دریای خزر پس از بحران ۲۰۲۶: سناریوی بازآرایی ژئوپلیتیک انرژی و احیای «ترانسخزر»
ایران، روسیه و کریدور شمال-جنوب
چرا «جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران» شکست خورد
زنان؛ زیرساخت انتقال میراث فرهنگی ناملموس در منطقه اکو
ژئوپلتیک سود؛ ترکیه، برنده بیرونی جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران
ضرورت انتخاب رویکرد تحلیلی مناسب برای داوری دربارهٔ یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا
جنگ علیه ایران، مناسبات آسیای مرکزی و کشورهای عرب حاشیۀ خلیج فارس را وارد مرحلۀ نوینی کرده است که میبایست در سطحی فراتر از دیپلماسی دوجانبه فهمیده شود. این منطقه، اکنون با یک بازآرایی ژئواکونومیک روبهرو است. کشورهای عربی خلیج فارس در تلاش برای تقویت (و یا حفظ) نقش خود بهعنوان سرمایهگذار، هاب/قطب لجستیکی و «شریک ثبات» هستند (تحت شرایطی که امنیت این کشورها نیز به اندازۀ ایران شکننده شده است). کشورهای آسیای مرکزی نیز با تکیه بر راهبرد تنوعبخشی میکوشند از تلۀ نااطمینانی بگریزند؛ اما نه با حذف ایران (که نه محتمل و نه ممکن است)، بلکه با افزودن گزینههای مکمل به سبد ژئواکونومیک خود.
به نظر میرسد چین طی سالهای اخیر از گزارههای پیشنهادی اولیه خود مبنی بر ظهوری کاملا مسالمتآمیز عبور کرده است. در شرایط جدید محیط پیرامونی، به ویژه در دریای چین جنوبی، تایوان، هنگکنگ و اکنون آسیای مرکزی، چین رویکرد برونگرایانهتری را از خود بروز داده است. در این چارچوب تغییر رفتار و موضعگیریهای این کشور در قبال آسیای مرکزی نیز محسوس بوده است. در حالی که در بحرانهای پیشین پکن عملاً سکوت مطلق را در قبال تحولات در پیش میگرفت و تلاش میکرد تزاحمی با منافع بازیگران دیگر در منطقه ایجاد نکند، در بحران اخیر قزاقستان با «انقلاب رنگی» خواندن این تحولات، عملاً یک موضع فعالانه را اتخاذ کرد. نخستین برونداد این رویکرد را نیز میتوان در متقاعد کردن کشورهای آسیای مرکزی برای حضور در افتتاحیه المپیک زمستانی پکن مشاهده کرد.
امروز ما با یک بحران قابل اجتناب بین ایالات متحده و روسیه روبرو هستیم که قابل پیش بینی بود، این بحران عمداً تسریع شد اما به راحتی می توان با استفاده از عقل سلیم آن را حل کرد.
بهرغم پيشبيني برخي كشورهاي غربي در مورد حمله تمام عيار روسيه به اوكراين، اما حداقل با توجه به عواقب مصيبتبار اشغال افغانستان توسط شوروي در 1980 به اضافه واكنش منفي جامعه بينالمللي و امكان تحريمهاي گسترده عليه روسيه در صورت حمله به اوكراين مشكل ميتوان رهبري روسيه را در دست زدن به چنين ريسك بزرگ و نسنجيدهاي تصور كرد.
در قطعنامههای اولیه شورای امنیت درباره طالبان، از ادبیات تند و تیزی برای محکومیت اقدامات این گروه استفاده شده بود. اما به دنبال تحولات اخیر، ادبیات به کار رفته برای طالبان نیز تغییر پیدا کرده است. در یکی از آخرین قطعنامهها که 2593 میباشد، به جای استفاده از کلمات تند و تیزی مانند «به شدت محکوم میکند» یا «مصرانه میخواهد» که در گذشته به کار میبرد، از عبارات ملایمتری چون «متذکر میشود»، «درخواست دارد» و «محکوم میکند» استفاده شده است. در واقع، در پیشنویس اولیه که مورد پذیرش روسیه و چین قرار نگرفت، بار مسئولیت طالبان بسیار بیشتر از متنی بود که در نهایت به تصویب رسید؛ در متن نهایی، کلمه طالبان حذف و عبارت «همه گروهها» جایگزین آن شد.
مسأله آب در افغانستان یک مسأله ملی و هویتی است و نمود آن در ضربالمثلهای رایج این کشور دیده میشود. چنین نگرشی نشان میدهد هویت و انگارههای مردم افغانستان با آب عجین شده است. برای افغانستان صیانت از آب، توسعه زیرساختهای آبی و ساخت سد یکی از عوامل اساسی دولت - ملتسازی و راهی برای ماندن در قدرت از گذشته تاکنون بوده است. نگرشِ کسب قدرت به واسطه منابع آبی در میان دولتمردان افغان و همچنین هویت عجین شدۀ مردمان این کشور با منابع آب، یکی از مهمترین عواملی است که دریافتِ آبِ منطقه شرق ایران را که به افغانستان وابسته است، همواره با دشواریهای بسیاری مواجه کرده است. درهمتنیدگی خاصی بین سه مقوله «آب – سیاست - هویت» در تعاملات هیدروپلیتیکی ایران و افغانستان وجود دارد و آب، یکی از مهمترین متغیرهای اثرگذار بر تعاملات ایران و افغانستان است که میتواند عاملی برای شکلدهی هویت دو کشور در برابر یکدیگر باشد.
پس از اعتراضات گسترده و خشونتبار قزاقستان كه از دوم تا 11 ژانويه 2022 ميلادي (12 تا 21 دي 1400) روي داد، تنشها و درگيريهاي مرزي بين قرقيزستان و تاجيكستان دومين بحران امنيتي منطقه آسياي مركزي در سال 1400 به شمار ميرود.
ایران، چین و روسیه از 1 بهمن 1400 دومین مانور نظامی مشترک خود را در شمال اقیانوس هند با عنوان «کمربند امنیتی دریایی 2022 » برگزار کردند. اولین مانور مشترک سه جانبه در دسامبر 2019 در همین منطقه برگزار شده بود.
در گزارش اخیر مرکز پژوهشهای اتاق ایران، پیامدهای چرخش سیاست اقتصادی چین از یک سیاست اقتصادی باز و توسعهگرا، به سیاست توجه بر تولید داخلی بررسی شده است؛ این چرخش چه پیامدها و فرصتهایی برای اقتصاد ایران دارد؟