنی را در پیش گرفتهاند و تقریباً تمامی رهبران و مقامات اروپایی و آمریکایی در سفر به منطقه قفقاز به صورت هم زمان به باکو، ایروان و تفلیس سفر میکنند که سفرهای منطقهای آنگلا مرکل (صدراعظم آلمان)، فرانسوا اولاند، سارکوزی و امانوئل ماکرون (روسای جمهور سابق و کنونی فرانسه)، سرجو ماتارلا (رئیس جمهوری ایتالیا)، جان بولتون (مشاور سابق امنیت ملی آمریکا) و حتی پاپ فرانسیس رهبر مسیحیان کاتولیک جهان به روشنی گویای این امر است. لذا اگر ایران درصدد اجرایی نمودن الگوی 3+3 (ارمنستان، آذربایجان، گرجستان + روسیه، ترکیه و ایران) در منطقه قفقاز است، مقدمه و پیش شرط آن حرکت به سمت الگوی 1+3 (ایران + جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان) خواهد بود. بنابراین، روندی که با سفر سید عباس عراقچی و محمد جواد ظریف در چند ماه اخیر در پیش گرفته شده است، مسیر عقلانی، درست و منطبق با رویکرد متوازن سیاست خارجی ایران در منطقه قفقاز است که باید از سوی سایر مقامات کشورمان ادامه پیدا کند. این امر باید تبدیل به یک سنت و رویه در رویکرد سیاست خارجی ایران در منطقه قفقاز تبدیل شود و با تغییر دولت ها در ایران نیز نباید تغییری در آن ایجاد شود که اگر این گونه شود، بازگشت به رویکرد غیر منطقی و نامتوازن گذشته خواهد بود. با عنایت به نکات و ملاحظات یاد شده، در یادداشت تحلیلی پیش رو کوشش خواهد شد شناخت و درک بهتری از الزامات و ضرورتهای رویکرد متوازن ایران در قبال سه کشور منطقه قفقاز جنوبی حاصل شود.