آسیای مرکزی در نظم نوین سالهای اخیر، از یک پیرامون ژئوپلیتیکی به میدان بههم پیوستهای از رقابت قدرتها، بازآرایی کریدورها، بحران آب/انرژی و تهدیدهای فرامرزی بدل شده است. در این میان، قرقیزستان با وجود محدودیتهای اقتصادی و نهادی، نقشی بیش از پیش یافته و به گرهگاهی امنیتی میان روسیه، چین، غرب و سازوکارهای منطقهای تبدیل شده است. این نوشتار برآن است که امنیت قرقیزستان باید در چارچوب دگرگونی ساختاری امنیت منطقهای و منطق وابستگی متقابل درک شود؛ جایی که آب، انرژی، ترانزیت و مسائل افغانستان بهصورت همزمان تأثیرگذار است. در این میان، قرقیزستان نه یک قدرت مسلط، بلکه بازیگری میانی است که میتواند با بیطرفی فعال، میانجیگری و تنظیم هوشمندانه وابستگیها، به ثبا ت منطقهای یاری رساند.
در نشست پاریس که ماه گذشته با حضور نمایندگان کشورهای غربی برگزار شد، آمریکاییها پشت درهای بسته اعلام کردند که کشورهای آسیای مرکزی از پروژه تغییر رژیم در افغانستان حمایت نخواهند کرد. حتی تاجیکستان از "جبهه مقاومت ملی" فاصله خواهد گرفت تا مبادا وارد یک جنگ داخلی در افغانستان شود. امامعلی رحمان یک رئالیست سرسخت است. حال، خطر واقعی که در آینده وجود دارد این است که آمریکا و متحدان آن که نتوانستند طالبان را همسو و مطیع خود کنند و نتوانستند یک جنبش مقاومت ضد طالبانی ایجاد کرده یا اینکه کشورهای آسیای مرکزی را متقاعد به جدا شدن از مسکو و پکن کنند، ممکن است رو به سوی آخرین گزینه بیاروند که آن ایجاد هرج و مرج و آنارشی در افغانستان است، به نحوی که دیگر هیچ برندهای نداشته باشد.
توسعه تعاملات آسیای مرکزی و طالبان بر اساس روندهای کنونی بهوضوح دو پیامد منطقهای و بینالمللی را در بر خواهد داشت. نخست، کاهش نقش ازبکستان در تعاملات با طالبان و افزایش نقش سایر کشورها به تناسب نوع رویکرد و انگیزههای آنها است و دومین بروندادی که در سطح بینالمللی قابل توجه است، تسریع و تسهیل فرایند شناسایی بینالمللی دولت طالبان است.
کریم داوودمعینی بر این باور است که نشستهای مکرر کشورهای منطقهای و همسایه افغانستان اساسا تأثیر مثبتی بر تحولات این کشور، امنیت همسایگان و در کل امنیت منطقهای ندارد؛ تا زمانی که به نظر او حکومت طالبان در افغانستان روی کار باشد؛ چراکه این تحلیلگر یقین دارد حکومت طالبان بهعنوان یک واقعیت میدانی توانسته است که تحولات دیپلماتیک را هم تحت تأثیر قرار دهد./محمدعلی نایبی اعتقاد دارد که طالبان اکنون برخلاف تمام تحلیلهای سیاسی و رسانهای جریانهای داخلی در ایران که سعی در تطهیر طالبان داشتند، به توسعه گروههای تروریستی، تقویت قاچاق مواد مخدر و همچنین محدودکردن رسانهها، حقوق زنان و حتی تحصیل و اشتغال بانوان و نادیدهگرفتن حقوق همه جریانهای سیاسی، اقوام و مذاهب غیرپشتون پرداخته است.
حکومت طالبان حداقل در کوتاه مدت با چالشهای جدی در متغیرهای کلان اقتصادی مواجه خواهد شد. حکومت سرپرست افغانستان باید در ترسیم چشمانداز روشن برای متغیرهای کلان اقتصادی این کشور به سمت دیپلماسی سیاسی حرکت کند تا با هموار شدن مسیر ورود و خروج کالا، خدمات، ارز و فناوری بتواند وضعیت معیشت مردم را بهبود بخشد. آینده اقتصادی افغانستان در گرو به رسمیت شناخته شدن طالبان و ورود آن به جامعه جهانی است در غیر این صورت تحریمهای بانکی و ارزی باعث کاهش درآمد، افزایش نرخ تورم، گسترش بیکاری و فقر، موج جدید مهاجرت و عدم بهرهگیری بهینه از منابع خواهد شد.
عبدالناصر نورزاد در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: طالبان در بیشتر از پانزده ماه گذشته، متواتر به ایجاد تعامل با کشورهای منطقه، امریکا و اتحادیه اروپا برخلاف دور اول حاکمیت شان که تنها روابط شان منحصر به پاکستان، کشورهای حوزه خلیج فارس و عربستان بود، علاقمندی نشان داده و تلاش دارند خود را از اجنداهای پاکستانی به اجنداهای امریکا و فرا منطقه ای بکشانند.
جنگ اوکراین رقابتهای سیاسی را در منطقه به وضوح افزایش داده است. اکنون به نظر می رسد که روسیه در نتیجه این جنگ ضعیف شده است. با این حال، روندهای متناقضی قابل مشاهده است: از یک سو، تمایل روسیه را برای نگه داشتن آسیای مرکزی در مدار سیاسی خود دیده میشود که تعداد بی سابقه سفرهای مقامهای بلندپایه روسیه در طول سال به این منطقه گواه این امر است. حجم مبادلات تجاری و همچنین حجم وجوه ارسالی از روسیه نیز در حال افزایش است. از سوی دیگر، واضح است که کشورهای آسیای مرکزی از روسیه و جنگ علیه اوکراین فاصله گرفته و هیچ یک از جنگ حمایت نمی کنند.
در منطقه آسیای مرکزی، کشورهای کلیدی همچون ازبکستان و قزاقستان در حال تلاش هستند تا با توجه به گرایشهای مراکز ثقل قدرت و اقتصاد جهانی، موقعیت حاکمیت ملی خود را تحکیم کرده و ظرفیتهای منطقه آسیای مرکزی را افزایش دهند. در همین قالب نیز، تاشکند و آستانه در عین پایبندی به سیاست چندجانبهگرایی، عموماً در تلاش بودهاند تا به عرصه نزاع یا رقابت بازیگران منطقهای و فرامنطقهای اعم از روسیه، ایالات متحده، چین یا اتحادیه اروپا نیز تبدیل نشوند. به همین منظور، توسعه و تعمیق روابط دوجانبه (در گام نخست) و تثبیت و بهینهسازی همگرایی درون منطقهای (در گام دوم) را بهعنوان الگوی راهبردی طراحی مناسبات منطقهای خود برگزیدهاند.
هنر تزیین کامیون، هنری است در فرهنگ آسیای جنوبی که در پاکستان دیده میشود و شامل حکاکی گلهای پر نقش و نگار و خوشنویسی با پیامهای اجتماعی است که به طور استادانه ای متفاوت با یکدیگر تزیین شده است. این کامیون ها حاوی عناصر فرهنگی پاکستان با تصاویر شاعران مشهور، خوانندگان، سخنان چهره های محبوب […]