دریای خزر پس از بحران ۲۰۲۶: سناریوی بازآرایی ژئوپلیتیک انرژی و احیای «ترانسخزر»
ایران، روسیه و کریدور شمال-جنوب
چرا «جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران» شکست خورد
زنان؛ زیرساخت انتقال میراث فرهنگی ناملموس در منطقه اکو
ژئوپلتیک سود؛ ترکیه، برنده بیرونی جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران
ضرورت انتخاب رویکرد تحلیلی مناسب برای داوری دربارهٔ یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا
جنگ علیه ایران، مناسبات آسیای مرکزی و کشورهای عرب حاشیۀ خلیج فارس را وارد مرحلۀ نوینی کرده است که میبایست در سطحی فراتر از دیپلماسی دوجانبه فهمیده شود. این منطقه، اکنون با یک بازآرایی ژئواکونومیک روبهرو است. کشورهای عربی خلیج فارس در تلاش برای تقویت (و یا حفظ) نقش خود بهعنوان سرمایهگذار، هاب/قطب لجستیکی و «شریک ثبات» هستند (تحت شرایطی که امنیت این کشورها نیز به اندازۀ ایران شکننده شده است). کشورهای آسیای مرکزی نیز با تکیه بر راهبرد تنوعبخشی میکوشند از تلۀ نااطمینانی بگریزند؛ اما نه با حذف ایران (که نه محتمل و نه ممکن است)، بلکه با افزودن گزینههای مکمل به سبد ژئواکونومیک خود.
در طول دهههای گذشته سیاست خارجی چین در قبال افغانستان بیشتر واکنش به سیاست قدرتهای بزرگ مانند شوروی سابق، آمریکا و ناتو بوده است و حتی در بحث امنیتی نیز سیاست پکن نوعی واکنش به روابط چریکهای اویغور با طالبان بوده است.
روز دوشنبه ۱۵ آذرماه ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه به هند سفر کرد. در این سفر قراردادهای تجاری و تسلیحاتی زیادی میان طرفین امضا شد؛ از جمله قراردادی برای تولید ۶۰۰هزار اسلحه کلاشنیکف.
در صورتی که اکو با محوریت ایران بتواند در میانمدت یک گفتمان همگرایانه برای تجمیع مزیتهای نسبی ژئواکونومیکی اعضا در یک بازی با حاصل جمع جبری مثبت ایجاد کند، میتواند از قِبَل آن در شبکه ژئواکونومیکی منطقهای ایجاد شده؛ مقاومسازی اقتصاد، احیاء ظرفیتهای بالقوه ژئواکونومیک و حتی ارتقاء وجوه گوناگون سیاست همسایگی خود را رقم بزند. این رویکرد به ویژه باتوجه به تعامل نزدیک با ازبکستان و ترکیه قابل تحقق خواهد بود.
هیراد مخیری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: آینده قفقاز آبستن تغییر است و آنچه مسلم است اتحاد مثلث ایران – روسیه – ارمنستان بیش از هر زمانی برای منافع چندوجهی سه کشور مذکور ضرورت و اهمیت پیدا میکند. مهمترین کشوری که در آینده مناسبات قفقاز میتواند نقش تعیینکننده داشته باشد ایران است. ایران بهخوبی دریافته است که در صورت تکرار استراتژیهای انفعالی پیشین خود در مقابل منطقه قفقاز جنوبی زیانهای غیرقابل جبرانی را متحمل خواهد شد و ارمنستان نیز اگر از جانب ایران و روسیه حمایت نشود متقابلاً به هر سویی خواهد گروید که امریکا و همراهانش منتظر این گرا از سمت ایروان هستند.
یک سال بعد از توافق آتشبس میان باکو و ایروان برای پایان تخاصم ۴۴ روزه، در هفتههای گذشته بار دیگر دوطرف حملات لفظی علیه یکدیگر را در مورد نحوه اجرای این توافق آتشبس که با میانجیگری روسیه منعقد شد، از سرگرفتهاند.
ترکیه بهعنوان یکی از اعضای ناتو همواره از تکنولوژیها و دانش غربی در حوزه نظامی استفاده کرده است. در این میان شرکتهای نظامی انگلیسی نقشی مهم در فروش طرحهای نظامی به ترکیه دارند و بسیاری از تجهیزاتی که در ترکیه تولید میشوند در واقع سرریز دانش تسلیحاتی شرکتهای انگلیسی است که به بهای قابل توجهی به ترکها فروخته میشود.
نفوذ چین در آسیای مرکزی همواره با مناقشات بسیار زیادی مواجه بوده است. برخی رویکردها اعتقاد به گذار از اقتصاد به امنیت در زمینه های نفوذ چین در منطقه داشته و برخی رویکردها نیز ضمن آن که این گذار را در بلندمدت اجتناب ناپذیر می دانند، «انفعال خودخواسته» چین در موضوعات مهم منطقه ای را عاملی برای عدم تمایل پکن به پرداخت هزینه های این راهبرد در بازه کنونی می پندارند.
چندی پیش، «ملا عبدالغنی برادر» معاون نخست وزیر حکومت طالبان، در شهر «تیانجین» چین متعهد شد که هرگز به هیچ نیرویی اجازه نخواهد داد تا دست به اقدامات خرابکارانه علیه چین بزند. «سهیل شاهین» سخنگوی طالبان افغانستان نیز در گفتگوی اختصاصی با «گلوبال تایمز» چین عنوان کرد که بسیاری از اعضای «جنبش اسلامی ترکستان شرقی» خاک افغانستان را ترک کردهاند چون طالبان به آنها اعلام کرده است نباید از خاک افغانستان برای انجام حملات علیه سایر کشورها استفاده شود. در همین حال، «وانگ یی» وزیر خارجه چین هم از طالبان خواسته بود تا نیروهای این جنبش را سرکوب کند. با توجه به موضعگیری طالبان علیه «جنبش اسلامی ترکستان شرقی» و جانبداری آن از پکن، آیا طالبان میتواند به وعدههای خود عمل کرده و دیگر پناهگاهی را در اختیار گروههایی که تهدیدی مستقیم علیه منافع ملی چین محسوب میشوند قرار ندهد؟ به نظر میرسد که متغیرهای مختلفی بر این سیاست طالبان اثرگذار است که نمیتوان با قطعیت به این پرسش پاسخ مثبت داد.