هدف اصلی هند و روسیه ایجاد فضای همکاری بیشتر و کاهش فشارهای یکجانبه است؛ از ای
واقعیت آن است که باقی ماندن شکل فعلی رابطه بین تهران و واشنگتن، منافع زیادی برای پکن دارد، از جمله آنکه رفع تحریمها منجر به افزایش قیمتهای نفت ایران شده و در این صورت چین که نفت ارزان از ایران خریداری میکند، متضرر میشود.
یک مجله تحلیلی آمریکایی به اشاره به نقش گرجستان در اتصال آسیا به اروپا آن را زنگ خطری برای روس ها تلقی کرده است.
برآوردهای اولیه حاکی از آن است که طی سه سال آینده فشارهای ایالات متحده آمریکا بر دولت ازبکستان در حوزههای مختلف افزایش خواهد یافت. محور اصلی این فشارها در سطوح سیاسی و امنیتی در موضوع انتقال قدرت پس از شوکت میرضیایف متمرکز خواهد بود. در حوزه گفتمانی اما در رسانهها و از طریق شکلدهی به یک جریان اپوزیسیون قدرتمند بهعنوان اهرمی کارآمد این اعمال فشار صورت خواهد گرفت.
این مدل اکنون در روسیه جاری است ولی ماهیت تحزب و فعالیت های سیاسی ترکیه در معنای مورد نظر غربی ها دموکراتیک تر از روسیه است، از این رو دستاوردهای اقتدارگرایی که ولادیمیر پوتین به دنبال بحران های داخلی در فدراسیون روسیه به راحتی کسب کرد و سال هاست در سایه نتایج مثبت این اقتدارگرایی، شخصیت محبوب روس ها محسوب می شود، برای اردوغان به آسانی حاصل نمی شود و از این رو می توان گفت: سیاست ورزی در ترکیه امری به مراتب دشوارتر از روسیه و حتی ایران است.
توانایی طالبان برای ایجاد یک نظام حاکمیتی امنیتی مبتنی بر حاکمیت قانون، تا حد زیادی منوط به منابع مالی است. این گروه قبل از تسلط بر افغانستان، میتوانست با چند صد میلیون دلار در سال، نیروهای شبه نظامی خود را اداره کند اما اکنون حتی وجود نیرویی به همان اندازه نیز هزینههای بسیار بیشتری را به طالبان تحمیل خواهد کرد به همین دلیل به دنبال راهی برای کاهش هزینه تشکیلات امنیتی خود و جذب منابع مالی خارجی است. در این بین، ایجاد نیروی مسلح منظم سبب افزایش هزینهها خواهد شد چون مستلزم ایجاد یک سلسله مراتب فرماندهی تحت حمایت یک بوروکراسی وزارتخانهای است. انتصاب «سراجالدین حقانی» به عنوان وزیر کشور حکایت از آن دارد که این وزارتخانه قرار است وزن واقعی داشته باشد؛ حقانی فردی نیست که اداره یک وزارتخانه نمایشی، وی را راضی نگه دارد و در پی آن است که وزارت کشور، نیروی مسلح خاص خود از جمله یگان «بدری 313» را در اختیار داشته باشد.
افغانستان در چهار دهه گذشته ابتدا با منطقه جنوب آسیا درگیر پویشهای امنیتی شد و پس از تهاجم ایالات متحده به این کشور در سال ۲۰۰۱ با خاورمیانه، آسیای مرکزی و چین نیز پویشهای امنیتی متقابل برقرار کرد. اما با توجه به تحولات بیست سال گذشته، میتوان افغانستان را عملاً به عنوان عضوی از مجموعه امنیتی منطقهای جنوب آسیا قلمداد کرد. به نظر میرسد با تغییر و تحولاتی که در نظام افغانستان رخ داد، پس از چهل و اندی سال، به یکباره فضای افغانستان از حالت امنیتیساز برای کشورهای پیرامونی خارج شده است.
سؤالی که اینجا مطرح میشود این است که چه کاری میتوان انجام داد تا همگرایی ترک جایگزین همگرایی اوراسیا نشود. باید برای متحدان و شرکا خطوط قرمز تعیین شود. مسکو هیچ مخالفتی با نزدیک شدن فرهنگی اقوام ترک ندارد. اما حوزههایی وجود دارند که نباید اجازه ورود بیگانگان را به آنها داد. آمریکاییها متحدان ناتو را از خرید تسلیحات از کشورهای دیگر منع میکنند. چرا قرقیزستان به خود اجازه خرید بیرقدارها را میدهد؟