آسیای مرکزی در نظم نوین سالهای اخیر، از یک پیرامون ژئوپلیتیکی به میدان بههم پیوستهای از رقابت قدرتها، بازآرایی کریدورها، بحران آب/انرژی و تهدیدهای فرامرزی بدل شده است. در این میان، قرقیزستان با وجود محدودیتهای اقتصادی و نهادی، نقشی بیش از پیش یافته و به گرهگاهی امنیتی میان روسیه، چین، غرب و سازوکارهای منطقهای تبدیل شده است. این نوشتار برآن است که امنیت قرقیزستان باید در چارچوب دگرگونی ساختاری امنیت منطقهای و منطق وابستگی متقابل درک شود؛ جایی که آب، انرژی، ترانزیت و مسائل افغانستان بهصورت همزمان تأثیرگذار است. در این میان، قرقیزستان نه یک قدرت مسلط، بلکه بازیگری میانی است که میتواند با بیطرفی فعال، میانجیگری و تنظیم هوشمندانه وابستگیها، به ثبا ت منطقهای یاری رساند.
مشکلات آبی آسیای مرکزی به تنهایی قابل حل نیست. حتی توافقهای بین دو کشور نیز کافی نیست. تقریبا تمام رودخانهها و مخازن کلیدی بین کشورهای مختلف منطقه مشترک هستند و بنابراین موضوع مدیریت منابع نیازمند تلاشهای کل منطقه است.
روابط آمریکا و طالبان افغانستان روابطی پیچیده است و در طول زمان، با دورههایی از رویارویی، مذاکره، و تحولات خاص همراه بوده است. از سال 2013، دو طرف از طریق دفتر سیاسی طالبان در دوحه قطر با یکدیگر در تماس بودند و ارتباطات آنها با توافقنامه صلح دوحه در سال 2020 به اوج خود رسید. آمریکا نگران انزوای کامل طالبان است. طالبان احتمالا سیاست توسعهای برای عادی سازی روابط با آمریکا بدون پذیرش بسیاری از خواستههای این کشور را دنبال میکند. موضوع طالبان در آمریکا بیش از حد سیاسی شده و پذیرش خواستههای طالبان به خصوص رفع تحریمها برای دولت بایدن دشوار است.
کمیل تسلط ولو نسبی چین بر این منطقه ژئوپلیتیکی، به مفهوم موفقیت این کشور در پیوند دو حوزه هارتلند و ریملند و آشکار شدن ظرفیت های ژئوپلیتیکی افغانستان در قالب چهار راه تجارت و ترانزیت می باشد.
به نظر میرسد دولت سادیر جباروف در بازه کنونی از طریق هماهنگی و همکاری با روسیه در صدد است تا در ازای ارائه قطرهچکانی امتیازهای سیاسی و اقتصادی، به مرور اهرمهای فشار آمریکا برای شکلدهی به هرگونه تحولات داخلی نظیر انقلابهای مخملی و یا تحریک تاجیکستان در تنشهای مرزی و حتی احیاء جریانهای واگرای جنوبی را تقلیل دهد تا در میانمدت بتواند به یک استقلال استراتژیک در مقابل آمریکا دست یابد.
در عصر ایندو-پاسیفیک که به شدت متمرکز بر مبادلات اقتصادی-تجاری است پاکستان در موقعیت ژئوپلیتیکی قدرتمند قرار دارد که از طریق فرصتهای ژئواکونومیک که فضای پیرامونی در اختیارش قرار میدهد سیاستهای امنیتی-دفاعی آن شکل خواهد گرفت. در این بین هند به عنوان یک رقیب قدرتمند و قدیمی، میتواند چالشهای تنشزایی را برای ثبات این کشور به وجود آورد. از آنجائی که هند، کریدور اقتصادی چین- پاکستان را چالشی برای منافع ژئوپلیتیک، ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک خود میبیند که به نوعی میتواند در ارتباطات این کشور برای اتصال با کشورهای آسیای مرکزی و افغانستان خلأهایی را به وجود آورد، مسئله بلوچها و پنجابیها همچنین کشمیر(ژئوپلیتیک آب) به عنوان یک ابزار قدرتمند و بازدارنده برای تضعیف توان دفاعی-امنیتی پاکستان در نظر گرفته میشود که میبایست این کشور استراتژی و تاکتیکهایی را در جهت حل این مشکلات تدوین و اجرایی کند.
صادرات گاز ترکمنستان در سال 2022 ، به 25/10 میلیارد دلار رسید که نشان می دهد قیمتی در حدود 250 تا 290 دلار برای هر هزار مترمکعب داشته است.
لازم است تا فعالیتهای چین در افغانستان را در چارچوب راهبرد بلند مدت آن برای دسترسی به منابع راهبردی و همچنین رقابت جهانی آن با آمریکا در نظر گرفت. لذا به رغم همه ادعاهای مطرح شده درباره عدم علاقه چین به ایجاد «حوزه نفوذ»، مولفههایی از ایجاد حوزه نفوذ دیده میشود. به لحاظ سیاسی نیز به نظر میرسد که پکن تمایل دارد تا بعد از شکست سایر بازیگران بینالمللی در افغانستان به بازیگر مهمی در این کشور بدل شود؛ هر چند ظاهرا نمیخواهد نوعی برتری انگاری و پیروزنمایی افراطی را از خود به نمایش بگذارد. هنوز مشخص نیست که آیا چین به دنبال تحقق منافع (و پروژههای) اقتصادی حقیقی در افغانستان است یا این که از این پروژهها برای انگیزهبخشی به حکومت طالبان در حوزههای امنیتی و سایر حوزهها استفاده میکند. جواب این سئوال بله و خیر نیست چون تعادل بین این دو گزینه، ممکن است به واسطه تحولات سیاسی منطقه یا جهان تغییر پیدا کند.
فعالیت فرستادگان و لابیگرانی که آنها استخدام کردهاند باعث ایجاد اضطراب در بین مقامات محلی و بازرگانان شده است. نمایندگان ایالات متحده، بریتانیا و اتحادیه اروپا تهدید میکنند که کشورها و همچنین سیاستمداران و شرکتهای مرتبط با آنها را در لیست تحریم قرار خواهند داد.